ئارامتر بخوێنەوە!

شبکەی کرد
مصداق بارز صنعت فرهنگ حکومت اشغالگر بر علیه کوردستان و سوژههای وابسته کورد به اشغالگر:

ڕامان ڕۆژهەڵات

مقدمه:
در این نوشتار سعی بر آن است که استفادهی حکومت اشغالگر از رسانه به عنوان تریبونی برای اشاعهی ایدئولوژی سرکوبگر خود در سرزمینهای مستعمره و پرورش سوژهی وابسته به خود از ساکنان آن سرزمینها مورد تحلیل قرار گیرد. مصداق بارز این امر شبکهی ((کرد))! است که از سنندج پخش می شود. در واقع شبکه های استانی و منطقهای که برنامهی کوردی پخش میکنند براساس همین هدف مدیریت میشوند. لذا منتقد کوردی که خود را فرزند خلف کوردستان میداند، از هر طریقی بایستی این نقشهی شوم را با استدلال متقن خنثی کند. در واقع نوشتهی حاضر از تحلیل محتوای برنامههای متنوع شبکهی کرد منتج شدهاست. که ارتباط این برنامهها در اشغال ذهن ملت کورد و برانگیختن آنها بر ضد جنبش های آزادیخواه کوردستان میباشد. لذا بایستی جنبشهای آزادیبخش کوردستان در آشکار کردن و خنثی کردن دسیسههای حکومت اشغالگر به جد اهتمام ورزند.

ترسیم کلی محتوای برنامه های شبکه ی کرد
محتوای برنامه ها مذهبی، زندگی روستانشینی و تقریبا طبیعی، موسیقی فولکولور کوردی و موسیقی ظاهرا کوردی ولی با سبک و سیاق فارسی که با نام موسیقی ایرانی بر دیگر ملتها تحمیل میشود. برنامه های اندکی در مورد ادبیات کوردی که در قالب ایدئولوژی جمهوری اسلامی بگنجد، برنامه کودک که با زبان کوردی ولی در دستور زبان و فونوتیک و لحن تقلید از الگوهای فارس زبان است، میان پردهها و سریالهای مبتذل کوردی که بیشتر مسخره بازی و لودگیاست تا طنز، سریالهای تکراریای که در شبکه های سراسری و استانی پخش میشوند و برنامه های ایدئولوژیک رسمی ایرانی- اسلامی، میباشند که هر کدام را با محک تحلیل بررسی میکنیم.
1 – برنامه های مذهبی که در اوقات شرعی روزانه و مناسبتها و اعیاد پخش میشود دارای محتوایی متناقض با هدف از اجرای آنهاست. جمهوری اسلامی از یک سو با داعش، القاعده، اخوانالمسلمین، انواع سلفیسم و حرکتهای اسلامی کوردستان عراق ارتباط مستقیم دارد و مجوز تبلیغ در کوردستان شرقی را برای جذب نیرو و هوادار به آنها داده و از فعالیتهای آنها ممانعتی به عمل نمی آورد و از سوی دیگر برنامه های مذهبی شبکه ی کرد و دیگر شبکه های استانی و منطقهای که برای کورد اهل سنت برنامه پخش میکنند، بسیار فردگرایانه، محافظه کارانه و سطحی است. برای مثال در مورد ظلم و معیارهای ظالم بودن و مسئولیت مسلمانان در برابر وی سخنی به میان نمیآید. ولی مکررا بدگویی از آمریکا و اسرائیل و هر کشور و طرفی که مخالف ایدئولوژی و منافع و سیاستهای جمهوری اسلامی باشد بیان میشود. تحمیل مصداق به ذهن مخاطب بدون تشریح مفهوم آن فریب مخاطب میباشد که این امر به وسیله روحانیون دولتی و وابسته به جمهوری اسلامی صورت میگیرد. نتیجهی این وضعیت بیان آن قسمت از فقه اهل سنت میباشد که در خدمت تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی قرار میگیرد. موضع روحانی اهل تشیع موضع روحانی کورد شیعه نیست، موضع جمهوری اسلامی است. روحانیون شیعه و سنی پرورش یافته در مراکز اسلامی و حوزههای علمیه ی وابسته به حکومت شخصیت یکسانی دارند و قول و عمل آنها نه در خدت ملتشان بلکه در خدمت بقای جمهوری اسلامی است. این الگو از روحانیت با دیکته شدن موارد ضروری به ایشان در مقابل دوربین ظاهر میشوند.
2 – زندگی روستانشینی و تقریبا طبیعی: جامعهی کوردستان همانند همه ی جوامع خاورمیانه در وضعیت گذار قرار دارد. تعارض سنت و مدرنیته را در زندگی کورد و عرب و ترک و فارس میتوان مشاهده کرد. ولی سیاست جمهوری اسلامی در قبال ملتهای غیرفارس تلقین تصویر زندگی پیشامدرن از خودشان به خودشان است. اینکه هویت کوردی در چوپانی و لباس کوردی و غذاهای محلی و ادبیات شفاهی و تعصب و غیرت عشیرهای خلاصه بشود. و تقویت این تصویر در ذهن مخاطبین کورد در بازگرداندن ذهن ایشان به روستاها میسر است. برنامههای مردمشناسی لازم و آرشیو کردن دستاوردهای بشری ضرورت تام دارد. ولی برنامهای مثل (( ڕێگا )) پیشامدرن نشان دادن زندگی در کوردستان است. فرهنگی عاری از تعقل که به غیر از تامین نیازهای اولیهی معیشت دغدغهای ندارد. و معرکه گردان این سناریو سوژههای لودهایست که در مراسم سپاه پاسداران باعث خندهی پیشمرگان مسلمان(( جاشها )) میشوند. برنامه هایی که در سطح شهرها تهیه میشود نیز از همین عقلانیت سرچشمه میگیرد که ظرفیت ذهنی دستاندرکاران کورد که فاقد عناصر مدرن میباشد( و این معضل بسیاری از مردم، حتی تحصیلکردگان کورد است.) تسهیلگر اجرای عقب نگهداشتن ذهنیت احاد مردم در مرحلهی طبیعی زندگی و ممانعت از شکلگیری ذهنیت سیاسی در آنان است، غافل از اینکه آگاهی سیاسی در میان تودهی مرم کوردستان امری غیرقابل انکار است ولی جمهوری اسلامی و دستگاه ایدئولوژیکش به فعالیتش ادامه داده و سوء اثر خود را خواهد گذاشت.
موسیقی فولکولور کوردی و موسیقی ظاهرا کوردی ولی با سبک و سیاق فارسی که با نام موسیقی ایرانی:
موسیقی کوردی دارای شناسنامهای مستقل از موسیقی فارسی است و با پرهیز از تعصب ملی، در برخی ابعاد قویتر از موسیقی ملتهای همسایهاش رخ مینماید. البته این به معنای برتری موسیقی کوردی بر موسیقی دیگر ملتها نیست و هر کدام سبک و سیاق و زیبایی شناسی خود را دارد. آنچه در شبکهی سنندج روی میدهد در راستای فاشیزم ایرانی است. موسیقی کوردی تا حد ابتذال پایین آمده و تصویری بدوی از آن نشان داده میشود. موسیقی فاخر آن است که در دستگاههای موسیقی ایرانی بگنجد و لحن و سبک و سیاق آن تقلید از موسیقی فارسی باشد. مساله ی مهم دیگر این است که درکی از موسیقی کوردی در فضای شبکهی مذکور وجود ندارد و جرات پرداختن به این مهم در هنرمندان و کارشناسان دعوت شده نیز موجود نیست. برای خالی نبودن عریضه از آثار استادان موسیقی کوردی همچون (( مامۆستا حەسەن زیرەک، ماملێ و…..)) استفاده میشود ولی نمایندگان موسیقی به ظاهر کوردی با سبک و سیاق فارسی بسیار بیشتر به نمایش درمی آیند.
برنامه های اندکی در مورد ادبیات کوردی که در قالب ایدئولوژی جمهوری اسلامی بگنجد: ادبیات کوردی علیالرغم نبودن پشتوانهی سیاسی همپای دیگر ملتها رشد کرده است. در شبکه ی کرد کمترین اهمیتی به این مهم داده میشود. زمان اندک در طول هفته و نشان دادن تصویری محدود و محافظه کارانه از آن، عملا ادبیات کوردی را از ادبیاتی ملی به ادبیاتی منطقهای و محلی تبدیل کردهاست. علاوه بر خوانش ایدئولوژیک از ادبیات در جمهوری اسلامی – که بعد ایرانچی بودنش دنبالهی پهلوی است- ، کوردی بودن نیز سانسور میشود. همانند بخشهای قبلا ذکر محتوای دال بر بعد سیاسی هویت کوردی – که الزاما برضد جمهوری اسلامی هم نیست- حذف میشود.
برنامه کودک که با زبان کوردی ولی در دستور زبان و فونوتیک و لحن تقلید از الگوهای فارس زبان است: سیاست جمهوری اسلامی در راستای یک زبان – یک ملت پیچیده تر از سیاست پهلوی است. ایده پردازانی مثل ناصر فکوهی تثبیت زبان فارسی را در بین غیرفارسها به پیش از دبستان گسترش داده اند. کارکرد مهدهای کودک در مناطق غیرفارس زبان با توجه به سیاستهای آموزشی و نظارتی مرکزگرا بر آنها، دلیل این مدعی است. شبکهی سنندج نیز در زمینه کوتاهی ننموده است. زبان کوردی نیز مورد استفاده قرار میگیرد ولی لحن، دستور زبان و بسیاری از کلمات فارسی است. به کارگماری مجریان ناکارآمد و سرسپرده و در بهترین حالت افرادی ناآگاه تثبیت هژمونی زبان فارسی را بر برنامه ها، به ویژه برنامه ی کودک، تسهیل نموده است.
میان پردهها و سریالهای مبتذل کوردی که بیشتر مسخره بازی و لودگیاست تا طنز: این بخش در کانالهایی که برای غیرفارسی زبانان برنامه پخش میکنند مشترک میباشد. زبان این میان پرده ها و سریالها به ظاهر طنز ولی فاقد محتوای انتقادی است. بهره گیری از زبان کوردی با لحنی تهی از تعقل و منفت طلبانه و فردگرایانه، تصویری از زندگی عادی مردم کوردستان ارائه می دهد که دور از تمدن، بدون بینش سیاسی، تلاش برای تامین نیازهای اولیه، زندگی شخص محور و محافظه کارانه میباشد. کاراکترهای موجود در این برنامه ها با زبان ی نزدیک به شیوه ی روستانشینی و عشایری تکلم میکنند و دلیل وجهه ی نوستالوژیک آن مورد توجه مهاجران از روستا به شهر قرار میگیرد. جلب توجه این قشر به این برنامه ها برای جلبشان به دیگر برنامه های ایدئولوژیک است. مردم باید به شبکه ی کرد عادت کنند.
سریالهای تکراریای که در شبکه های سراسری و استانی پخش میشوند: در شبکه های استانی سریالهای مبتذل ایرانی به صورت متناوب پخش میشود. علاوه بر ناتوانی در پر کردن زمان پخش برنامه ها که ناچارا با سریالهای تکراری پر میشود، به ذهن مخاطبین عامه مفهوم ((ایران واحد)) القا میشود. در ظاهر بحث وحدت در عین کثرت را به میان می آورند که در واقع یکدست نمودن ذهنهاست و در این میان غیرفارس زبانان مقلد زبان و اطوار فارسها خواهند بود.
برنامه های ایدئولوژیک رسمی ایرانی- اسلامی: حکومتهای دیکتاتور در همهی نقاط جهان از میدیا جهت ترویج افکار و ایدئولوژی اقتدارگرای خود بهره گرفته و میگیرند. حکومت پهلوی و وارث نیمه خلف آن یعنی جمهوری اسلامی رادیو و تلویزیون را تریبون خود برای اعلام و القائ تفکر خود به غیرخودیهایشان می کردند. با گسترش استفاده از تکنولوژی ماهوارهای و اینترنت، حکومت از این قافله عقب نیافتاد و کانالهای استانی نیز ماهوارای شدند. حتی برای ملتهایی که بخشی از آنها درخارج از مرزهای ایران قرار دارند، برنامه تهیه میکند. اثر سوء شبکهی جهانی سحر بر جامعهی عشیرتی جنوب کوردستان انکارناپذیر است. در نحوه ی تهیه و پخش این قسمت از برنامه ها هویت کوردی تماما انکار شده و به عنوان عقبهای عقب افتاده و طفیل هویت ایرانی نمایانده میشود که مثلا با وقوع انقلاب شکوهمند!! اسلامی از بند استکبار رها شده و پس از انقلاب نیز از بند وابستگان به استکبار رهانیده شده اند. بخشهای قبلی در واقع جهت آماده سازی ذهن مخاطب برای ارائه ی این بخش است.
سوژه های ناآگاه کورد که به زعم خویش در خدمت ترویج فرهنگ کوردی هستند باید به موارد ذیل توجه نمایند.
1 – مکانیزم جمهوری اسلامی آنچنان پیچیده و غامض نیست که نتوان آن را تحلیل کرد. اگرافراد ناآگاه و یا بی مسئولیت نسبت به ملت کورد گردانندگان برنامه های آن نباشند، نمیتواند کاری از پیش ببرد. زبان با بار معنایی آن ارزشمند و توان اثرگذاری در پیشبرد زندگی بشری، به عنوان ابزار ارتباط و انتقال اطلاعات را خواهد داشت. شبکه ی کرد نه تنها در جهت عکس غنابخشیدن به زبان کوردی فعالیت میکند، بلکه عامدانه به تهی کردن آن از معنا و تقلیلش به زبانی بدوی که به تدریج دستور زبان فارسی در آن به کار میرود، مشغول است.
2 – فرهنگ کوردستان را در مقابل فرهنگ مرکز خودکم بین و حقیر نشان میدهد. این امر در راستای سیاستی است که تلاش دارد هویتهای مستقل داخل مرزهای ایران را از لحاظ روانی به مرکز وابسته کند و این امر با متجدد و برتر نشان دادن فرهنگ مصرفگرای مرکز و عقب مانده نشان دادن فرهنگ ملتهای غیر فارس محقق میشود. مکانیزم تحقق این برنامه اشغال ذهن مخاطبین پیرامون است که به شکلی غیرمستقیم عمل میکند. افراد در دوره پهلوی اول با زور به شکل مرکزنشینان درمیآمدند ولی اکنون با صنعت فرهنگ بدون خشونت به آن مایل میشوند. شبکه ی کرد در این راستا خوب برنامهریزی شده است.
3 – در زمانهایی که اشغالگر نیازمند شروعیت بخش به خود از طریق کارناوالهای انتخاباتی است، انواع برنامه های پیشتر گفته شده مستقیما به حرکت در می آیند. یعنی علمای دولتی با توجیهاتی سخیف، موسیقی و خیمه شب بازی مبتذل با بازیگرانی مبتذل، هنر و موسیقی بی محتوا و…. به تریبون انتخابات تبدیل میشوند. واقعیتی نمایان میشود به این صورت که جمهوری اسلامی اعتقادی به تکثیر دینی – مذهبی، فرهنگی و سیاسی – اجتماعی ندارد. هر پدیدهای با ارزشش در خدمت به هویت ایرانی شیعی سنجیده میشود. کورد شیعه و سنی برای وی دیگری به شمار می آید. فقط در روش استحاله با آنها متفاوت برخورد میکند.

سخن آخر
شبکه سنندج با زبانی ساده و فارغ از اصطلاحات علمی بررسی شد. جمهوری اسلامی در سیاست اسیمیلاسیون دیگریهای خود بیش از پیش مصمم میباشد. و آنجایی که صنعت فرهنگش کارکرد نداشته باشد و نتواند مستقیما دیگری را جذب کند، به روشهای غیرمستقیم و با بهره گیری از عناصر فرهنگی دیگری نقشهی استحالهاش را طرح ریزی میکند. شبکه ی سنندج علاوه بر خسارتهایی که به فرهنگ کوردستان زده است، نتوانسته توفیق چندانی در خدمت به جمهوری اسلامی کسب کند. عموم مردم کوردستان به آن جاش تی وی میگویند. جمهوری اسلامی با آگاهی از این موضعگیری همجنان به تهیه و پخش برنامه از این کانال ادامه میدهد چرا که جامعه هدفش قشری ناآگاه میباشد و به امید حضور ایشان در کارناوالهای دولتی دل بسته است.

error:

بەشکردن لەگەڵ هاوڕێیان