ئارامتر بخوێنەوە

مبارزەی مدنی: پاشنە آشیل حکومت جمهوری اسلامی

ڕامیار رۆژهەڵاتی


مقدمە:

با خیزش آزادیخواهی از کوردستان و گسترش آن بە ایران، جمهوری اسلامی مبهوت از خشم آشکارشدەی مردم همەی ابزارهای سرکوب و ارعاب را بە کاربست. مکمل این برنامەی ارعاب، تشویش و انحراف افکار عمومی از مسالەی مبارزە است. بە همین دلیل با  برجستە کردن گفتمان کوردستان و در تقابل قراردادنش با گفتمان ایرانی کوشید شکافی در جنبش راە آزادی ایجاد کند. بدین صورت کە کوردستان را منطقەای تجزیەطلب نشان دادە کە نباید با آن همراهی و پشتیبانی کرد. البتە بحث از فردای آزاد و چگونگی دموکراسی پس از سقوط جمهوری اسلامی بحثی جدی‌ است و مردم بە جوش‌وخروش آمدە نیز آن را در ذهن می‌پرورانند. شعار خردمندانەی ” آذربایجان بیدار است، پشتیبان کوردستان است” ، پشتیبانی بلوچستان و شعار ” ژن، ژیان، ئازادی”( زن، زندگی، آزادی)  دورنمایی از آیندە را نشان داد. ولی تمرکز نیروهای انقلابی بایستی بر وضع حاضر باشد. جبهەای واحد در برابر دیکتاتوری مرتجع کە قائل بە هیچ حقی برای فرد و اجتماع انسانی نیست. سوال اصلی اینگونە مطرح می‌شود کە شیوەی موثر مبارزە کدام است؟ این سوال لزوم شناخت ساختار ایدئولوژیک و سیستم سرکوب آن را نمایان می‌کند.


بدیهی است حکومتهای خودکامە کە از ظواهر مدرنیتە همچون ابزار مشروعیت‌بخش و توجیەگر احکام خود بهرە می‌گیرند، در ظاهر دارای چهارچوب و ساختاری مدرن می‌باشند. ولی با تدقیق در نحوەی عملکرد جمهوری اسلامی در بحرانهای انسانی مانند سیل و زلزلە و اخیرا پاندمی کرونا، آشکار شد کە ساختار سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی پیش‌شرطهای یک سیستم مدرن را ندارد، چراکە در صورت رعایت مبانی سیستمی از راس نظام تا مدیران شهرستانی  بایستی عزل شوند. شبکەای از بیت رهبری تا کارمندان ( نمایندگان) مجلس شورای اسلامی، شورای شهر و… کە علاوە بر روابط رانتی و فساد از هر نوع، بُعدی امنیتی را بعنوان بازتولیدکنندەی شبکە در خود دارند. بە عبارت دیگر این شبکەی فساد دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. بعد امنیتی حافظ کلیت شبکەی فساد است.

البتە جمهوری اسلامی وارث سیستم تمامیت­خواە و پیشامدرن پهلوی است. اینچنین نظامی قدرت کنترل جریانات کنترل‌گریز را ندارد. نشانەی این ناتوانی شکست برنامەهای ایدئولوژیک و توسل بە سرکوب بە عنوان تنها گزینەی مدیریتی در اعتراضات دو دهەی اخیر است. لازم است این وضعیت آسیب‌شناسی شود کە در سطور پایین بە آن خواهم پرداخت.

اگر بە سیستم آموزش و پرورش دوران پهلوی نظر کنیم می‌بینیم کە بر سیاق ساختن سوژەی فارسیدانِ ایراندوستِ مطیعِ حکومتِ پادشاهی کە ظواهر زندگی مدرن را دارد، استوار بود. بدین سان سعی داشت بسیاری از فاکتورهای هویتی را در  نسخەی “تختەی پروکرستی” مانند خود حذف کند. حداقل سە نسل  آن سیستم را تجربە کردند ولی در انقلاب ٥٧ معلوم شد کە سیستم آموزش و پرورش پهلوی شکست خوردەاست. چراکە بر حذف “دیگری‌”ها استوار بود. سیستم آموزش و پرورش جمهوری اسلامی نیز بر همان سیاق بنا شد،  با این تفاوت کە بُعد و ظاهر مذهبی بە آن داد. این دستگاە ایدیولوژیک با امتناع از درک واقعیت اجتماعی سعی داشت بە عنوان مثال “بایرام” آزربایجان و “شاهۆ”ی کوردستان را با الگویی کە برای “امین” در رابطە با شعارهای انقلاب و حکومت در نظر داشت تربیت کند.

 دهە شصتی، هفتادی، هشتادی آن را تجربە کردەاند. نتیجە چی شد؟ خیزش کنونی بر شانەهای دهە هفتادیها و هشتادیهاست. این یعنی دینامیسم اجتماعی در جهت خواستەهای نسلهای‌است کە هویت طلب، آزادیخواە و پرسشگرند. یعنی فاکتورهایی کە جمهوری اسلامی می‌خواست از ذهنشان بزداید.

اگر فشار کمیتەهای انقلاب، تحکم مدارس و تربیت بستە دهە شصتیها را نسبتا مطیع نمود، ولی تحول اجتماعی راه را برای نسلهای بعد هموار کرد. جمهوری اسلامی نتوانست برای نسلهایی کە در فضای آن زیستند دورنمایی از سعادت را بە تصور درآورد. بە همین دلیل دهە شصتیها خود را نسل سوختە نامیدند و نسلهای بعد با گریز از تعلیم و تربیت حاکم راە خود را در پیش گرفتند. راهی نامعلوم رو بە مقصدی نامعلوم. ناامیدی و آیندەی نامعلوم نسلهای اخیر سبب استقلال ذهنیشان از آپاراتوس جمهوری اسلامی شد. جمهوری اسلامی با نسلیهایی غیرمذهبی، خواهان آزادی فردی و پرسشگر روبەروست و بە جز سرکوب جوابی برای آنها ندارد. چراکە سوالات و انتقادشان بنیان ایدئولوژیکش را زیر سوال بردەاست. مدیریت پویایی اجتماعی خیزش اخیر جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد.

تا اینجا تاریخ تکرار شدەاست. چراکە مکانیسم مدیریت در دورەی پهلوی و جمهوری اسلامی یکسان و مبتنی بر حذب و تحکم بودەاست. ولی از این بە بعد نباید تاریخ تکرار شود. خیزش مردمی بایستی راهی را در پیش گیرد کە بدون هیچ پیش‌شرطی برای آیندە ضامن احقاق حق هر قشر و اجتماع و هویتی باشد.

مبارزین با چنین درکی نسبت بە وضع موجود و چشم‌اندازی روشن نسبت بە آیندە سیستم سرکوب و ایدئولوژی جمهوری اسلامی را از کار خواهند انداخت. جمهوری اسلامی مانند اسلاف خود کنترلی بر قاعدەی جامعە ندارد و انسجام افقی در قاعدە پاشنە آشیل جمهوری اسلامی خواهد بود. برای ترسیم این انسجام لازم است برای هر منطقە، هر شهر و حتی هر محلە برنامەها و تاکتیکهای اثربخش طرح و اجرا گردد. در مقابل جمهوری اسلامی بە دلیل داشتن اسلحە، منابع مالی محدود و مزدوران مرکب از اراذل و اوباش، عربهای لبنانی و عراقی و مهاجرین افغان با برنامەای کە امکان تمرکززدایی از آن را ندارد، در کوتاە مدت خیزش مردمی را پراکندە کند. ولی با طراحی برنامەهای مقاومتی بلندمدت مردمی توان کنترل و سرکوب را از دست می‌دهد.

طراحی برنامەی عملیِ بلندمدت نیازمند تشکیل گروەها و دستەهای کوچک است کە در عین انعطاف در تاکتیک یک خط مشی را در برگیرند. در ادامە ویژگیهای این خط مشی خواهد آمد.

١- اگر جمهوری اسلامی در طول حیات خود مدیرت تضاد ملی و مذهبی نمودە است، بایستی هرگونە اختلافی تا زمان مناسب خود بە حالت تعلیق درآید. بە وسیلەی مهرەهایش در هر دو سوی، در بین کورد شیعە و کورد سنی نفاق ایجاد کرد. ملا قادر قادری، سپاهیِ قدیمی، کە بە امام جماعت شهر پاوە گماشتە ‌شدە است و آخوندهای شیعەای کە بیشتر امنیتی و سپاهی هستند، سعی داشتند هویت کوردستان را تکەتکە کند. در شهرهای کورد- تورک‌نشین آتش نفاق تاکنون برافروختە است. عملیات این منطقە کلا امنیتی است و حتی سیستم اداری و قضایی استان آذربایجان غربی امنیتی است. مذهب تشیع و کوردهراسی خمیرمایەی برنامەی سپاە ( مامور اجرای طرح) در بین همشهریان تورک و مذهب تسنن و تورک ستیزی خمیرمایەی تقابل کوردها با جریان مقابل است. چهرەهای کورد این سناریو اصلاح‌طلبانی می‌باشند کە ابژەی امنیتی می‌باشند و در مقابل خدمتشان امتیازات اقتصادی دریافت می‌کنند. در شرایط کنونی ضروری ‌است استراتژی “مدیریت اضداد” غیرفعال شود. تصور کنید اگر در شهر ارومیە قاعدەی جامعە از کورد و تورک چە ظرفیتی را برای مبارزە شکل خواهند داد.

٢- برنامەهای اعتراضی بایستی بە تناسب موقعیت و ویژگیهای جغرافیایی انسانی هر شهر و منطقە طراحی شود. کپی کردن برنامەها با درنظر داشتن این ویژگیها، اثر بیشتر و هزینەی کمتری خواهد داشت.

٣- لحظەی مواجهە مهمترین لحظە است و نیروهای سرکوبگر بیشتر از مردم می‌ترسند تا مردم از آنها. سعی شود در بدو امر بە عقب راندە شوند تا آرایششان بەهم بریزد.

٣- تیم شناسایی تشکیل شود و محل اقامت نیروهای سرکوبگر شناسایی شدە و در حد توان بە سزای عملشان رساندە شوند.

٤- کسانی را کە وابستە بە سیستم سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی هستند از روابط اجتماعی محروم شوند. این مورد از لحاظ ارزشی، اصلی اساسی است.

داگرتنی بابەت

مبارزەی مدنی: پاشنە آشیل حکومت جمهوری اسلامی

بەشکردن لەگەڵ هاوڕێیان