ئارامتر بخوێنەوە

خاندان پهلوی و سعی در استفادە از فرهنگ در خدمت ناسیونالیسم ایرانی – فارسی

هێرش ناسری


“در مورد ایدئولوژی و گفتمان باستان گرایانەی ایران نیز با وجود ابهامات زیادی کە در مورد تاریخ باستان ایران و بخصوص زمامداری و بر مسند قدرت بودن فارسها وجود دارد دارد، ناسیونالیسم ایران با بازتعریف و تحریف کردن تاریخ کوشیدە تا گفتمان فارسی بودن ایران باستان را بە پیش ببرد. اینکە تا چە اندازە فارسها در ایران باستان سهم داشتەاند و حتی رهبری امپراتوریهای بزرگی را داشتەاند بازهم جای بحث وجود دارد، برای اینکە تاریخ را هیچ وقت نمیشود بە صورت واضح و دقیق نوشت و بە آیندگان ارجاع داد. اما ناسیونالیسم فارسی و رضا خانی، از باستانگرایی و کهن بودن فارسها در سرزمین ایران، بە عنوان یک گفتمان سیاسی-فرهنگی استفادە میکنند و آن را بە ابزاری برای ترویج تشکیل ایران یکدست فارس تبدیل میکنند. “

“چە بی مفهوم و پوچ، چە نمایش احمقانەای! پسر یک کلنل قزاق در کشوری کە متوسط سرانەی سالانەی آن بە ٢٥٠ دلار نمیرسد، مثل یک امپراتور رفتار میکند و موعظە دستاوردهای خویش در مدرن سازی ملت (nation) را بە رخ میکشد در حالی کە لباس رزمی بەتن دارد و سمبلی باخود میکشد نشان از استبدادی کهن دارد”[1].

این یادداشت خاطرات گئورک بال سفیر سابق ایالات متحدە آمریکا در ایران و در زمان محمد رضا شاه پهلوی است. گئورک بال در میهمانی مجلل شاه بە مناسبت جشنهای (٢٥٠٠ سالەی شاهنشاهی ایران) شرکت کردە بود. اما مسئلەای کە اینجا مورد اهمیت قرار میگیرد نە پرداختن بە ولخرجیهای بزرگ شاه در زمانی کە مردم ایران در اوج فقر بە سرمیبردند، بلکە در رابطە با تلاش خاندان پهلوی البتە با خط دهی فکری الیت (Elite) فارس برای ریشە دواندن یا همان درست کردن (ملت ایران) یا صحیح تر ملت یک دست فارس-ایران میباشد.

ایران و بە خصوص شیعیان با برگزاری کارناوالهای بزرگ بیگانە نبودەاند. مراسم و آیینهای مذهبی شیعە برای عاشورا در دوران صفویها کە بعدها در دوران قاجار، بە مراسم تعزیە تغییر نام داد. از آخرین نوع فعالیتهای مذهبی قبل از سرنگونی قاجارها، میتوان بە درست کردن مقبرە شاه عبدلعظیم در تهران در سال ١٨٩٦ میلادی از طرف ناصرالدین شاه اشارە کرد[2]. اما این مراسمها و یادبودها در همان دوران بە قدرت رسیدن پهلوی پدر و بە اوج رسیدن  ناسیونالیسم فارسی، بە مراسمهایی نیمچە سکولار و البتە با هدف تشکیل دولت-ملت ایرانی تبدیل شد.

یکی از مهمترین مسائلی کە ناسیونالیسم برای تشکلیل دولت- ملت بە آن اهمیت ویژەای میدهد، مسئلەی فرهنگ (Culture) یا در واقع تشکیل دادن فرهنگی واحد است. در اینجا تشکیل دولت-ملت نە بە مفهوم سیاسی آن، بلکە بە مفهوم فرهنگی آن، مورد اهمیت است. در واقع تشکیل هر دولت-ملتی وابستە بە دو اصل سیاسی و فرهنگی است. اصل سیاسی آن بە مسئلەی تشکیل واحد سیاسی با جغرافیای مشخص و تعریف اصل شهروندی است کە از انقلاب فرانسە سرچشمە میگیرد. این اصل بر اساس نظریەهای فیلسوف فرانسوی ژان ژاک روسو ترسیم شد کە در واقع کلمە ملت “nation” اشارە بە شهروندان ساکن در یک واحد جغرافیایی-مملکت داشت. در انقلاب فرانسە این اصل بدینگونە تعبیر شد کە شهروندان خودمختار و آزاد هستند و بەجای اینکە در هر کشور یک نفر در مقام شاه یا هر منصب دیگری تصمیم گیرندە باشد، این شهروندان هستند کە باید حق انتخاب و تصمیم گیری برای کشور و خودشان را داشتە باشند[3]. در این نظریە ملت (nation)، بە معنی واحد جغرافیایی، کشور، مملکت، شهروندان و حق تعیین سرنوشت برای هر فرد است و بە هیچ عنوان اشارەای بە مسئلە زبان و فرهنگ مشترک در این واحد جغرافیایی یا دولت ملی نشدە است.

اما در هم تنیدن اصل ملت واحد با زبان و فرهنگ واحد در آلمان پدیدار شد.  ناسیونالیسم نوع آلمانی کە بە دنبال تشکیل واحد دولت-ملت آلمانی بود، اصل فرهنگ و زبان مشترک را با اصل ملت درهم آمیخت[4]. اشارە بە  ناسیونالیسم و تشکیل ملت واحد آلمانی بە این دلیل است کە در واقع ایران زمان رضا شاه، سعی در کپی کردن نمونەی آلمانی تشکیل دول-ملت داشت و باید اقرار کرد کە توانستند با استفادە از این مدل البتە زبان فارسی را بە تمام مردمان و اتنیکهای دیگری کە در واحد جغرافیایی بە اسم ایران وجود داشتند و دارند تحمیل کنند. در اولین تلاشها برای تشکیل دولت-ملت ایرانی، ناسیونالیسم فارس، سعی در برجستەکردن ادبیات و فرهنگ فارسی داشت. یکی از اصول  ناسیونالیسم اهمیت دادن بە زبان و فرهنگ مردمی هست. برجستە کردن واهمیت دادن بە فرهنگ و داستان سرایی عامیانە یکی از خصوصیات مهم  ناسیونالیسم اروپایی در قرن ١٨ و ١٩ بود[5].

جشنها و کارناوالهای مردمی، یا برجستە کردن و اهمیت دادن بە فلکلور مردمی از صدە ١٨٠٠ میلادی در اروپا اهمیت ویژەای پیدا کرد. در واقع ناسیونالیسم بعد از عصر (Epoch) رمانتیسم در اروپا بە وجود آمد. عصر مابعد رمانتیسم کە همزمان با گسترش صنعتی شدن در اروپا بود و بە عصر رئالیسم (realism) و ناتورالیسم (naturalism) در ادبیات شناختە شدە است. در این عصر جدید، اهمیت دادن بە داستانها و افسانەهای مردمی رواج پیدا کرد و بخش بزرگی از ادبیات بە روایات مردمی و زندگی عادی مردم آن زمان اروپا، کە شهر نشینی در آن رواج پیدا کردە و در عین حال طبقەای متوسط از قشر شهری بە وجود آمدە بود، اختصاص پیدا کرد. عصری کە در آن رمان و ادبیات مرزهای الیت بودن یان متعلق بە قشری خاص بودن را طی کرد و داستانهای مردمی، با زبان مردم رواج پیدا کرد[6].

 اهمیت ادبیات برجستەکردن ادبیات و روایاتی کە از دل مردم بیرون آمدە باشد و شرح حال مردم عادی یک جغرافیای خاص باشد، برای ناسیونالیسم از نظر زبانی و بە وجود آوردن زبانی واحد حائز اهمیت بودە است. چیزی کە ناسیونالیسم فارسی بر آن واقف بود اما الیت (Elite) فارس این را هم بە خوبی میدانست کە در آن زمان ایران نە تنها عصر رمانتیسم را طی نکردە بود، بلکە حتی کشور کاملا روستایی و غیر صنعتی بود و شهر نشینی تنها در قسمتهای کوچکی از ایران دایر شدە بود. فئودالیسم هنوز پا برجا بود و بخش بزرگی از جامعەی آن زمان ایران بیسواد بودند. مهمتر از همە جغرافیایی کە بە اسم ایران شناختە میشد، اتنیکهای مختلفی داشت کە هر کدام برای خود زبان، فرهنگ و عادات خود را داشتند. باوجود این ناسیونالیسم فارس بنا بر تشکیل دولت-ملت ایرانی بر اساس زبان و فرهنگ واحد فارسی داشت و بە این مسئلە هم واقف بود کە فرهنگ عامەی فارسی ایرانی کاملا فرهنگی غالبا مذهبی-شیعی بود.

از طرفی دیگر و اگر چە مدرنیسم بە عنوان ایدە و بعضا ابزار مدرن ازطرف کشورهای کلونیالیست نظیر فرانسە و بریتانیا بە کل خاورمیانە و ایران رسیدە بود[7]، اما ایران هنوز کشوری غیر مدرن، از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بود. الیت فارس بە خصوص  ناسیونالیسم تندرو فارسی کە رضا شاه در واقع عضوی از آنها بود، سعی در گذر از فرهنگ مذهبی-شیعی آن زمان داشت. البتە کە یکی از الگوهای رضا شاه در آن زمان آتاترک در ترکیە و ایجاد کشور لائیک ترکیەی نوین بود[8]. اما ایران نوین با ترکیە نوین از لحاظ فرهنگی، مذهبی و اقتصادی تفاوت بسیار داشت کە در اینجا لازم بە پرداختن بە این موضوع نیست. اما  ناسیونالیسم فارسی کە پروژەی تشکیل دولت-ملتی فارسی در جغرافیای ایران را داشتە و در عین حال نیاز مبرمی بە نو سازی فرهنگ فارسی-ایرانی داشت، سعی در بازگشت بە تاریخ ١٠٠٠ سال قبل کردند و برای همین هم سعی در برجستە نمودن آثار ادبی کهن فارسی از جملە فردوسی کردە و شاهان ماقبل صفویان را ارج نهادند.

 در اینجا لازم میدانم کە بە جمال الدين الافغاني (اسدآبادی) رفرمسیت و نظریە پرداز اسلامی اشارە کنم کە نقش مهمی در شکل گیری تفکر بازگشت بە گذشتە در میان ناسیونالیستهای فارسی داشت. در واقع الافغانی یک پرنیالیست (perennialists) مذهبی بود کە خواهان رفرم در اسلام و بە وجود آمدن کشورهای مختلف اسلامی بر اساس اتنیکهای مختلف بود و این نظریە را داشت کە باوجود اینکە اسلام از لحاظ حکومتداری و فرهنگ اسلامی فاسد شدە، اما از لحاظ فرهنگی، اتنیکها باید بە اصل خویش برگردند. مثلا کشور مصر با وجود حفظ مذهب اسلامی البتە با تفاسیری رفرمیستی، باید از لحاظ اتنیستە و فرهنگ بە ماقبل اسلام رجوع کند[9].

 پرنیالیستها بر این نظر بودند کە ملت اصلی تاریخی و در گذر زمان شکل گرفتە است. اما بر خلاف این نظریە، مدرنیستها بر این باور بودند کە ملت تشکلی جدید و برآمدە از اصل مدرنیت و کاملا مکانیکی است[10]. البتە در مورد رجوع ناسیونالیسم فارسی از نوع رضا شاهی آن نمیتوان با قاطعیت گفت کە آنها بر اساس نظریەهای جمال الدین افغانی بە تاریخ قبل از صفویها برای تشکیل و (ترمیم) زبان و فرهنگ فارسی بازگشتەاند اما قطعا آشنایی نزدیکی با این ایدەها داشتەاند. از همین رو، ناسیونالیسم فارس برای تعریف ملت ایرانی بە گذشتە رجوع میکند و میخواهد مشروعیت ملی خود را از دوران باستان بگیرد و خود را بە مانند “فارس” بە عنوان بخشی اصلی از تاریخ جغرافیای سرزمینی بە نام “ایران” بنامد و البتە آن دوران را هم دوران متمدن و والای فرهنگ ایرانی-فارسی بداند.

 در اولین مرحلە از پراکتیزە کردن ایدەهای ناسیونالیستی-فارسی خود، بعد از ١٠٠٠ سال دوبارە بە فردوسی رجوع میکنند. فردوسی کە زمانی علیە هژمونی زبان عربی دست بە کار بزرگی زدە بود و تمام داستانها و افسانەهای مردمی را در شاهنامە جمع کردە بود، بە نماد ناسیونالیسم فارسی – ایرانی تبدیل شد[11]. در همین راستا و در سال ١٩٢٢ جشن ١٠٠٠ سالەی فردوسی برگزار شد و هزاران نسخە از آثار فردوسی بازنشر شد و همان سال هم انجمن آثار ملی ایران تاسیس شد[12]. در واقع بازگشت بە فردوسی بە معنی گذر از زبان مشترک اسلامی-عربی دوران میانە (وسطی) در ایران بود. چیزی کە قبلا و با تشکیل دولتهای ملی در اروپا شکل گرفتە بود. در اروپا و با بە وجود آمدن فکر تشکیل دولتهای ملی، بیشتر بە زبانهای ملی اهمیت دادە شد و همین امر هم باعث کمرنگ شدن استفادە از زبان مشترک بدون مرز (مابین اتحادیەهای بزرک- Territorial states) شد، بە خصوص زبان مشترک لاتین کە از طرف کلیسا بە کار بردە میشد[13].

اما تاسیس انجمن آثار ملی ایران بە معنای آغاز تاسیس انجمنها و نهادهای بزرگ دیگری بود کە مدرنیتە بە آن نیاز دارد و میتواند نقش موثری در رواج تاسیس ملت (nation) داشتە باشد. بنا بە تعریف ارنست گالنر، ملت جامعەای با فرهنگ عالی/والا است[14]. از نظر گالنر مدرنیسم و ناسیونالیسم در تمام کشورها (اروپایی-غربی) یک نوع فرهنگ با تمرکز بر زبان بە وجود آوردە است. این نظریە بر این عقیدە است کە ناسیونالیسم با تمرکز بە یک زبان بە رواج آموزش و همچنین گسترش دامنەی ارتباطات از طریق روزنامە، پرس و گسترش فرهنگ خواندن، دامن زدە است کە البتە این با دخالت سیاسی بەوجود آمدە است. این هم شرایطی را فراهم کردە کە فرهنگ غیر قابل پیشرفت و “وحشی- wild culture” مردم در این فرم روستایی جامعە کە گالنر آن را “agroliterat” مینامد، با فرهنگی پێشرفتەتر و عالی جایگزین شود. البتە این نوع فرهنگ عالی از بالا و از طرف الیت روشنفکری هدایت میشود و یک فرهنگ روستایی با یک فرهنگ شهری (garden culture)، ادبی “literar” و پلورال با پشتوانەی انجمنهای علمی دولتی جایگزین میشود. بە همین دلیل، ناسیونالیسم در کل بە تشکیل موسسات، واحدهای آموزشی و انجمنهای بزرگ فرهنگی و تاسیس موزەها نیاز دارد. در این راستا مابین سالهای ١٩٢٢ تا ١٩٤٠ بیشترین موسسات دولتی اعم از سیاسی، آموزشی و فرهنگی در ایران دایر میشود. بە عنوان نمونە موزەی ملی ایران (Irans nationalmuseum[15]) سال ١٩٣٣ تاسیس میشود. در این موزە آثار باستانی کە در کل جغرافیای ایران وجود دارد جمع آوردی میشود و بە عنوان بخشی از تاریخ ایران – فارسی بە نمایش گذاشتە میشود. در امر آموزش برای نمونە میتوان بە تاسیس دانشگاه تهران در سال ١٩٣٤ و همچنین آموزش اجباری موسیقی کە در زمان رضا شاه و “برای اشاعە موسیقی و فرهنگ موسیقی[16]” اشارە کرد.

همەی این کارها و مدرن سازیها در واقع از طرف رضا شاه و ناسیونالیسم فارسی-ایرانی برای تاسیس و تشکیل یک ملت (ایران-فارسی) شکل میگیرد. اما سرزمینی کە  ناسیونالیسم فارس بر آن حکومت میکرد در واقع موزائیکی از ملتها و فرهنگهای مختلف بود. حتی از لحاظ مذهبی هم این سرزمین در واقع یکدست نبود. در عین حال فرهنگها و ملتهای مختلف هریک برای خودشان با وجود واردات مدرن و ایدەهای مدرن در پی تشکیل دولت-ملتهای خویش وتاسیس کشورهای مستقل خود بودند.

 نە تنها این ملتها از فارسها عقب افتادەتر نبودند، بلکە بعضا از لحاظ فرهنگی و حتی شخصیت ملی از فارسها پیشرفتەتر بودند. برای نمونە ترکها کە از لحاظ زبانی و فرهنگی بە ترکیە نزدیکتر بودند، سالها بود کە امپراتوری بزرگی بە مانند عثمانی داشتند و حتی خودشان در ایران برای صدەها فرمانروا بودند، اما فرمانروایان بیشتر مذهبی. حتی از لحاط مدرنیتە هم بە دلیل نزدیکی ترکها با مرزهای شوروی سابق و آذربایجان کە در آن زمان صنعتی شدە بود، مهاجرت و رفت و آمد کارگران ترک آذری برای کار در کارخانجات شوروی، باعث بە وجود آمدن حتی طبقە کارگر و طبقات شهری در تبریز شدە بود و بە همین دلین هم در دوران مشروطە یکی از احزاب مهم آن زمان (اجتماعیون عامیون) کە در واقع حزبی سوسیال دموکرات بود، در تبریز تاسیس شدە بود[17]. یا برای نمونە در اهوازو در میان عربهای آنجا، با وجود شرکتهای نفتی انگلیس، طبقەهای کارگری و شهری بە وجود آمدە بود[18]. در کردستان با وجود هم مرز بودن با امپراتوری عثمانی و نزدیکی بیشتر بە اروپاییها، آشنایی بیشتری با مدرنیتە و اصل بە وجود آوردن دولت ملی وجود داشت. بە همین دلیل هم رهبری همچون اسماعیل خان سمکو، بە دنبال تاسیس کشور کردستان بود[19]. اما با وجود اینها، رضا خان و ناسیونالیسم فارسی، از طریق سرکوب و کشتار وسیعی کە انجام دادند، سعی در خاموش کردن صداهای هویت طلبانە در مناطق مختلف و فارسیزە کردن مردم داشتند و برای همین هم قانون اجباری کردن زبان فارسی را برای تمام مردمی کە در جغرافیای سرزمین ایران زندگی میکرند تحمیل کردند.


گفتمان (discourse) سیاسی – فرهنگی  ناسیونالیسم ایرانی

بعد از تشکیل موسسات سیاسی و فرهنگی و همچنین سرکوب بی رحمانەی خواست ملی ملتهای مختلف در ایران، ناسیونالیسم فارسی علاوە بر خشونت، نیاز بە گفتمان (discourse) سیاسی-فرهنگی بر مبنای هویت ایرانی-فارسی داشت. در واقع تاسیس تمام موسسات و نهادهای فرهنگی در ایران، بخشی از گفتمان فرهنگ ایرانی بود. گفتمان صرفا یک ابزار سخنوری و زبانی (rhetorical) نیست بلکە هر گفتمانی بە پشتوانەی موسساتی احتیاج دارد[20]. ناسیونالیسم فارس در کنار اقدامات سیاسی، نیاز داشت تا گفتمان فرهنگی ایرانی-فارسی را ترویج دهد. گفتمان سیاسی-فرهنگی ناسیونالیسم فارس در زمان رضا شاه بر اساس سە اصل ایدئولوژیک بودە است. ناسیونالسیم (باستان گرایانە archaism) مدرنیزاسیۆن و سکولاریزم[21]. هرکدام از این اصلهای ایدئولوژیک، برای درست کردن گفتمانی ناسیونالیستی-ایرانی بە کار گرفتە شدە است. دراینجا و بە طور مختصر بە دو مورد از این اصلهای ایدئولوژیک کە در خدمت گفتمان ایرانی بودە است اشارە خواهد شد.

اول اینکە مدرنیزاسیۆن در ایران در خدمت تاسیس موسسات دانشگاهی و آموزشی برای زبان فارسی بە خدمت گرفتە شدە است. رادیو ایران کە در ساڵ ١٩٢٤ تاسیس شد بخش بزرگی از برنامەهای خود را بە موسیقی (صفحە ایران) اختصاص میدهد. در یکی از بخشنامەهای ادارە “پست و تلگراف در مورد مقررات رادیو ایران” آمدە است کە رادیو باید بخشی از برنامەهای خود را همچنین بە ادبیات ایران اختصاص دهد[22]. در اینجا موسیقی صفحە ایران و ادبیات ایران صرفا بە معنای ادبیات و موسیقی فارسی است. در واقع رادیو بە مانند ابزار مدرن ارتباطی و تبلیغاتی، در خدمت ترویج فارسیزە کردن ملتهای ایران و همچنین گفتمان ایرانی – فارسی بودە از همان بدو تاسیس در زمان رضا شاه بودە است.

در مورد ایدئولوژی و گفتمان باستان گرایانەی ایران نیز با وجود ابهامات زیادی کە در مورد تاریخ باستان ایران و بخصوص زمامداری و بر مسند قدرت بودن فارسها وجود دارد دارد، ناسیونالیسم ایران با بازتعریف و تحریف کردن تاریخ کوشیدە تا گفتمان فارسی بودن ایران باستان را بە پیش ببرد. اینکە تا چە اندازە فارسها در ایران باستان سهم داشتەاند و حتی رهبری امپراتوریهای بزرگی را داشتەاند بازهم جای بحث وجود دارد، برای اینکە تاریخ را هیچ وقت نمیشود بە صورت واضح و دقیق نوشت و بە آیندگان ارجاع داد. اما ناسیونالیسم فارسی و رضا خانی، از باستانگرایی و کهن بودن فارسها در سرزمین ایران، بە عنوان یک گفتمان سیاسی-فرهنگی استفادە میکنند و آن را بە ابزاری برای ترویج تشکیل ایران یکدست فارس تبدیل میکنند. البتە این گفتمان نیز گفتمانی شکست خوردە است. زیرا هیچگاە در جغرافیای ایران اتنیکی یکدست در قدرت نبودە است. در ضمن در ایران باستان پادشاهان مختلف از اتنیکهای مختلف و بر مناطق مختلف حکومەت کردەاند. بە همین دلیل هیچ گاه ناسیونالیسم ایرانی نتوانستە با وجود تمام تلاشی کە برای بازتعریف تاریخ از زاویەی دید خود و آنگونه کە بە نفع خودشان بودە است از گفتمان تاریخی-باستانی برای همگون سازی فرهنگی-زبانی و بە وجود آوردن ملت ایران استفادە ببرد.

اما این گفتمان ناسیونالسیتی باید مدام نوآوری یا ابداعی را کە خود کردە است ترغیب کند. بە تعبیر پیر نورا (Pierre Nora) در ارتباط با ناسیونالیسم ما حافظەی آنی نداریم وبرای همین وقتی یک روایت تاریخی شکل دادە و نوشتە شد، رهبر این حرکت ناسیونالیستی یا رهبر یک کشور، در مقابل نیاز مبرمی برای ترغیب کردن آگاهانە و مداوم این روایت شکل دادە شدە قرار میگیرد[23]. چیزی کە در ایران و بعد از برکناری پهلوی پدر، محمد رضای پسر ناچار البتە آگاهانە بە ترغیب تاریخ شکل دادە شدە و در واقع ‌غیر واقعی باستان ایران شد و مدام جشنهای مجلل شاهنشاهی برگزار میکرد.

 پیر نورا همچنین مینویسد کە در واقع رهبر یک جریان ناسیونالیستی باستان گرا این کار را با چنان امکانات خاص و بە شیوەای خاص بە مانند برگزاری جشن سالگردی انجام میدهد. هدف از این کار هم این است کە این تاریخ برساختە، بیشتر بە شکل حقیقی و اصلی درآمدە و هیچ گمانی در مورد نادرست بودن این تاریخ باقی نماند. در واقع شاه پسر در ترغیب گفتمان ایرانی کە شاه پدر برای او بە ارث گذاشتە بود، سعی در واقعی نشان دادن ملت “ایران” با قدمتی تاریخی و بیشتر ترویج دادن گفتمان وجود ایران و بە خصوص ایران-فارسی با قدمتی ٢٥٠٠ سالە داشت. بر همین اساس، شاه باید جشنهای مجلل بزرگ فرهنگی و سرگرم کنندە بیشتری را برای اجرایی کردن پروژەی درست کردن ملت ایران با محوریت فارس برگزار میکرد و برای این کار میلیونها دلار پول مردم و بە خصوص پول مردمی را کە از اتنیک فارس نبودند، در جهت ترویج فارسیزە کردن و برساختن ملت ایرانی-فارسی مصرف میکرند.



 منابع

Arashi, Afshin: Nationalizing Iran, Culture, Power, and the State, 1870–1940: published: 2008 by the University of Washington Pres.

AL-AZMEH, AZIZ: Islams and Modernities: Second Edition, Source at the internet.

D.Smith, Anthony: Nationalism and Modernism: A critical survey of recent theories of nations and nationalism: Published: First published 1998 by Routledge.

Olsson. B, Algulin. I, Sahlin. J: Litteraturens Historia I – Världen: Sjunde upplagan publicerad av: Studentlitteratur AB, Lund 2019.

  1. Anderson, Betty: A History of the Modern Middle East: Published: Stanford University Press, Stanford, Californi 2016.

Steele, Robert – The Shah’s Imperial Celebrations of 1971 Nationalism, Culture and Politics in Late Pahlavi Iran: Published: Bloomsbury Publishing Plc, First published in Great Britain 2021.

Videnskap og national opdragelse studier i nordisk litteraturhistorieskrivning: del 1: Published: Nordisk ministerråd København 2001.

Winther, Marianne & Phillips, Louise, Diskursanalys som teori och metod: publicerad av: studentlitteratur AB, Lund, 2012


منابع کە از اینترنت گرفتە شدە است:

  1. Lyman Stebbins, British Imperialism, Regionalism, and Nationalism in Iran, 1890–1919 https://link.springer.com/chapter/10.1057%2F9781137013408_8 .

Iran and “the Kurdish Question” Kaveh Bayat” https://merip.org/2008/06/iran-and-the-kurdish-question/  (Summer 2008)

 Naturromantik, folklore och nationalism: https://www.so-rummet.se/fakta-artiklar/nationalromantiken# Senast uppdaterad: 22 juni 2021 / Publicerad: 10 juni 2014

https://www.encyclopedia.com/history/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/british-colonialism-middle-east

the national museum in Iran http://irannationalmuseum.ir/en/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/

فرج سرکوهی موسیقی برمسند هنر در دوران رضاشاه http://bonyadhomayoun.com/?p=18886 ۱۳۹۹/۰۷/۲۰

حزب سوسیال دموکرات در دوره مشروطه https://www.porseman.com/
۱۳۹۵/۰۹/۱۱

رادیو در ایران، اسناد راه اندازی و تاسیس رادیو در ایران

http://tarikhirani.ir/fa/news/8635/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 ۰۱ خرداد ۱۴۰۰

[1] Steele, Robert – The Shah’s Imperial Celebrations: S.3

[2] Arashi, Afshin: Nationalizing Iran:S.15

[3] Winther, Marianne & Phillips, Louise, Diskursanalys som teori och metod:S.156

[4] Winther, Marianne & Phillips, Louise, Diskursanalys som teori och metod:S.156Diskursanalys som teori och metod:S.157

[5]  Naturromantik, folklore och nationalism: https://www.so-rummet.se/fakta-artiklar/nationalromantiken#

[6] Litteraturens Historia I, Världen: Romantiken: S.301 / Från realism till naturalism: S.349

[7] https://www.encyclopedia.com/history/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/british-colonialism-middle-east

[8] S. Anderson, Betty: A History of the Modern Middle East: S. 210

[9] AL-AZMEH, AZIZ: Islams and Modernities

[10] D.Smith, Anthony: Nationalism and Modernism: S.22

[11] در اینجا بحث اصلیت داستانهای فردوسی در رابطە با آنکە فارسی هستند یان نە مطرح نیست

[12] Steele, Robert – The Shah’s Imperial Celebrations of 1971 Nationalism, Culture and Politics in Late Pahlavi Iran: S.22

[13] Winther, Marianne & Phillips, Louise, Diskursanalys som teori och metod: S.155

[14] Videnskap og national opdragelse: s.17

[15] the national museum in Iran http://irannationalmuseum.ir/en/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/

[16] فرج سرکوهی موسیقی برمسند هنر در دوران رضاشاه http://bonyadhomayoun.com/?p=18886

[17] حزب سوسیال دموکرات در دوره مشروطه https://www.porseman.com/

[18] H. Lyman Stebbins, British Imperialism, Regionalism, and Nationalism in Iran, 1890–1919 https://link.springer.com/chapter/10.1057%2F9781137013408_8

[19] Iran and “the Kurdish Question” Kaveh Bayat” https://merip.org/2008/06/iran-and-the-kurdish-question/

[20] Winther, Marianne & Phillips, Louise, Diskursanalys som teori och metod: s.169

[21] Fazeli, Nematollah: Politics of Culture in Iran: s.47

[22] رادیو در ایران، اسناد راه اندازی و تاسیس رادیو در ایران

[23] Steele, Robert – The Shah’s Imperial Celebrations: s.20

داگرتنی بابەت

بەشکردن لەگەڵ هاوڕێیان