چندی است کە اعتراضات ایران بە دنبال مرگ یک زن جوان کورد به دلیل “پوشش نامناسب” آغاز شده است – که نه تنها وحشیگری مذهبی حکومت ایران را بە خوبی نشان میدهد, بلکه گواهی است بر سرکوب تاریخی دولت ایران بر علیە ملت کورد.
جمعیتی که پرچمهای ایران و کوردستان را در دست دارند در میدان ترافالگار به نشانه همبستگی با تظاهرات کنندگان سراسری ایران در تاریخ ١ اکتبر ٢٠٢٢ در لندن گردهم آمدەاند. (مارک کریسون / تصویر از سایت گتی ایماژ)
در ١٣ سپتامبر ٢٠٢٢، دختر بیست و دو سالهای به نام ژینا (مهسا) امینی کە بە تهران سفر کردە بود, گرفتار «گشت ارشاد» پایتخت شد. ظاهراً جرم او پوشش نامناسبی بود که بە تن داشت و به همین دلیل بازداشت شد.
چنین برخوردهایی در ایران توسط دولت مرتجعی که قیام مردم علیه محمدرضا پهلوی پادشاه تحت حمایت ایالات متحده، را بە نفع خود مصادرە کردە، چندان هم غیرمعمول نیست. اما با این حال، در حالی که بازداشتهای گشت ارشاد غالباً منجر بە کشتە شدن فرد دستگیر شدە نمیشوند، اما برای خانم امینی خلاف آن اتفاق شد. او در زمان بازداشت به کما رفت و سه روز بعد درگذشت. مقامات ادعا میکنند که او دچار حمله قلبی شد، اما شواهد نشان میدهد که او به شدت مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفته است.
مرگ خانم امینی جرقەای در انبار باروت بود و موجی از اعتراضات کمسابقە مردمی را در سراسر ایران برانگیخت.
فمینیسم امپریالیستی
همانطور که انتظار میرفت، با توجه به روابط خصمانە جمهوری اسلامی و ایالات متحده، این فوران ناآرامی در ایران همدردی و حمایت تالارهای قدرت در واشنگتن دیسی را در پی داشت. در واقع، ماهیت جنسیتی خشونتی که منجر به مرگ نابهنگام خانم امینی شد، و نقشی که زنان بە عنوان پیشتازان اعتراضات ضد دولتی ایفا کردند، حامی نوعی «فمینیسم امپریالیستی» است که به نام رهایی زن از «بربریت» اسلامی سعی دارد تشدید تنش نظامی و دیپلماتیک با ایران را توجیە کند.
حامیان کاذب دیگری در بین معترضان وجود دارند: گروههای متعددی در میان اپوزیسیون ایرانی در تبعید، ادعا میکنند با معترضان ایران پیوند دارند، از «ولیعهد» رضا پهلوی گرفته تا حامیان فرقه مجاهدین خلق. شاید بارزترین نمونه، مسیح علینژاد، روزنامهنگار و کارمند صدای آمریکا است، که حتی مجلە نیویورکر در مقالەای بە طرزی مبالغە آمیز نوشت کە او «این جنبش را رهبری میکند.»
واقعیت این است که این شورش، طغیان خشم مردم علیه یک تئوکراسی ظالم و سرکوبگر است یعنی علیە یک الیگارشی کاپیتالیست کە عبای یک عالم متقی را پوشیده و میکوشد با تحمیل دیدگاه خود از اخلاق و سیرت اسلامی، تودههای مردم ایران را نظم دهد.
از بسیاری جهات، این زنان ایرانی هستند که این دیدگاه سخت و بیرحمانە بیش از همه بر آنها تأثیر می گذارد – از این رو است کە آنها نقش اصلی در اعتراضات را بە عهدە گرفتەاند. با این حال، تقلیل «فمینیسم» انقلاب به مسئله ابراز وجود فردی – یعنی آن «آزادی یواشکی» که علینژاد به لیبرالهای از خود راضی و محافظهکاران ضد مسلمان در غرب فروخته است- کوچک شماری آن دلایلی است کە بسیاری از ایرانیها به خاطر آن کف خیابان هستند.
علاوه بر خشم گسترده از نظم سیاسی صلب و اسکلروتیک روحانیت و سرویسهای امنیتی، وضعیت اقتصادی در کشور به طور فزایندهای رو بە وخامت میرود. تورم، فاصلە طبقاتی و نابرابری فزاینده واقعیتهای همیشه حاضر برای میلیونها نفر در ایران است. مطمئناً بخشی از دلیل تشدید جنگ اقتصادی و دیپلماتیک واشنگتن علیە ایران بە تصمیم دولت ترامپ بە خروج از برجام در سال ٢٠١٨ برمیگردد.
اما تلاشهای متکبرانە واشنگتن برای بیثبات کردن جمهوری اسلامی نباید موجب نادیدە گرفتن خشونتهای خود دولت ایران علیە مردم و نارضایتیهایی که مردم را به خیابانها کشانده است، شود. جمهوری اسلامی علیرغم موضع ژئوپلیتیک بە ظاهر «ضد هژمونیک» و خاستگاه و شعارهای «انقلابی» آن، در ذات خود یک دولت سرمایه داری سرکوبگر و دست راستی است.
مسئله کورد در ایران
مرگ خانم امینی به دست مجریان قانون جمهوری اسلامی به عنوان نمادی متحد کننده برای برپایی یک جنبش اعتراضی نوظهور عمل کرد و موجب شد زنان ایرانی درد و رنج خود را فریاد بزنند. خانم امینی یک کورد ایرانی اهل سقز، شهری در شمال غرب کشور با مردم عمدتاً کورد، بود. در واقع، بحث زیادی در مورد معنی نام او و اینکە آیا بایستی او را به نام کوردی خود، ژینا، یا نام رسمی او، مهسا، صدا کنند درگرفتە است. بنابراین، مرگ او یک مسئله مهم دیگر که کشور با آن مواجه است، را هم سر زبانها انداختە است: مسئله حق تعیین سرنوشت ملت کورد.
مرگ خانم امینی به دست مجریان قانون جمهوری اسلامی به عنوان نمادی متحد کننده برای برپایی یک جنبش اعتراضی نوظهور عمل کردە است.
اقلیت کورد ایران بین ٨ تا ١٥ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهد. این مردم عمدتاً در استانهای آذربایجان غربی، کوردستان و کرمانشاه زندگی میکنند که در میان خودشان به ڕۆژهەڵات (کوردستان شرقی) شناخته میشود. ملت کورد در حالی که در بسیاری موارد سنتها و آداب و رسوم مشترکی با سایر ایرانیان از جمله اکثریت غالب فارس دارد، اما دارای ویژگیهای زبانی، فرهنگی و مذهبی متفاوت و خاص خود است.
ملت سازان معاصر ایران، از خاندان پهلوی تا جمهوری اسلامی، اغلب ملت کورد را تهدیدی بالقوه برای وحدت کشور دانستەاند و با سرکوب فرهنگی و سیاسی بە مواجه با آن برخاستەاند. این تنشهای سیاسی با تداوم قبیلهگرایی – ویژگیای که اغلب دولت ایران برای حفظ اقتدار خود بە سوء استفاده از آن مبادرت کردە است – و همچنین توسعه نیافتگی اقتصادی عمومیتر مناطق کوردنشین ایران، پیچیدەتر شدە است.
با توجه به این اوضاع و احوال مادی و سیاسی، جنبش سیاسی ملت کورد در ایران به سمت و سوی مقاومت گرایش پیدا کردە است. گاهی این امر حتی بە مبارزات مسلحانه و قیام همە جانبە مردم هم کشیدە شدە است. در سال ١٩٤٧، در پی اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی، یک جمهوری خودمختار کوتە عمر در شهر مهاباد اعلام موجودیت کرد. با این حال، نیروهای پهلوی – البتە با همدستی طوایف و قبایل کورد اطراف مهاباد – پس از یازده ماه این تلاش برای خودمختاری را درهم شکستند. در دهههای ١٩٧٠ و ١٩٨٠، کوردستان ایران بار دیگر به مرکز مبارزه مسلحانه تبدیل شد، ابتدا در جریان انقلابی که شاه را سرنگون کرد و سپس به عنوان یکی از مراکز اصلی مقاومت در برابر دولت جدید ایران. (یکی از دلایل مخالفت کوردها ریشە مذهبی داشت: اکثریت کوردهای ایران سنی مذهب هستند و حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایە مذهب شیعه بنیاد نهادە شد.)
در خط مقدم این مرحله از مبارزات مسلحانە کوردهای ایران، دو سازمان چپ ناسیونالیست قرار داشتند: حزب دموکرات کوردستان ایران و سازمان زحمتکشان انقلابی کوردستان ایران (کومله). در اواخر دهه ١٩٨٠، شورش کوردها تا حد زیادی سرکوب شد و بسیاری از کادر هر دو حزب مجبور به فرار به کوردستان عراق یا کشورهای اروپایی شدند.
با این حال، حتی در شکست و تبعید، گروههای کورد از خشونت دولت امان نیافتند. در سال ١٩٨٩، ماموران ایرانی عبدالرحمن قاسملو، رهبر حزب دموکرات کوردستان را در اتریش ترور کردند. سه سال بعد، این بار در رستورانی در برلین، ایران چهار رهبر دیگر کورد دیگر را مورد سوء قصد قرار داد کە منجر بە مرگ آنان شد.
سرکوب و مقاومت
در دهههای ١٩٩٠ و ٢٠٠٠، مقاومت کوردها در ایران در بە مسیرهای جدیدی کشیدە شد. انتخاب محمد خاتمی، نامزد اصلاحطلب ریاست جمهوری در سال ١٣٧٦ از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.
حتی فعالیت و جنبش مسالمت آمیز نیز خطرات زیادی به همراه دارد.
در جبهه سیاسی، صعود خاتمی راه را برای انتخاب سیاستمداران کورد به مجلس شورای اسلامی در سال ٢٠٠٠ باز کرد، اگرچه مداخله شورای نگهبان کە یک نهاد حکومتی مسئول بررسی نامزدهای احتمالی است این روند را در انتخابات بعدی سد کرد. با این حال، سازمانهای جامعه مدنی که زبان و فرهنگ کوردی را ترویج میکنند و همچنین سازمانهایی که بە موضوعات اجتماعی مختلف، از خشونت خانگی گرفته تا محیط زیستگرایی میپردازند، همچنان به رشد خود البته اغلب در مرزهای قانونی ادامه دادند.
مقاومت مسلحانه نیز ادامه یافت: در سال ٢٠٠٤، یک گروه مسلح جدید به نام حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) – شاخهای از حزب کارگران کوردستان (PKK) مستقر در ترکیه – تأسیس شد. با این حال، علیرغم درگیریهای دورهای این گروە با سرویسهای امنیتی ایران در طول سالها، تهران موفق شدە است کنترل نظامی خود را در کوردستان حفظ کند.
این کنترل با زور و خشونت حاصل شده است. حتی کنشگری و جنبشهای مسالمتآمیز نیز خطرات زیادی را به همراه دارد. به عنوان مثال، در سال ٢٠١٨، چهار فعال محیط زیست در شهر مرزی مریوان هنگام تلاش برای خاموش کردن آتش سوزیهای جنگلی کە از توپ باران دولت ایران ناشی شدە بود جان خود را از دست دادند. در سال ٢٠٢٠ نیز، معلم کورد زبانی به نام زهرا محمدی با اتهامات ساختگی بە ده سال زندان محکوم شد. (حکم بعداً به پنج سال کاهش یافت و اخیراً از زندان آزاد شد)
چنین مواردی تنها چند نمونه هستند که الگوی گسترده تری از سرکوب را نشان میدهند. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ٢٠١٩، حدود ٥٠ درصد از زندانیان سیاسی در ایران کورد هستند و کوردها به احتمال بیشتری نسبت بە دیگر اقلیتها بە اعدام محکوم میشوند.
در برخی مواقع، دولت ایران تلاش کرده است تا وفاداری ملت کورد را با توسل بە «پان ایرانیسم» کە بر پایە تاریخ و فرهنگ مشترک دو ملت است، بە سوی خود جلب کند. خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران گفتە بود: «هیچ کس حق ندارد بیشتر از کوردها ادعای ایرانی بودن داشته باشد». اما چنان که یکی از محققان بە نام کاوه بیات میگوید:
نمیتوان کسی را ایرانیتر از سایر ایرانیان خواند و همزمان او را از حق تحصیل به زبان مادری خود محروم کرد. وقتی با تبعیض علیه مذهب سنی مواجه هستیم، نمیتوانیم انتظار وفاداری بیدریغ فرد سنی به دولت-ملت شیعی داشتە باشیم.
چنین تضادهایی در روند ملت سازی ایران است که جمهوری اسلامی مانند سلطنت پهلوی قبل از خود، نتوانسته است بر آن فائق آید. بنابراین، اگرچه بسیاری از ایرانیان مرگ خانم امینی را نمادی از شکست عمومی حاکمیت روحانیت در ادارە کشور میدانند، اما برای بسیاری از کوردها، مرگ او از دریچه ستم ملی علیە کوردها نیز بە آن نگریستە میشود.
تظاهرات در کوردستان
کوردستان نیز مانند بسیاری از نقاط ایران از زمان مرگ خانم امینی با اعتراضات و اعتصابات گسترده درگیر بوده است. واکنش دولت ایران این بوده است که اعتراضات را بە نحوی جمع کردە و حتی بر خشونت عریان روی آورد. حکومت حتی با حمله به اردوگاههای گروههای مخالف ایرانی در تبعید تلاش کردە دامنە درگیری را به داخل کوردستان عراق کشاندە و اداره محلی کوردستان عراق را بیثبات کند.
با این حال، آنچه جنبش اعتراضی در کوردستان ایران را برجستە میکند، مسئله خودگردانی ملی است، که در شعارهایی کە مردم به نفع گروههای مخالف کورد تبعیدی سر میدهند و فراخوان برای همبستگی پانکوردی یعنی («از غرب تا شرق، کوردستان یک کشور است») گواه آن است.
این تکان ملی گرایانه حاوی خطراتی هم است. واقعیتهای ژئوپلیتیکی و توازن قوای نظامی به این معناست که هرگونه خیزش کوردها فارغ از بقیە ایران احتمالاً محکوم به شکست است. خوب یا بد، سرنوشت کوردهای ایران به بقیه مردم ایران پیوند خوردە است.
با این حال، اگرچه دولت ایران مدتهاست که با طرح وهم «تجزیهطلبی» به دنبال دو قطبی کردن مسئله حقوق کوردها بوده است، جنبش کورد ایران به طور عمده به دنبال کسب خودمختاری برای ملت خود در چارچوب ایران بوده است. برای مثال، فرمول حزب دموکرات کوردستان ایران در این شعار خلاصه شده است: «دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کوردستان».
البته، این موضوع این سوال را پیش میکشد که این خودمختاری در عمل چگونه خواهد بود. آیا از الگوی محافظه کارانهتر شبه دولت-ملتی که کوردهای عراق اتخاذ کردهاند مد نظر کوردهای ایران است؟ یا ممکن است کوردهای ایران از دیدگاه رادیکال «کنفدرالیسم دموکراتیک» که توسط پکک و کنفدراسیونهای ایدئولوژیک آن در رۆژئاوا (شمال سوریه) ارائه شده است، تبعیت کنند؟
به طور چشمگیری، سنتز ایدئولوژیک پ.ک.ک -که حل مسئله ملی را به یک برنامه سیاسی گستردهتر که ریشه در آنارشیسم، اکو-سوسیالیسم و آزادی زنان دارد- پیوند میدهد- نه تنها در اعتراضات کوردستان ایران، بلکه در تظاهرات سراسر ایران، کە در آن مردم با پذیرش شعار اصلی پ.ک.ک یعنی “زن، زندگی و آزادی” اثر خود را نشان داد. این گرده افشانی فکری متقابل، نشانه مثبتی است که نشان میدهد همبستگی بین اتنیکی در سراسر طیف جنبش اپوزیسیون امکانپذیر است.
راه وحدت
در حالی که اعتراضات در ایران فاقد هرگونه رهبری یا برنامه سیاسی روشن است، اما نیروی محرکە آن انگیزه دموکراتیک و میل به آزادی سیاسی، عدالت اقتصادی و رهایی زنان است.
با این حال، برای پیشرفت ایران در مسیر لیبرال دموکراسی، چه رسد به سوسیالیسم، هر اپوزیسیون سازمان یافته علیە جمهوری اسلامی باید دیدگاهی برابرطلبانه از آینده ایران داشته باشد. اپوزیسیون باید بر تضادهای موجود در فرآیند ملتسازی ایران، که حل و فصل مسئله کورد در کانون آن است، غلبه کند. به بیان تاکیدیتر، ایران نباید دیگر «بند خانه مردم و ملتها» باشد که بە تهدید، اجبار و خشونت در کنار هم نگه داشته شدهاند.
همانطور که عبدالله جودت، انقلابی دموکرات و کورد دوران عثمانی، در ارتباط با پیامدهای آتی یک جامعە چندملیتی چنین بیان داشت:
تصور کنید دو مرد را با یک طناب محکم به هم ببندیم و دو مرد دیگر را آزادانه و از روی میل و رغبت در کنار هم قرار دهیم تا هر دو گروە به ابتکار شخصی خود عمل کنند. کدام یک از این دو مورد پیوند بزرگتری با هم دارند، مردانی که به زور طناب بە هم گره خوردهاند یا آن دو که آزادانه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؟ حتی پاسخ به این سوال هم حماقت است!
در حالی که امپراتوری عثمانی در نهایت در میان تب و تاب خشونت اتنوملی و نظامیگری فروپاشید، هنوز این امید وجود دارد که ایران بتواند از این سرنوشت دور بماند و اگر ایران بتواند نارضایتیهای دیرینه ملت کورد را در نتیجە فشار مردم حل و فصل کند، نه تنها طنین دوستی خود را بە سرتاسر سرزمین بزرگ ملت کورد خواهد فرستاد، بلکه پیروزی عظیمی برای دموکراسی در خاورمیانه به ارمغان خواهد آورد.