بیش از سه ماه از انقلاب سراسری که به انقلاب “ژینا – زن، زندگی، آزادی” معروف گشت، می گذرد. در این مدت شاهد نوسانات و فراز و فرودهای زیادی بوده ایم. بعد از گذشت چند ماه از انقلاب و استمرار آن، سه مساله اساسی در مقابل انقلاب قرار گرفت که بدون حل هر کدام از آنها، نمی توان از پیروزی قاطع انقلاب حرف زد.
این سه مساله اساسی که باید جواب بگیرند عبارتند از:
الف) ناموزونی انقلاب در پیشروی و عدم تناسب قوا در جبهه نیروی انقلاب کننده در مناطق مختلف ایران.
ب) مساله قهر متقابل و تناقض آن با خط سرکوب از یک طرف و خط مشی خشونت پرهیز از طرف دیگر
ج) مساله آلترناتیو و برنامه سیاسی سراسری
در این نوشته به مساله آلترناتیو و برنامه سیاسی آن خواهیم پرداخت و مسائل و موضوعات دیگر را به فرصتی دیگر واگذار می کنیم.
ذات انقلاب با عریان کردن درون جامعه با تمامیت طیف های آن عجین است. انقلاب از یک طرف تضادهایی را فعال و تعمیق می کند که تا قبل از انقلاب می توانستند به نوعی در مسالمت باشند و همدیگر را تهدید نکنند و از طرف دیگر تضاد هایی را در مسیر وحدت قرار می دهد که تا قبل از انقلاب بمثابه تابو برای همدیگر بودند. انقلاب درون مایه ها را آشکار می سازد و همچنانکه رسوبات را بیرون می ریزد و به نمایش می گذارد، صحنه را برای عنصر انقلابی و مترقی باز می کند و بدین شکل سره را از ناسره تفکیک می کند.
در امر سیاسی از یک طرف شکاف جناح بندی ها را آشکار می سازد و از طرف دیگر جناح بندی های جدیدی را شکل می دهد که چه بسا در دوران قبل از انقلاب، ضرورت آن قابل طرح نمی بود. و بدین شکل جامعه را دو قطبی می کند و خط وسط که خصلت “سازشکار” دارد را از میان برمی دارد. انقلاب نوین هم در حال خلق و پردازش همین دو قطبی شدن جامعه و نیروی سیاسی آن است. این امر را می توان در سخنگوهای آن بوضوح دید. سخنگویی که در تلاش برای بدیل شدن از خود رونمایی می کند.
آنچه اینک در صحنه سیاسی ایران در حال ظهور است همین دو قطبی شدن بدیل و آلترناتیو است. آلترناتیو چپ و در مقابل آن آلترناتیو راست. آلترناتیو انقلابی و دمکراتیک و آلترناتیو ارتجاعی و ضد دمکراتیک. آلترناتیوی که می خواهد جامعه را تغییر ریشه ای دهد و به مسائل اصلی جامعه یعنی “آزادی”، “فقر”، و “ملت های تحت ستم” پاسخ ریشه ای بدهد و آلترناتیوی که تلاش می کند جامعه را به گذشته تاریک برگرداند و همین نظام کنونی را در شکلی دیگر ادامه دهد و در تضاد با حل مساله فقر و ملت های تحت ستم و آزادی های واقعی حرکت می کند.
چرا چنین است؟ زیرا انقلاب نوین روی عناصر پایه ای که تشکیل یک مولفه را می دهند و قابل تجزیه از هم نیستند و همچنین نمی توان آنها را در مراحل منفصل و جدا از هم فهم کرد و به آنها پاسخ داد، سوار است. عنصر اصلی این مولفه طبقاتی و اقتصادی است. عنصر محرک انقلاب در شکل سراسری آن. عنصر دیگر این مولفه اجتماعی است و آزادی های اجتماعی و فردی که آزادی زن هسته مرکزی آن را تشکیل می دهد و جنبه سراسری دارد و عنصر دیگر این مولفه، هویتی و ملی است که ناظر بر حقوق ملت های غیر فارس است. این سه عنصر پایه های انقلاب نوین را تشکیل می دهند و نمی توان یکی را مقدم بر دیگری دانست. در هم تنیده شده اند. ظهور هرکدام به تنهایی در برگیرنده بقیه عناصر است که چه بسا در یک مقطعی یکی از آنها نوک پیکان انقلاب باشد.
ماهیت واقعی و حقیقی یک آلترناتیو را در پاسخ به همین سه عنصر می توان تشخیص داد.
بهمین دلیل آلترناتیو انقلابی و دمکراتیک به سرنگونی تمامیت رژیم و انهدام تمامی نهادهای سرکوبگر اعتقاد دارد و برای این سرنگونی راه حل های انقلابی عرضه می کند. و از طرف دیگر تکیه گاهش طبقات محروم جامعه و طبقه متوسط و جوانان آزادیخواه و همچنین ملت های تحت ستم است و به عنصر آگاهی و اینکه چه می خواهیم پاسخ روشن و واضح می دهد در حالیکه آلترناتیو ضد انقلابی و ارتجاعی چشم امید به بدنه سرکوبگر و قشر روشنفکر و کارآمد اصلاح طلب دارد و به عنصر احساس تکیه می کنند و پاسخ چه می خواهیم را به بعد موکول می سازد. تکیه اصلی آلترناتیو انقلابی و دمکراتیک روی اراده و توان ملت های ایران است در حالیکه آلترناتیو ضد انقلابی و ارتجاعی با بند و بست با قدرت های خارجی می خواهد این جایگزینی را محقق سازد.
با این توضیحات در برابر ما دو آلترناتیو اصلی قرار دارد که در تضاد کامل با هم در صحنه سیاسی ایران کنونی حضور دارند. این دو آلترناتیو هنوز شکل سازمانی و تشکیلاتی کامل پیدا نکرده اند و در حال یارگیری و سازماندهی خود هستند. بدیل ضد انقلابی و ارتجاعی با سرعت فراوان در حال یارگیری و سازماندهی خود است. در حالیکه بدیل انقلابی هنوز خود را پیدا نکرده است. بدیل ضد انقلابی و ارتجاعی در قامت سلطنت و در رهبریت رضا پهلوی خود را بازیافته است در حالیکه بدیل انقلابی هرچند تمام عناصر اصلی را دارد هنوز در حال تکاپو و یارگیری است و شکل رسمی و واقعی خود را بازنیافته است.
از نظر من آلترناتیو انقلابی و دمکراتیک باید دارای سه مولفه اصلی انقلاب نوین باشد و با سه شعار اصلی این مرحله از انقلاب یعنی “سرنگونی تمامیت رژیم”، “نه شاه نه شیخ”، “حق تعیین سرنوشت ملل” شناخته و تعریف می شود.