ئارامتر بخوێنەوە!
گفتگو با عیسی بازیار (آوات)
عیسی بازیار(آوات)، بە مدت ١٣ سال در ایران در کار پاکسازی مین بودە و بە دلیل مخالفت با نحوەی پاکسازی واعتراض بە وضعیت قربانیان مین، ابتدا ممنوع الفعالیت شده و سپس به زندان افتاده است. وی بعدا از ایران خارج شده و در حال حاضر مدت شش سال است کە در زمینە خطرات مین بە اطلاع رسانی و آگاه کردن شهروندان مشغول میباشد. وی همچنین چند کتاب راجع بە مین و میدانهای مین در ایران نگاشته است.
نوشتە بالا خلاصەای از پروفایل یک متخصص پاکسازی میدانهای مین است، فردی که دردها را از نزدیک دیده است و در واقع با مین و قربانیان مین زندگی کرده است. آقای بازیار در این شماره مجله تیشک به چند سوال ما در مورد مین پاسخ داد.
آیا آمار دقیقی از تعداد مینهای کاشته شده در ایران موجود است؟ اصولا در ایران پاکسازی مین انجام میشود؟
از لحاظ تعداد آمار مینها هیچ آمار مبسوط و آماری کە بتوان بە آن استناد کرد وجود ندارد اما بە طبق گفتەها و بر اساس آمارها نسبت بە مساحت میتوان گفت چهار ملیون هکتار از اراضی در پنج استان ایران آلوده بە مین و گلولەهای عمل نکردە هستند کە بیشترین آن یعنی یک میلیون وسیصد هزار هکتار در استان خوزستان و مابقی در استانهای “کردستانی” واقع شدەاند. میتوان گفت استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرماشان و ایلام تقریبآ دوهزار و هفتصد منطقە آلودە دارند کە تقریبآ تخمین زدە میشود در حدود ١٦ میلیون مین وجود داشتە باشد.
البتە پاکسازی هم انجام شدە ولی پاکسازیهایی کە انجام شدە بر پایەی استانداردهای بین المللی پاکسازی نبودە است. و همین موضوع هم متاسفانە خطر بە مراتب بزرگتری ازعدم پاکسازی برای ساکنین بە وجود آوردە است.
بە عنوان مثال جایی کە دولت اعلام اتمام پاکسازی کردە، جشن هم گرفتە در استان کرماشان، ملت بە هوای اینکە این گفتە، گفتەی دولت است و میشود بە آن اعتماد کرد، بە آن مناطق رفتە و روی مین میروند. یعنی کاش هیچ پاکسازی ای انجام نمیشد، علائم و تابلوهای خطر مین را جمع نمیکردند کە مردم هنوز این خطر را احساس بکنند، شاید بە مراتب تعداد قربانیان کمتر میشد.
میادین مین خودی بە این صورت هستند. میادین مین دشمن هم مشخص هستند. یعنی ما میتوانیم بفهمیم کە آرایش مینها چگونە است. میتونیم بفهمیم در هر هکتار چند عدد مین وجود دارد یعنی خیلی منظم هستند. مهندسها این مینها را کاشتەاند. یگان مهندس متخاسم این مینها را کاشتە و این نوع میدان مین بیشتر درکرماشان ایلام و خوزستان هستند. البته در استان کوردستان هم هست ولی بە صورت خیلی نادر. یعنی در مناطقی کە دشت و محل عبور ومرور خودرو باشند، بیشتر میادین مین توسط عراق درست شدە و معروف بە میادین مین بلاک شرق با آرایش بلاک شرق هستند کە از لحاظ تخصصی یک آرایش مخصوص است کە بە صورت نواری و ردیفی وبە صورت خوشە کاشتە میشود. شرح و بست این موضوع ازلحاظ تخصصی از بحث ما خارج است، ولی دراستانهای کرماشان، ایلام و خوزستان این نوع میدان مین بە وفور یافت میشود؛ حتی میشود گفت هزار هکتار. هر میدان مین میشود گفت هزار هکتار است. من دیدم کە مثلا در مناطق شلمچە و مناطق دورج درایلام، یا در سومار کرماشان، هزار هزار هکتار مداوم میدان مین وجود دارد. یعنی میدان مینی هست کە هم میدانیم میدان مین است، هم اینکە علامتهای مخصوص دارد؛ آرایش مخصوص دارد و دارای یک چیدمان بسیار بسیار مهندسی شدە هست کە حتی پاکسازیش برای ما راحت است.
برای یک نفر پاکسازی کنندە، برای یگان پاکسازی کنندە، پاکسازی این نوع میادین مین بسیار راحت است. شما سرنوار را کە پیدا کنید، میدان مین را کە کشف کنید، یک دور در میدان مین کە بزنید، مختصات میدان مین دستتان می آید و میدانید چە جوری پاکش کنید. ولی، خطر بزرگ هم برای ما بە عنوان یگان پاکسازی ومردم وجود پایگاههایی است کە دراستان کردستان بیشتر یافت میشود. اینها خطر بە مراتب بیشتری دارند. ما آلان همانطور هم کە شاهد هستیم بیشترین تجمع قربانیان مین دراستانهای کردستان و آذربایجان غربی میباشد.
انفجار مین به یک واقعیت در زندگی روزانه مردم تبدیل شده است، شما سالها قربانیان این انفجارها را از نزدیک دیدهاید. میتوانید در مورد وضعیت آنها مقداری برای ما توضیح دهید؟
کمیسیون مادەی ٢ و استانداری، بعد ازجنگ مسئول رسیدگی بە پروندەهای قربانیان مین و بقایای انفجاری هستند. در دستورالعمل این کمیسیون نوشتە شدە کە این کمیسیون مسئول رسیدگی بە پروندەی قربانیان مین و بقایای انفجاری است.
در ابتدا این کمیسیون مادەی ٢ بە دلایلی مثل سهل انگاری، خروج از مرز و ورود بە منطقەی ممنوعە پروندەها را رد میکرد کە دربهمن فکر میکنم ٧٨ مجلس ایران یک تبصرەای بە این قانون اضافە کرد کە سهل انگاری و ورود بە مناطق ممنوعە را پوشش بدهد، یعنی دیگر این دلایل در پرونده ذکر نشوند. ولی ما هنوز هم میبینیم کە باوجود اینکە این قانون در مجلس تصویب شدە و اجرایی شدە است، هنوز کمیسیون مادەی ٢ بسیاری از پروندەهای قربانیان را بە خصوص در مناطق کردنشین، بە دلایل واهی مثل کولبری مثل خروج از مرز و سهل انگاری مثل دست زدن بە مین رد میکند. چرا؟ چون کمیسیون مادەی ٢ متشکل ازافرادی است کە حکومتی هستند یعنی قرار است کە کمیسیون مادەی ٢ بە عنوان وکیل مدعی العموم از طرف قربانیان باشد اما عملا ابزار دست قدرت حاکم بودە و بە نفع حکومت کار میکند و پروندەها را رد میکنە کە مستمری و دیە بە آنها دادە نشود.
برای مثال درمریوان، بانە و مخصوصا پیرانشهر و سردشت، با وجود اینکە قربانی زیاد دارند، تعداد پروندەهایی کە بە آنها رسیدگی نمیشود و توسط کمیسیون مادەی ٢ استانداری در تعلیق قرار گرفتەاند بسیار زیاد است. من حالا در ادامە کمیسیون مادەی ٢ استانداری روهم توضیح میدهم کە چیست.
چرا میدانهای هزار هکتاری پاکسازی نمیشوند؟ آیا از این میدانها برای تغییر دموگرافی استفاده میشود؟
در استان خوزستان کار پاکسازی انجام میشود. از میدانهای مین برای تغییر دموگرافی استفاده نمیشود. البته تغییر دموگرافی و در بعضی نقاط انجام گرفتە است. بسیج و سپاە و مجموعەای مثل “جهاد نثر”، زمینهایی را کە پاکسازی میکنند، برای خود برمیدارند و در واقع به همان بسیجیها و پاسدارها واگذار میكنند؛ این هم میتواند به نوعی تغییر دموگرافی باشد، اما در کل در خوزستان کار پاکسازی خیلی بهتر انجام میشود. چون آنجا هم نفت هست، هم کشاورزی خوبی دارد، یعنی سود دارد برای دولت پس کار پاکسازی آنجا بهتر انجام میشود.
آیا میدانهای وسیع چند صد هکتاری هم از مین پاک میشوند؟
میدانها پاک میشوند، اما از اول گفتم میدانهای١٠٠٠هکتاری، ١٠٠هکتاری، ٥٠٠ هکتاری یا هر میدان مین دیگری، هرچە کە باشد، پاک میشود، منتها پاکسازی اصولی نمیشوند. مشکل ما با دولت بر سر این است کە کاش پاکسازی نمیکرد، چون پاکسازی غیراصولی خطرش بیشتر از پاکسازی نکردن است، اگر پاکسازی نکند خوب مردم میدانند جاهایی مین هست، نمیروند آنجا. ولی وقتی پاکسازی غیر اصولی میشود، برای مردم منطقە ضرر دارد.
شما مرتبا به استثنا بودن میدانهای مین کوردستان اشارە میکنید، این استثنا در چیست؟
میادین مین در کردستان و استانهای کردنشین بە دودستە تقسیم میشوند، یک دستە پایگاههای خودی هستند، یک دستە مینهای دشمن. پایگاههای خودی مثل پایگاههایی کە درزمان جنگ برای مقابلە با احزاب کردستانی درست شدەاند.
مثلا ٤٠ کیلومتر٥٠ کیلومتر و حتی درجاهایی مثل دیواندەرە، ١٠٠ کیلومتر از مرز در داخل خاک جغرافیای ایران پایگاە هست و اطرافش را برای حفاظت فیزیکی ازپاسگاە مین کاشتەاند.
بعد از اتمام جنگ و اتمام “مخاصمە” بین احزاب کرد و جمهوری اسلامی، بە صورت رسمی پایگاهها کاربری خودشان را ازدست میدهند وجمع میشوند. اکثر پاسگاهها جمع میشوند و مینها میمانند. اما اقدام بە پاکسازی مینها نمیکنند. معمولا پایگاهها هم بالای تپەها بودەاند، یا همانجا انسانها رفتەاند روی مین، یا اینکە مین براثر تغییرات جوی مثل باران و برف، مخصوصا با ریزش سیلابها در فصل بهار، از بالا دست بە پایین دست آمدە و دم در خانەی مردم می آیند. یعنی عملا در کردستان، کە منظور استانهای کردستان و آذربایجان غربی هم هست، مینها بارها و بارها دم در خانەی مردم، در محل بازی کودکان، در محل رفت وآمد عمومی مردم، در باغهایشان، درزمینهای کشاورزیشان پیدا شدەاند.
من یک مثال کوچک بزنم: درنشکاش مریوان، درحیاط مدرسەی یک روستا مین منفجر میشود. خب این مین دیروز کاشتە نشدە، قطعا روزهای قبلش هم کودکان در آن محوطە بازی کردەاند، این مین از کجا آمدە؟ بالای تپەی نشکاش من خودم بە صورت میدانی آنجا رفتم و دیدم بالای روستای نشکاش یک تپە بودە، آنجا یک پایگاە بودە و پایگاە سالها قبل کاربریش را ازدست دادە. ولی سالهای قبل کولەبرازآنجا عبورکردە رفتە روی مین، پس مردم کە دیگر خطر مین را میدانستند آن دور و بر نمیرفتند، اما مین بەوسیلەی آب باران و برف بە محل بازی بچەها منتقل میشود و متاسفانە ٧ کودک درسال ٩١ درهمان روستا روی مین رفتە و ناقص میشوند.
پس مسئله رانش مین با تغییرات آب و هوایی بسیار جدی است ؟
این مسئله بسیار جدی است. حتی در بروجرد در کودکی یادم است که زاغەی مهماتی بود، اطراف پادگان مهندسی بروجرد مین کاشتە بودند، این مین بە وسیلەی آب باران قل خوردە بود، آمدە بود تا منازل سازمانی و آنجا یک بچە رفتە بود روی مین و پایش را ازدست دادە بود. یا درکرخە بە وسیلەی زە کشی یک نوع مین سبک هست، مین تی اس ٥٠ کە روی آب شناور شدە بود؛ آمدە بود توی مزارع “نیشکرهفت تپە” و آنجا پای یک نی بر را گرفتە بود. یعنی انفجار مین پای یک کارگر “نیشکرهفت تپە” را گرفت.
میدانهای مین چە تاثیری بر محیط زیست دارند؟
تاثیر انفجار مین بر محیط زیست را ما بارها دیدەایم. در مناطق جنگلهای بلوط مریوان دوسال پیش یک منطقەای آتش گرفت و مردم و نهادهای غیردولتی وNGO هایی کە مردم خودشان برای حفاظت از جنگلها و محیط زیست درست کردەاند، رفتند آنجا و متاسفانە ٣ جوان کە برای خاموش کردن آتش جنگلها رفتە بودند، بر اثر انفجار مین کشتە شدند. همین وقایع باعث میشود اگر جایی آتش گرفت کە احتمال خطر مین هست، کسی آنجا نرفتە و بگذارند آن منطقە بسوزد چون جان افراد مهمترازبحث محیط زیست است.
یعنی آن افرادی کە واقعا بەصورت داوطلبانە میروند، یا اینکە خودشان میترسند یا اینکە اجازە نمیدهند. کسی بە آنها اجازە نمیدهد. یعنی مردم، همان نهادهای غیردولتی، اجازە نمیدهند بە آن مناطق بروند. ما سعی کردیم برای نهادهای غیردولتی مناطقی کە آلودە بە مین هستند را شناسایی کنیم و بە ایشان اطلاع بدهیم. این مسالە کە فلان جا در فلان منطقە خطر انفجار مین هست، اگر آنجا آتش گرفت یعنی همکاری بین ما و بعضی از گروههای حافظ محیط زیست درمناطق کردنشین این بودە کە ما بە آنها گفتیم و آنها هم طبق شواهدی کە بودە، خودشان یا از قبل میدانستند یا بە حرف ما اعتماد میکردند. این باعث میشود کە تخریب محیط زیست، بە دلیل آتش سوزیهای مکرر بە شدت صورت بگیرد.
آیا میدانهای مین تاثیری بر اقتصاد کشاورزی و دامپروری هم گذاشته است؟
ببینید درمناطق کردستان، مردمی کە درمعرض انفجار مین هستند، چە دراستانهای ایلام و کرماشان و چە کردستان و آذربایجان غربی، بیشترین درآمد مردم این منطقە، درآمد اندکی کە دارند، از طریق دامپروری و کشاورزی است.
این زیربنای بسیار بسیار ناقص امرارمعاش و زیر بنای اقتصادی درمنطقە هست، کە زیربنا هم نیست، درواقع تعریفی اززیر بنا ندارد، بە اجبار و بە طور سنتی ازاجداد ما بە مارسیدە است. بە دلیل وجود مینها همین کار را هم دیگر نمیشود کرد. مثلا حتی در جنوب استان ایلام، ما عشایری داریم ازعربها، عشایری داریم ازکرماشان می آیند درزمستان ، شاید بە شما بگویم کە طایفەی “زنگنە” یا طایفەی “قیاسان” کە ازهمدان می آیند، بالاترین آمار قربانیان مین را دارند. بسیاری از ایشان وقتی عزیزانشان کشتە شدند، ترجیح دادند کە نیایند بە این سمت یا گلە را بفروشند. من شاهد بودم خانوادەای بودند کە گلە را فروختند بعد از اینکە پدر خانوادە رفت روی مین، برادرش رفت روی مین، برای اینکە کس دیگری قربانی نشود گلە را فروختە و دیگر این کار را نکردند. یا درروستایی دراطراف مریوان، روستای “اسناوا” (در کردی “ئاسناوا” و در فارسی “اهن اباد”) معدن آهن زیر روستا هست.
پاکسازی این میدان مین آنقدر بد بودە کە تمامی مردم منطقەی “آسناوا بە اطراف مریوان کوچ کردە و درمحلەی “سردوشیهای” مریوان ساکن شدەاند و کسی غیر از یک دهیار و یک مامور برق آنجا نماندە بود. سرانجام دهیارهم رفت روی مین. اقای عمر دهقانی دهیار روستا بود. ایشان هم پایشان را ازدست دادند و دیگر عملا روستای “اسناوا”، بە دلیل انفجار مین تبدیل بە روستای خالی از سکنە شدە است. خانوادەای هستند کە من میشناسمشان. در محلەی “سردوشیهای” مریوان زندگی میکنند. ٣ عضو این خانوادە کە از اهالی روستا بودند قربانی مین شدند، بە همین دلیل ترجیح دادند بە مریوان کوچ کردە و در دوروبر شهر مریوان بە مشاغل کاذب بپردازند. یعنی از کار کشاورزی دست کشیدەاند.
ازاین دست روستاهایی کە بە دلیل مین خالی از سکنه شدەاند، درخوزستان هم موجود است. درشلمچە تقریبا ٢٦ روستا بە دلیل وجود مین، بطور کامل تخلیە و ساکنان آنها در حاشیەی شهر خرمشهر ساکن شدەاند. و در واقع این مین باعث تخریب زیر بنای اقتصادی خانوادەها شدە است. من خودم شاهد بودم در “بردەرشەی” مریوان، مناطق “ساوجی” درمریوان، در”ارمردەی” بانە، در جنوب استان ایلام، در منطقەی “دورج”، در منطقەی “موسیان”، وجود خطر انفجارمین باعث شدە است کە عملا ازچرخەی کشاورزی خارج بشوند.
من یادم است کە درسال ٨٩ یک مرد روستایی با تراکتورش درمنطقەی “موسیان” درحال شخم زدن با مین ضد تانک برخورد میکند و متاسفانە کشتە میشود در حالی کە منطقە پاک اعلام شدە بود. یعنی مردم، بە خاطرانفجار مین ترجیح میدهند کە زمینها را از چرخەی کشاورزی خارج کنند. در”مهران” هم من چنین چیزی دیدم. تفاوت ایلام، کرماشان وخوزستان با کردستان این است کە اجتماعات انسانی مثل روستاها، مثل شهرها، بسیارازمیدان مین دورهستند. یعنی شما فکر کنید مثلا میادین مین “موسیان” شاید ٣٠ یا ٤٠ کیلومتر با اولین روستا فاصلە داشتە باشند یا درشلمچە مثلا ٥٠ کیلومتر با اولین شهر با اولین روستا فاصلە داشتە باشند یا در “دورچ”، ١٠٠ کیلومتر یا ٥٠ کیلومتر، البتە با روستا نە ولی با اولین شهر بزرگ کە “دشت عباس” باشە ١٠٠ یا ١٥٠ کیلومتر فاصلە دارند. ولی درکردستان عملا میادین مین درخانەی مردم هستند. یعنی ما اگر از لحاظ جغرافیایی حساب کنیم از منطقەی هورامان بە بالا از “نوسود، نودشە” همین مناطق را هم در نظر بگیریم، عملا میادین مین درزمینهای کشاورزی مردم هستند. حتی درمحل رفت وآمدشون هستند و متاسفانە میادین مین جدیدی کە کاشتە میشود، این هم مزید برعلت شدە و خیلی از مناطقی کە دولت کنترلی بر مرزها ندارد آنجا مین میکارد وخودش هم قبول کردە کە بە عنوان یک سازوکار دفاعی هنوز مین را میکارد. متاسفانە بر خلاف تمام کنواسیونها ومعاهدەهای جهانی، مین میکارد، مین میسازد و مین میفروشد. بارها درافغانستان مین ایرانی پیدا شدە، دریمن همینجور، درسوریە بسیار بسیارزیاد پیدا شدە. یعنی هم مین میکارد، هم مین میسازد و هم مین میفروشد و بیشتر کاشتش هم در مناطق کردستان و سیستان و بلوچستان هست.
پس در عمل میدانهای مین مسبب آن شده که بیکاری در کوردستان افزایش پیدا کند؟
بلە صد درصد!! وجود مینها بیکاری را افزایش میدهد. در کردستان کار کولەبری را بیشتر میکند چون اگر پاکسازی بشوند، پاکسازی اصولی بشود، مردم خیالشان راحت میشود از میدان مین و دیگر سراغ کار سختی مثل کولەبری نمیروند و کشاورزی میکنند کە شاید سودش بیشتر از کولە بری باشد؛ یا حتی دامداری و یا کارهای زیر بنایی و اصولی نە مشاغل کاذبی مثل کولە بری.
باتوجە بە حرکت مینها در پی باران و برف آیا امکان آن هست، مینهای موجود آبهای جاری و زیر زمینی را آلودە کنند؟!
بلە!! در آلودە کردن آبهای سطحی صدرصد. بعضی از مینها هستند کە روی آب می افتند و تکان میخورند، حرکت می کنند و باعث آلودگی آبها میشوند، و همچنین زمینهای بکر کە آلودە بە مین نیستند را نیز آلودە میکنند که این به معنی در خطر افتادن بیشتر جان مردم است.
ولی در مورد آبهای زیرزمینی، نە مین قادر نیست کە اینقدر پایین برود کە بە یک سفرە آب زیر زمینی برسد.
رژیم در یک اعلامیە در سال ٩٢ در ایلام اعلام کرد کە ٣٥٠ هزار هکتار زمین کشاورزی پاکسازی میشود؛ آیا اقدامی برای این پاکسازی انجام شدە است؟!
عملا در ایلام، کرماشان، کردستان و آذربایجان غربی کار پاکسازی خوابیدە است و فقط در مناطقی کە امکان استخراج نفت هست چە در کرماشان و چە در ایلام، در میدانهای نفتی کار انجام میشود. نە متاسفانە دولت تابحال در ایلام کاری انجام ندادە است، مخصوصا در مناطقی کە نفتی نیست هیچ کاری نشدە و بە دلیل کسری بودجە و مشکلات دیگر، بسیاری از تیمهای پاکسازی کارشان را تعطیل کردەاند و متاسفانە پاکسازی در اولویت قرار ندارد!!
آقای بازیار از اینکه با به سوالات ما پاسخ دادید بسیار سپاسگزارم.


