ئارامتر بخوێنەوە
گفتگو با
د. فریدون رحمانی
“دکتر فریدون رحمانی در سال ١٩٩٩ از دانشگاە وین دکترای جامعەشناسی دریافت کردە است. از سال ٢٠١٠ تا ٢٠١٥ در دانشگاههای جنوب کوردستان از جمله دانشگاە صلاح الدین (هولیر)، دانشگاە دهوک، دانشگاە کویه و دانشگاه لبنانی ــ فرانسوی اربیل بە تدریس جامعەشناسی مشغول بودە و مدتی هم ریاست بخش جامعه شناسی دانشگاه دهوک را به عهده داشته است. دکتر رحمانی هم اکنون دانشیار و مدیر پروگرام مطالعات حقوق بشر و برابری اجتماعی دانشگاە یورک در کانادا میباشد. بە مناسبت چاپ کتاب اخیر ایشان با عنوان “جوامع پشت بامی: پارادوکس خاورمیانه” با وی گفتگویی مکتوب داشتیم کە در ادامە آن را خواهید خواند.”
١. شما معتقد هستید کە در میان ارزشهای شخصی و عمومی جوامع خاورمیانە تضادی وجود دارد کە میتواند بە آسانی عامەی مردم و نخبەی حاکم را تحت تاثیر قرار دهد. تضادی آشتی ناپذیر و تاریخی کە بعنوان پدیداری اجتماعی ویژگی اصلی جوامع خاورمیانە را تشکیل میدهد. ضمن آنکە مایلیم بیشتر در مورد خصوصیات این تضاد بدانیم، آیا اصولا با وجود چنین تضادی میتوان از مفهوم جامعە برای توصیف اجتماعهای متنوع و زیست مشترک انسانها با هم در خاورمیانە استفدە کرد؟
من کشورهای خاورمیانه را جوامعی با ویژگیها و مشخصات منحصر به فرد دسته بندی نموده ام و بر این اساس آنها را جوامع پشت بامی نامگذاری کرده ام. هجوم و گریزهای تاریخی پایدار و گسترده، به همراه نظام های استبدادی تا دندان مسلح و ادیان و مذاهب دخالتگر در خاورمیانه همگی منجر به شکل گیری نوعی نظام ارزشی و فرهنگی دوگانه یا متضاد توأم با نوعی احساس ترس و بی اعتمادی گشته اند؛ ترس و بی اعتمادی نه فقط مابین شهروندان یک سرزمین بلکه میان مردم مناطق و حتی میان دولت و مردم یا ملت. دخالتهای بی شائبه حاکمان مستبد و نهاد دین همزمان شهروند خاورمیانه را تجهیز به نوعی سیستم دفاعی برای حفظ بقاء کرده است. این سیستم در بزنگاههای تاریخی گرچه ناجی افراد و تمدنها هم بوده، اما تضاد و دوگانگی اجتماعی ـ فرهنگی وسیع و پایداری را حاصل کرده که خود عامل مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متعاقب تری هم شده است.
معماری و ساختار فیزیکی سکونتگاهها، ساختمانها و پشت بامهای مسطح در اکثر قریب به اتفاق مناطق خاورمیانه به نوعی در گسترش وتداوم این تضادها دخیل بوده اند. در طول تاریخ پشت بامها نوعی فضا و محیط برای فرار از دست دولتها و گروهای مداخله گر ایجاد کرده اند. دولتها و سازمانهای سیاسی، مذهبی یا فرهنگی نیز از این فضاها به نفع خود و برای اعمال کنترل بیشتر بر مردم استفاده کرده اند. پشت بامها نه فقط جایی برای نصب دیشهای تلویزیونی ممنوعه، بلکه محیطی امن تر برای دورهمی های سیاسی، عقیدتی یا سازمانی و حتی مأمنی برای معاشرت با دختر همسایه را فراهم میکند.
از زمان تسلط حسن صباح بر قلعه الموت تا آغاز اعدامهای انقلاب خمینی بر پشت بامهای مدارس علوی و رفاه در تهران و یا تسخیر موصل و الانبار و الرقه توسط داعشیان در عراق و سوریه پشت بامها به عنوان حوزەهای کنترل سیاسی، نظامی ـ امنیتی و نیز نمایش اقتدار سبعانه رژیمهای استبدادی گردیده است. در همان زمان که داعش، جوانان نافرمان و همجنسگرایان را به طرز فجیعی از بالای پشت بامهای کرکوک و موصل و الرقه به پایین پرت می کرده اند، میلیشیا و مزدوران رژیم اسلامی ایران به فرمان مستقیم رهبر خامنه ای، تظاهرکنندگان جوان کف خیابان را از بالای پشت بامها هدف گلوله تک تیراندازان قرار داده و یا مورد شناسایی و پیگرد قرار می دادند. هم اپوزیسیون و هم نیروهای دولتی در سوریه، مصر، لبنان و یمن از پشت بامهای دولتی و عمومی برای اهداف سیاسی ـ امنیتی و نظامی به وفور استفاده کرده اند. اسراییل هم برای آموزشهای ویژه نظامی از چنین فضاهایی بهره جسته است. نمونه های استفاده امنیتی سیاسی، نظامی و حتی فرهنگی ـ اجتماعی از فضای پشت بامی در تمام کشورهای خاورمیانه بی شمارند. خاطرات بسیاری از پناهندگان و زندانیان سیاسی و نیز پیشمرگان کردی که از دست رژیم های استبدادی در ایران، عراق، سوریه و یا ترکیه گریخته اند، مملو از داستانهای چگونگی استفاده شان از فضاهای به هم پیوسته پشت بام منازل می باشد.
مردم جوامع خاورمیانه در طول تاریخ همواره در تقابلی کم نظیر میان فضای پشت بام و فضای کوچه و بازار در نوسان بوده اند. تقابلی که در تارپود شخصیت انسان خاورمیانه رسوخ کرده و منجر به تضاد و دوگانگی گستردهای شده است، که من در کتاب اخیر خودم انرا پارادوکس خاورمیانه نامیده ام. جامعه شناس سرشناس عراقی، “علی وردی” که مورد غضب صدام حسین هم بود در کتاب معروف خود پیرامون شخصیت انسان عراقی به خوبی از نوعی دوگانگی و تزلزل شخصیتی مردان عرب عراقی خبر می دهد. وی می گوید که مرد عراقی همزمان می تواند رول یک شهروند مدرن شهری را بازی کند و در همان زمان یک فرد کهنه پرست و سنتی و فوق العاده عشیرتی هم باشد. بر این اساس مرد عراقی در عین حال که بسیار مشتاق است تا همسر آینده خود را به شیوه ا ی مدرن و با صرف وقت در بار و رستورانت و فضاهای عمومی انتخاب نماید، هرگز چنین امکان و اجازه ای را برای بستگان مونث خود روا نمی دارد!
٢. صورتبندی شما از مفهوم جوامع پشت بامی چیست؟ آیا میشود گفت ساختارهای عمومی و خصوصی کە شما برای جوامع خاورمیانە در نظر میگیرید علاوە بر آنکە محل گریزی برای اقدامات سختگیرانەی دولتهای مدرن بە شمار میرود، همچنین میتواند برهمکنش اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بخصوصی را در جامعە پدید آورد؟
مردم جوامع خاورمیانه در طول تاریخ همواره مورد آزار، تعقیب و بازخواست حکومتهای مستبد و مداخله گر بوده اند. حکومت در تمامی امور از جمله خصوصی ترین شئون مردم دخالت کرده و هنوز هم می کند. به همین دلیل مردم همواره بدنبال مأوا و مفری برای فرار از دست حاکمان و گزمەهایشان هستند. پشت بام منازل در بیشتر مواقع یک فضای خصوصی را برای این مردمان فراهم کرده است. این فضا محیطی امنتر بدست میدهد، که فضاهای عمومی کوچه و بازار از آن بدوراند. نوسان رفتار، حالتها و برخورد افراد در این دو فضا بسیار زیاد بوده و اکثرا وضعی متضاد و متناقض می گیرند. فشار سیاسی و فرهنگی حاکم، فرد را در فضاهای عمومی مطیع و مرعی قوانین رسمی کرده، ولی در همان حال پشت بام و فضاهای خصوصی همان فرد را طاغی و نافرمان نشان میدهد. فرد به آسانی و بسیار سریع رفتار، پوشش و روابط خود را بر حسب جا و فضای اجتماعیاش تغییر می دهد.
از سوی دیگر این محدودیت های سیاسی فرهنگی و اجتماعی اعمال شده توسط دولتهای خودکامه در خاورمیانه در بسیاری مواقع منجر به ایجاد تعاون و همکاریهای گروهی خاص گشته و گاها هستەهای اولیه گروههای مقاومت و مبارزه علیه رژیمهای استبدادی را رقم زده است. تقریبا در تمامی کشورهای خاورمیانه بویژه به هنگام بهار عربی هم مخالفین حکومت و هم دولتیان و نیروهای امنیتی هر دو به نوبه خود از پشت بام منازل و ساختمان های دولتی برای اهداف متفاوت خود استفاده کرده اند. رضاشاه در ایران با اعمال اجباری سیاست های کشف حجاب، نیروهای سنتی و خانوادەهای مذهبی را وادار به روی آوری به پشت بامها برای اعمال مناسک دینی خود کرد. حامیان خمینی هم با پخش موعظه های وی بر پشت بام منازل و مساجد، مردم را دعوت به قیام علیه رژیم پهلوی می کردند. اعمال اعدام بر بام مدارس اسلامی علوی و رفاه در بدایت انقلاب و کشتار تظاهر کنندگان سالهای اخیر در جوانرود و تهران همگی مرا قانع کردند که انقلاب اسلامی خمینی را انقلاب پشت بامی بنامم.
٣. در جوامع مدرن هنگامی کە حکومتهای توتالیتر فضاهای عمومی را هرچە بیشتر در اختیار میگیرند، ما با رشد فزایندەی فرهنگی زیرزمینی مواجە میشویم کە در آن جنبشهای مقاومت شکل میگیرند. تفاوت مفهوم فرهنگ پشت بامی با فرهنگ زیرزمینی را چە میبینید؟
من مایلم جوامع خاورمیانه ای را بیشتر دارای فرهنگی پشت بامی بخوانم تا زیرزمینی. چرا که گرچه در هردو مورد ترس و وحشت از سیستم های سیاسی خشن و بی رحم وجود دارد، ولی به نظر من مردم و کارگزاران حکومتی، هردو به نوعی نگران نیستند که مورد توجه طرف مقابل واقع شوند. مردم گاها مایلند با اعتراض پشت بامی خود، نوعی مخالفت علنی و کم خطرتر را علیه سیستم سیاسی سازمان دهند، در حالی که حکومت با استفاده از فضای پشت بامی اقتدار، کنترل و استراتژی سرکوب را به نمایش می گذارد. فرهنگ زیر زمینی هم می تواند بخشی از فضاهای زندگی سیاسی ـ اجتماعی خاورمیانه باشد ولی به خاطر ماهیت بیشتر سیاسی ـ عقیدتی آنها کمتر شکل عام و فراگیرتری می یابند. بخصوص بدلیل پیگردهای امنیتی ـ نظامی بسیار شدیدتر دولتیان، کمتر می توان گستره و دامنه وسیعی برای این شبکه های زیرزمینی قائل شد.
در خاورمیانه رادیکال ترین و بنیادگراترین گروهها و سازمانهای سیاسی و عقیدتی چون داعش، القاعده و حزبالله هیچ ابائی در نمایش سبعیت خود بر پشت بامها ندارند. مردم هم از این فضاها در عوض برای بسط وگسترش جنبشهای اعتراضی و یا برای مشارکت در این جنبشها استفاده می کنند. می توان به نوعی اظهار داشت که پشت بامها بیشتر سنگری برای جنبش های اجتماعی اند و فضاهای اندرونی تر و به اصطلاح زیرزمینی جنبش های سیاسی را تغذیه می کنند.
٤. اولریش بک با استفادە از مفهوم جامعەی ریسک درصدد بود کە تفاوتی بنیادین را در بین سرمایەداری کلاسیک و سرمایەداری متاخر توضیح دهد. بە باور بک، موضوع محوری در مدرنیتە کلاسیک ثروت و نحوەی توزیع برابرتر آن است. درحالیکە در مدرنیتە پیشرفتە یا متاخر موضوع محوری خطر و نحوەی پیشگیری از آن و بە حداقل رساندن آن است. هنگامی کە شما از مفهوم جوامع پشتبامی استفادە میکنید، بە لحاض نظری موضوع محوری این جوامع را چە وضعیتی باید دید؟
گرچه اولریش بک، با طرح تئوری جوامع خطرناک «Risikogesellschaften» بیشتر جوامع غربی و خطرات آلودگیهای صنعتیشان را مد نظر قرار داده، ولی این تئوری امروزه هم از نظر مدیریت صنعتی و حفاظت محیط زیست و هم از نظر مسایل سیاسی ـ اجتماعی بیشتر قابل تطبیق به کشورهای استبدادی خاورمیانه است. کشورهای خاورمیانه که بسیاری شان تولیدکننده محصولات نفت و گاز نیز می باشند، نه فقط تهدید جدی زیست محیطی بلکه مرکز فجایع بشری، جنگ، نسل کشی، مهاجرت اجباری و نقض پایدار حقوق بشر بوده اند. متاسفانه در خاورمیانه حفظ جان و امنیت انسانها در بهترین حالت امری ثانویه بوده، آنهم اگر در سیستمهای رسمی احیانا محلی از اعراب بیابند. در واقع حفاظت جانی، امنیت عمومی و تامین حقوق اساسی انسانها جای خود را به حفظ قدرت و تامین منافع هیأت حاکمه به هر شکل و قیمت داده است. خاورمیانه از نظر تامین جانی و شرایط زندگی همواره جزء خطرناکترین مناطق جهان به شمار رفته. سیستم های سیاسی تمامیت خواه، مذاهب بسیار مداخله گر و نژادپرستی اقوام مسلط عرصه را بر همگان تنگ کرده و چرخه جنگ، کشتار، مهاجرت اجباری، اسیمیلاسیون و تهدیدات دیگر را استمرار داده اند.
اولین سازمان های تروریستی جهان در طول تاریخ در خاورمیانه شکل گرفته اند. در قرن دهم میلادی شیعیان اسماعیلیه ساکن قلعه الموت به رهبری حسن صباح، قریب به دویست سال به ترور و کشتار مردم و دولتمردان عباسی پرداختند و با ظهور مخفیانه در کوچه و بازار به شکار و ترور مخالفان خود دست می یازیدند و پس از انجام عملیات به پناهگاه خود در الموت بازمی گشتند.
٥. ارتباط شهروندان با هم و همچنین با ساختارهای سیاسی در جوامع خاورمیانە عموما آیا دارای آن خصوصیاتی است کە در دمکراسیهای غربی مشاهدە میشود؟ آیا میتوان شکلگیری انقلابها را در خاورمیانە با مفاهیم برساختە از مبنای نظری شما توضیح داد؟
در خاورمیانه روابط مردم بر مبنای ترس و بی اعتمادی شکل گرفته و در حالت عادی شهروندان اجازه یا توان ایجاد گردهماییهای سیاسی ـ فرهنگی یا اجتماعی خاص خود را ندارند، در حالی که شهروندان جوامع پیشرفته و دموکراسیهای غربی روابطشان بر پایه قانون لیبرال ـ دموکراتیک و اساسنامه جهانی حقوق بشر که حداکثر آزادیهای سیاسی، فردی و اجتماعی را برای همگان تضمین کرده، بنا شده است. به همین خاطر مردم جوامع جهان سوم همواره آماده طغیان و نافرمانی اند، به گونه ای که اگر روزی مفری بدست داد و حاکمان دستخوش اضمحلال گشته و یا کنترل از دستشان خارج شد، تودەها فرصت را غنیمت شمرده و آماده انقلاب می شوند. متاسفانه انقلابات خاورمیانەای کمتر به بهبودی اوضاع مردم ختم شده اند و اکثرا دستخوش بازتولید خشونت و محرومیت هستند. رهبران سیاسی وابسطه و فاسد، عدم اعتقاد عمومی به موازین دموکراسی و حقوق انسان، دروغ، ترس و بی اعتمادی پایدار و گسترده جوامع خاورمیانه را بیشتر از هر منطقه دیگر در جهان دستخوش بحران و ناپایداری سیاسی-اجتماعی کرده است. شهروندان دموکراسیهای غربی مجهز به شبکه هایی عظیم از نهادهای مدنی و مردمی هستند که بر تمامی ارگانهای رسمی سیاسی و غیر سیاسی نظارت و کنترل دارند. سوای این، دستگاههای مستقل و آگاه رسانه ای بی هیچ واهمه و ترسی به کار خبر رسانی و آگاه سازی عمومی مشغولند. بلعکس خاورمیانه خالی از نهادهای مدنی مستقل و آزاداند و هر تلاشی در ایجاد چنین نهادهایی با قوه قهری رژیمهای استبدادی و سیستمهای امنیتی مواجه خواهند شد. رژیم سیاسی یا رسانەها را با پوشش مالی به خود وابسطه کرده و یا تحت امر و کنترل خود درآورده است. مستقلترین رسانەها هم معمولا به خودسانسوری اشتهار دارند. متاسفانه بسیاری هم یا جان خود را در این راه میدهند و یا روانه زندان و تبعید می گردنند.
به این ترتیب انقلابات در خاورمیانه هم تابع قوانین حاکم بر جوامع پشت بامیاند، که طی آن ملت و دولت در هجوم و گریزی تاریخی همواره درصدد غلبه و کنترل دیگری هستند. عموما نتیجه این کشمکشها نه رهایی و سرفرازی ملی، بلکه روی کار آمدن نخبگانی سیاسی با مشخصاتی مشابەاند. انگار که در باید بر همان پاشنه آشیل خود بچرخد.
٦. بدون شک تاثیر دین و مخصوصا دین اسلام در خاورمیانە در شکلگیری نحوەی روابط اجتماعی بە هرگونە نظریەپردازی تاثیرگذار است. شما چگونە با این موضوع روبرو شدید؟
جوامع هیچگاه از تاثیر ادیان و نهادهای دینی در امان نبوده اند، و به این زودیها هم در آینده نمی توان در انتظار محوشدن این تاثیرات بود. مسئله اصلی قانونمند شدن نهاد دین و عدم اجازه ورود این نهاد به عرصەهای عمومی به ویژه عرصەهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. خاورمیانه مرکز اصلی شیوع بیشترین و بزرگترین ادیان جهان است و همواره مرکز انصدام و کشمکش این ادیان بوده است. بسیاری از ادیان بزرگ تا اندازه زیادی خود را با قوانین و مقررات مدرن وفق داده اند و کمتر مخالفتی (حداقل در ظاهر) با قوانین لیبرال ـ دموکراتیک امروزه نشان می دهند. در مقابل دین اسلام که حداقل شش قرن جوان تر از بسیاری از ادیان بزرگ دیگر منطقه است، همواره در جنگ و کشمکش دائمی نه فقط با پیروان دیگر ادیان، بلکه با هم کیشان خود بوده است. اصولا اسلام شاید تنها دینی باشد که با هجرت اجباری و جنگهای پی در پی (غزوات) بنیانگزارش و با ضرب شمشیر کارش را آغاز کرده باشد. طبق گزارش مورخ اسلامی، مسعودی، محمد پیامبر اسلام، شخصا در ۲۷ جنگ شرکت کرده است (مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۸). پس از مرگش همسر وی عایشه و پسر عمویش علی بر سر قدرت سیاسی وارد جنگ خانمانسوز جمل یا شتر شده اند که جان ۲۲ هزار مسلمان را گرفته است.
دین اسلام شاید تنها دینی باشد که تمایل بر کنترل تمام امور زندگی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را دارد. در حالیکه هرگز نتونسته پاسخی درخور و منطقی برای حل مسائل جهان امروز ارائه نماید. مشکل دیگر در جهان اسلام وجود تفاسیر و تحلیلهای بسیار متناقض و متضاد از تقریبا تمامی دستورالعملها، قوانین و نوشتەهای به ثبت رسیده اسلام می باشد. نه فقط مابین مذاهب و مکاتب اسلامی، بلکه حتی در داخل هر یک از این مکاتب اختلافات هرمنوتیک و درگیریهای عقیدتی و شاخت شناسی فاحش و آشتی ناپذیر وجود دارد. همه این تضادها و کشمکشهای مذهبی، تاثیرات وحشتناکی بر مجموعه روابط و ساختارهای اجتماعی جوامع خاورمیانه گذاشته است و بر میزان و دامنه شکافهای موجود این جوامع افزوده است. مجموعه قوانین شریعت که فرهنگ، سیاست، اقتصاد و زندگی روزانه مردم را شکل داده است، در هیچیک از کشورهای اسلامی خاورمیانه شکل موزون و یکدستی نیافته است. به عنوان مثال ترک عقیده و ارتداد درکشوری سنگسار یا اعدام (ایران، عربستان)، در دیگری زندان و در بعضی دیگر جریمه (الجزایر و اردن) و یا با درجه ای از اغماض (مالزی و ترکیه) روبرو خوهد شد. دخالت گسترده دین و حاکمان دینی در امور عمومی، مردم عادی را به واکنش وادار ساخته و در بعضی ادیان از جمله مذهب شیعه جعفری اثنی عشری تقیه، دروغگویی و دو رنگی امری شایع، عادی و پسندیده جلوه داده شده است.
٧ . در کتاب شما بە نظر میرسد بە طور مداوم بە برخی از تناقضات فرهنگی در خاورمیانە اشارە میشود، شما ریشەهای سیاسی اجتماعی این تناقضات را چگونە توضیح میدهید؟
تضادها و تناقضات، ریشەای عمیق در ترس و وحشت عمومی دارد. مردم در خاورمیانه همواره از ظلم و جور حکومت های خودکامه و استبدادی ترس و دلهره داشته اند. نه فقط حاکمان ظالم، بلکه گماشتگان و دست اندرکاران حکومتی تا پایینترین ردەهای قدرت سیاسی در استفاده از قدرت و نفوذ خود برای اعمال ستم و تعدی بیشتر بر مردم هیچ ابائی نداشتەاند. مکانیسم دفاعی مردم هم در این کارزار، جعل واقعیت، پنهان کاری و به ناچار دروغ گفتن و یا تغییر هویت بوده است. هجوم و گریزهای سیاسی، جنگها و حملات نظامی پی در پی تاریخی به همراه دخالتهای بی پایان و گسترده دین و ذعمای مذهبی در تمامی امور اجتماعی، محلی و خصوصی مردم، همگی در شکستن ساختارهای پیوسته جوامع خاورمیانه موثر بوده اند. این گسستها و فواصل نوعی بیاعتمادی و عدم اطمینان را موجب شده که به نوبه خود به ابراز رفتاری و هویتی متعارض، متناقض و گاها متزلزل، منجر گشته است. متاسفانه جو ترس و وحشت در خاورمیانه به نوع مخربی نیز در فرهنگ عمومی مردم، نخبەگان و مسئولان کشور تبلور می یابد. در اکثر مواقع، البته نه همیشه، مردم، نخبەگان و دست اندرکاران عالی رتبه در عوض روی آوری به قوه انتقاد، ادراک و برهان، بیشتر راه آسانتر پاچەخاری، تملق، دورویی و دوگانگی را پیشه کردند. در این عرصه، نظامیان نه امنیت و آسایش، بلکه ناامنی وسرکوب؛ نویسندگان نه آگاهی، بلکه تحریف و جعل و نادانی؛ آموزگاران، نه دانش و تعقل، بلکه خرافه و حماقت را ترویج کرده و همگی جبهه عظیمی در تقویت سیستم استبدادی هزاران ساله را برپا داشته اند.
داگرتنی بابەت



