ئارامتر بخوێنەوە

نزاع ارضی کورد و ترک آذربایجانی در استان آذربایجان غربی در ایران

رێبوار معروف‌زادە (احمد. ی. حمزە)

کارشناسی ارشد مطالعات جهانی، دانشگاه ایالتی میسوری

استاد راهنما : د. دیوید رومانو


این مقالە بە این مسألە می پردازد کە فارسها نزاع ارضی موجود در بین کورد و ترک آذربایجانی در استان آذربایجان غربی را در راستای تفرقە و سرکوب این دو بزرگترین اقلیت بکار گرفتەاند. نزاع ارضی در استان آذربایجان غربی در ایران یک وضعیت معضل امنیتی بین قومی دیرینە را در میان کوردها و ترکها بوجود آوردە، کە اساسا مانع از همکاری عقلانی این دو گروه در مقابلە با ستم تاریخی فارسها شدە است. معضل امنیتی بین دو گروه مذکور مرتبا بە این ابهام دامن میزند کە: آیا در صورت فروپاشی ایران کوردها و ترکها در استان آذربایجان غربی علیە یکدیگر خواهند جنگید یا اتحادی را تشکیل خواهند داد؟”


چکیدە 

 این مقالە بە اختلافات ارضی بین کورد و ترک آذربایجانی در استان آذربایجان غربی در ایران میپردازد. تمرکز اصلی مقالە بر سە دوران تاریخی دهەهای ١٩٢٠ و ١٩٤٠ و همچنین بعد از انقلاب ایران در سال ١٩٧٩ است. دورەهای مذکور بەنوعی یک وضعیت معضل امنیت داخلی را در مناسبات ترک آذریایجانی و کورد در استان آذربایجان غربی بوجود آوردند کە در آن  فارسها بعنوان بزرگترین گروه قومی در ایران کە قدرت را نیز بە دست داشتند، از این منازعات برای تفرقە افکنی  میان کردها و ترکها، و برای تدوام استعمار داخلیشیان استفادە کردند. این مقالە از مفهوم معضل امنیت داخلی  (Intrastate Security Dilemma) بە عنوان پدیدەای اجتماعی و مدرن برای ترسیم و توضیح اختلافات ارضی در استان آذربایجان غربی استفادە می کند. همچنین مقالە حاضر از تحلیلهای نظری تاریخ مدرن این اختلافات فراتر می رود و راهکارهایی را جهت حل آن ارائە می دهد.

واژەهای کلیدی : ترک آذریایجانی، کورد، استان آذربایجان غربی، نزاع ارضی، معضل امنیت داخلی 


نزاع ارضی بین کورد و ترک آذریایجانی در استان آذربایجان غربی ایران

      فارس، ترک آذریایجانی، کورد، بلوچ و عرب در ایران چند ملیتی زندگی می کنند. فارسها، کە بزرگترین گروه قومی ایران هستند، نزدیک بە ٥٠٪ جمعیت ‌ایران را تشکیل می دهند. در مقابل ترکها دومین گروه و کوردها سومین گروه بزرگ قومی، هر کدام بە ترتیب حدود ٢٠ و ١٠ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می دهند (congressional research service , 2008 , p.6:unrepresented nations and peoples organization ,2018). محققانی نیز وجود دارند کە جمعیت فارسها را کمتر از ٥٠٪ تخمین می زنند. بعنوان مثال، برندا شافر در مقالەای تحت عنوان ” Iran is more than persia” می نویسد کە : ” ایران کشوری چند ملیتی است، فارسها کمتر از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند. بر خلاف مرکز کە تحت تسلط فارسها است، اکثریت قریب بە اتفاق اقلیتهای غیر فارس در استانهای مرزی ساکن هستند (2021 , p.3). از ابتدای تأسیس دولت ملت مدرن ایران در دهەی ١٩٢٠، فارسها اقلیتهای غیر فارس را تحت شکلی از استعمار داخلی نگە داشتەاند و بە نوعی از تاکتیک تفرقە بینداز و حکومت کن استفادە کردەاند. این مقالە بە این مسألە می پردازد کە فارسها نزاع ارضی موجود در بین کورد و ترک آذربایجانی در استان آذربایجان غربی را در راستای تفرقە و سرکوب این دو بزرگترین اقلیت بکار گرفتەاند. نزاع ارضی در استان آذربایجان غربی در ایران یک وضعیت معضل امنیتی بین قومی دیرینە را در میان کوردها و ترکها بوجود آوردە، کە اساسا مانع از همکاری عقلانی این دو گروه در مقابلە با ستم تاریخی فارسها شدە است. معضل امنیتی بین دو گروه مذکور مرتبا بە این ابهام دامن میزند کە: آیا در صورت فروپاشی ایران کوردها و ترکها در استان آذربایجان غربی علیە یکدیگر خواهند جنگید یا اتحادی را تشکیل خواهند داد؟       


استان آذربایجان غربی : پراکندگی اتنیکی کورد و ترک آ ذربایجانی

      استان آدربایجان غربی، در شمال غربی ایران واقع شدە است و از جمعیت مختلط کورد و ترک تشکیل شدە است. این استان با دولتهای آذربایجان، ترکیە و عراق هم مرز است. بر طبق آخرین سرشماری دولتی کە در سال ٢٠١٦ برگزار شد، جمعیت این استان  ٣،٢٦٥،٢١٩  نفر می باشد (مرکز آمار ایران ). این استان شامل ١٧ شهرستان است و ارومیە، مرکز استان و پرجمعیت ترین شهرستان ‌آن، حدود یک ملیون نفر جمعیت دارد (مرکز آمار ایران، ٢٠١٦ ). جمعیت پنج شهرستان مهاباد، بوکان، سردشت، پیرانشهر و اشنویە عمدتا کورد هستند. این پنج شهرستان کە تحت عنوان موکریان شناختە می شوند، در طول تاریخ مرکز ناسیونالیسم کوردی در ایران بودەاند. شهرستانهای پلدشت، شوط و چایپارە عمدتا جمعیتشان ترک است. ٩ شهرستان دیگر شامل ارومیە، سلماس، خوی، چالدران، ماکو، نقدە، میاندوآب، شاهین دژ و تکاب از جمعیت مختلط کورد و ترک تشکیل شدەاند. نقشە زیر پراکندگی اتنیکی ١٧ شهرستان استان آذربایجان غربی را نشان می دهد. رنگ قرمز شهرستانهای  مختلط / مورد نزاع، رنگ زرد شهرستانهای  غالبا ترک آذری، و رنگ سبز شهرستانهای  غالبا کورد را نشان می دهد.


شکل ١. نقشە ترکیب اتنیکی کورد و ترک  در استان آذربایجان غربی

یادداشت: نگارندە شهرستان / شهری را در این استان مورد منازعە  بین ترک و کورد قلمداد می کند اگر از دهە ی ١٩٢٠، مصادف با شکل گیری دولت –ملت فارس در ایران،‌ بین دو گروه مذکور شواهد نزاعهای ارضی بودە است.

      حکومت مرکزی فارس یا هیچ طرف سومی، مانند سازمان ملل متحد، تا کنون آماری را در ارتباط با ترکیب اتنیکی در این استان ارائە ندادەاند. حکومت مرکزی فارس از ارائە هرگونە سرشماری بر اساس ویژگیهای اتنیکی سر باز می زند،  تا بدین صورت اقلیتهای غیر فارس  از درصد واقعی جمعیت‌شان بە کل جمعیت ایران آگاهی نداشتە باشند. نویسندەی این مقالە، نقشە را بر مبنای تاریخ سیاسی معاصر کورد و ترک  در این استان ترسیم کردە است. از دهەی ١٩٢٠ تا کنون، در شهرستانهای  سبز و زرد تجربەی هیچ گونە نزاع قومی بین کورد و ترک آذری مشاهدە نشدە است ولی در شهرستانهای قرمز شاهد چنین نزاع هایی بودەایم.

      در دهەهای اخیر، بە جهت اینکە هر کدام از دو گروه کورد و ترک  علاوە بر سکونت در استانهای  ایران در کشورهای همسایەی ایران نیز ساکن‌اند، حس همگرایی در بین آنها رشد کردە است. ترکها ادعای مالکیت بر چندین استان ایران مانند استانهای  آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و قزوین را دارند. ترکها در ایران ترکهای در جمهوری آذربایجان کنونی را پسرعموی درجە اول و ترکهای ترکیە را پسر عموی درجە دوم خود تلقی می کنند. بە طور مشابە، کورها ادعای مالکیت بر چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام را مطرح می کنند.  همچنین، کوردها در ایران با کوردها در دولتهای همسایە ایران، شامل عراق، ترکیە و سوریە همگرایی و همدلی نشان میدهند.

      بەلحاظ دینی، ترکها در ایران غالبا شیعە هستند ولی کوردها اکثرا سنی هستند. در استان آذربایجان غربی، ترکها شیعە هستند ولی کوردها پیرو اهل سنت هستند. بە لحاظ دینی، تشیع، ترکها و فارسها را بە هم گرە می زند.


اختلافات اتنیکی : دلایل و راه حلها

      مسئلە اتنیسیتە بر یک هویت گروهی دلالت دارد کە در آن اعضای گروه، از یک احساس تعلق و تاریخ مشترک برخوردارند. نظریەهای پرایموردالیست ناسیونالیسم بر این باورند کە ویژگی بنیادی یک گروه اتنیکی از نسلی بە نسل دیگر انتقال پیدا می کند و بدین سبب تغییر دادن این خصوصیات بسیاردشوار است. در تحلیل نزاعهای اتنیکی، تئوریهای پرایموردالیست بر خصومتهای عمیق و کهنە بین گروههای مختلف تاکید می کنند. اما تئوریهای ساختارگرا (کانستراکتیویزم) معتقداند کە گروههای اتنیکی بجای یک تاریخ مدوام روابط دوستانە یا خصمانە، دورەهای متناوب نزاع و آشتی را تجربە کردەاند. رویکرد ساختارگرایانە بر اهمیت تفاوتها و شباهتهای گروهها، همچون زبان و دین، تأکید می کند، اما معتقد است کە این خصوصیات مشترک توسط جنبشهای  ملی گرایانەی مدرن ساختە شدە و تغییر یافتە اند. ارنست گلنر (1983.p.53-62) در کتاب خود تحت عنوان ملتها و ناسیونالیزم nations and nationalism  تاکید می کند کە ملی‌گرایی برخی از عناصر فرهنگی ازپیش موجود را بر می گزیند و اغلب این عناصر را بە شکل بنیادین تغییر می دهد. بە بیان دیگر، گلنر معتقد است این ایدئولوژی ملی‌گرایی است کە گروههای اتنیکی / ملی و دولت- ملتها را بوجود می آورند و نە بالعکس. رویکرد پرایموردالیزم از بازشناسی نقش ملی‌گرایی در ایجاد نزاعهای اتنیکی / ملی و تبیین این امر کە چرا برخی از گروههای قومی مشکلات خود را حل و فصل نمودند اما برخی دیگر بە خشونت متوسل شدند، ناتوان می ماند.

  هویت اتنیکی تقریبا همیشە بیانگر یک هویت سیاسی است. هویت اتنیکی تنها نمایانگر برخی خصوصیات مشترک گروهی نیست بلکە شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک گروە در مقایسە با گروههای پیرامونی دیگر را ترسیم می کند. همچنان کە میشل هختر (1999) در اثر خود تحت عنوان internal colonialism  بیان می دارد، اتنیسیتە صرفا ارزیابی سادەی آماری گروە اکثریت و اقلیت نیست بلکە ابراز موجودیت سیاسی یک گروه تحت تبعیض سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. غالبا گروههای اکثریت در مرکز نظام سیاسی و اقتصادی در یک کشور قرار می گیرند ولی گروههای اقلیت در پیرامون و دارای پایگاه سیاسی و اقتصادی نازلتری هستند. همەی اقلیتهای قومی در ایران، از جملە کورد و ترک ها، در مقایسە با فارس ها پایگاه اجتماعی-اقتصادی بسیار پایینتری دارند. نقشەی ٢، کە توسط سازمان ملل متحد (1991 ,p.19) منتشر شدە است، ناهمگونی شاخص توسعە انسانی (HDI) ایران در سال ١٩٩٦ را نشان می دهد؛ تمامی استانهای  سبز پررنگ با شاخص بالای توسعەی انسانی در میانە نقشە، استانهای  فارس‌نشین را نشان می دهند. بدین ترتیب، از آنجا کە فارسها از شرایط زندگی بهتری نسبت بە غیر فارسها  کە عمدتا در پیرامون کشور زندگی می کنند برخوردارند، منطق مرکز در مقابل  پیرامون در مورد ایران قابل اعمال است.


شکل ٢. ناهمگونی شاخص  توسعە انسانی در استانهای  ایران در سال ١٩٩٦.

      سولود و. ایساژیو (1992 , p.12)، در اثر خود definition and dimensions of ethnicity: a theoritical framework  بر این نکتە تاکید می کند کە بدلیل اینکە گروه اکثریت خود را بە هیچ گونە خاستگاه اتنیکی پیوند نمیدهد غالبا مفهوم اتنیسیتە مترادف با مفهوم اقلیت در نظر گرفتە می شود. در ایران، فارسها کە گروه اکثریت می باشند، فاقد هویت اتنیکی بودە در حالی گروههای اقلیت دیگر، مانند ترک ها، کوردها عرب ها بر هویت اتنیکی خود تاکید می کنند. بیشتر سیاستمداران و حتی محققان، در داخل و خارج از ایران، اصطلاحهای  ایرانی و فارس را بجای یکدیگر بەکار میبرند (shafer, 2000 , p.449). فعالان اپوزسیون فارس ایرانی بر هویت اتنیکی خود تاکید نمی گذارند زیرا دولت ایرانی، هرچند غیردمکراتیک هم باشد، بازتابندەی یک دولت عمدتا فارس است بنابراین فارسها  بدنبال عدالت اجتماعی-سیاسی و اجتماعی–فرهنگی بر مبنای هویت اتنیکی نیستند.

      نزاعهای  اتنیکی بە دلایل متفاوتی رخ میدهد. دیوید لیک بر این باور است کە ترس جمعی از آیندە رایج ترین دلیل برای شروع نزاعهای قومی است؛ هراس جمعی از آیندە می تواند بە سبب وضعیت معضل امنیتی، خلل در اطلاع رسانی و یا فرصت طلبی سیاسی رخ دهد (Brown , 1997 ,p.97-131).  بعنوان مثال، و. پ. گاگنون ژونیور، توضیح میدهد کە نزاعهای قومی در یوگسلاوی سابق بە سبب رقابت قدرت میان رهبران صرب و نە بە جهت خصومت شدید تاریخی در بین صربها و گروههای دیگر رخ داد. گاگنون معتقد است کە حزب کمونیست صرب حاکم در مقابل احزاب دیگر اصلاح‌طلب صرب تضعیف شدە بود و در نهایت این حزب بە منظور تحکیم پایگاه مردمی خود در میان صربها تهدید سایر گروههای غیرصرب را بزرگنمایی کرد (Brown , 1997 , p.142-145).

      مفهوم معضل امنیتی درآغاز توسط محققان روابط بین الملل و جهت تحلیل جنگ بین دولتها بکار گرفتە شد، اما با افزایش جنگهای داخلی کە بیشترشان جنگهای  اتنیکی بودند، پژوهشگران نزاعهای اتنیکی این مفهوم را مجددا بازتعریف نمودند. از سال ١٩٤٥ بە بعد، جنگهای  داخلی بیشتری نسبت بە جنگ بین دولتها رخ دادەاند، بە شکلی کە جنگهای  اتنیکی بیش از نصف جنگهای  داخلی را تشکیل می دهند (Tang , 2015 , p.256). پژوهشگران روابط بین الملل مفهوم معضل امنیتی را جهت تبیین رقابت قدرت و جنگ بین دولتها بکار می گیرند. همان طور کە نظریەپردازان پرایموردیالیست و ساختارگرایان بر سر مفهوم اتنیسیتە اختلاف نظر دارند، نئو-رئالیستهای حوزەی روابط بین‌الملل نیز نسبت بە ساختارگرایان تعریف متفاوتی از معضل امنیتی ارائە می دهند.  جان هرتز، متفکر نو-رئالیست روابط بین‌الملل، معضل امنیتی را همچون سیستمی تعریف می کند کە در آن دولتها “فارغ از هر گونە اقتدار بالاتری عمل می کنند کە بتواند استانداردهای رفتاری را بر آنها تحمیل نماید و آنها را از حملە بە یکدیگر باز دارد” (Williams and Goldstein ,2006, p.268). بە بیان دیگر، ساختار آنارشیست سیاست بین‌الملل سبب می شود کە دولتها در یک وضعیت معضل امنیتی مداوم زندگی کنند. بە زعم یک نئو-رئالیست دولتها در یک وضعیت معضل امنیتی بە دنیا می آیند و این همسان است با چشم انداز نظریەپردازان پرایموردیالیست کە معتقدند هویت و نزاع اتنیکی بیش از اینکە برساخت و متغیری اجتماعی رشد و تغییر کند، با ما متولد شدە و ماندگار میشود.

   الکساندر وندت، تئوریسین برجستەی ساختارگرا در حوزەی روابط بین‌الملل، در مقالە ای تحت عنوان What states make of it  با ادعای اینکە “رفتار دولتها در مقابل دشمنان و دوستانشان متفاوت است، چون دشمنان تهدید می کنند اما دوستان چنین نمی کنند” خوانش نئو-رئالیستی از معضل امنیتی را زیر سوال می برد (Williams and Goldstein , 2006 ,p.365). بطور مختصر، ساختارگرایان در حوزەی نزاعهای  اتنیکی، مسئلە خصومتهای  کهنە بە عنوان منشأ نزاعهای  قومی را، با این پرسش کە چرا برخی گروههای اتنییکی توانستند نزاعهای  خود را حل کنند ولی برخی گروهها دیگر نتوانستند، رد می کنند. برای تئوریسینهای  ساختارگرای حوزەی روابط بین‌الملل، تعاملات دولتها می تواند وضعیت معضل امنیتی را بوجود آورد یا بر آن اثر گذارد. بعنوان نمونە، آ‌لمان و فرانسە، بعد از آنکە در جریان جنگ جهانی دوم با هم جنگیدند، اتحادیەی اروپا را تشکیل دادە و روابط دوستانە برقرار کردند ولی در سوی دیگر سوریە و اسرائیل در نزاع باقی ماندند.

      پول رو (1999 , p.188)، در مقالەای تحت عنوان The intrastate security dilemma :ethnic conflict as a tragedy?  بە بازتعریف مفهوم معضل امنیتی جهت کاربرد آن در مورد نزاع اتنیکی در درون یک دولت، میپردازد. او وضعیت معضل امنیتی را شرایطی تعریف می کند کە در آن فقدان یک حکومت مرکزی مؤثر گروههای اتنیکی درون یک دولت را وادار می کند کە هر کدام خودشان برای تأمین امنیت‌شان اقدام نمایند. گروههای اتنیکی در درون یک دولت ممکن است با همدیگر درگیر یک وضعیت معضل امنیتی اجتماعی مداوم باشند اما بە محض سقوط حکومت مرکزی آنها با هراس از واکنش سایر گروههای اتنیکی و مسئلەی بقای گروەشان مواجە می شوند. رو(1999 , p.189) توضیح می دهد کە سقوط حکومت مرکزی در یک کشور چندملیتی لزوما بە جنگ قومی نمی آنجامد؛ هنگامی کە حکومت مرکزی سقوط می کند، یک گروە اتنیکی براساس اینکە گروههای دیگر در شرایط مشابە پیشین چگونە رفتار کردەاند، قضاوت می کند. بە بیان دیگر، همانطور کە وندت در مورد تعامل دولتها مطرح می کند، گروههای اتنیکی درون یک دولت  نیز با پیشینەای از تعاملات گذشتەشان و با اختیار تغییر چنین گذشتەای وارد یک وضعیت معضل امنیتی می شوند.

هنگامی کە حکومت مرکزی ساقط می شود، گروههای اتنیکی در درون این دولت بە ناچار بە ارزیابی روابط بین گروههای اتنیکی در کوتاەمدت و بلندمدت می پردازند؛ عوامل بسیاری، مانند موقعیت این گروهها در دولت پیشین، روابط تاریخی این گروهها با یکدیگر، و میزان سازماندهی سیاسی و نظامی آنها می تواند بر این ارزیابی تأثیرگذار باشد. بنابراین، گروههای اتنیکیی کە بعد از فروپاشی دولت مرکزی  مستقل گردیدەاند با ترس و عدم اطمینان مداوم از ظرفیت و نیت گروههای اتنیکی مجاور دست و پنجە نرم می کنند (Posen , 1993 , p.29-34). این وضعیت معضل امنیتی درون اتنیکی است و در صورتی کە این گروهها دولتهای  خود را تأسیس کنند، این وضعیت بە معضل امنیتی بین دولتی تبدیل خواهد گشت.

 همراستا با رویکرد ساختارگرا بە نزاعهای اتنیکی، این مقالە در درجە نخست گذشتە – تاریخ مدرن اختلافات – را بررسی و سپس راەکارهایی را جهت  حل آنها پیشنهاد می کند. مقالە حاظر بر دورەهایی انگشت می گذارد کە در آن حکومت مرکزی فارس تضعیف یا ساقط گردیدە است زیرا در این برهەهای تاریخی است کە توان کورد و ترک آذربایجانی برجستە شدە است.


روابط کورد – ترک در دورە پیشا مدرن ایران

 در بیشتر دورە پیش مدرن، کوردها همچون یک اقلیت فاقد امپراتوری در ایران زیستەاند، درحالیکە ترکها در امپراتوریهای  متفاوت ایران  مشارکت داشتەاند. حاکمان هر دو امپراتوری صفوی و قاجار ترک بودند. شاه اسماعیل، بنیانگذار امپراتوری صفوی در سال ١٥٠١ ترک بود و تبریز را پایتخت امپراتوریش قرار داد. امروزە نیز تبریز جایگاە پایتخت برای ترکها در ایران را دارد. در دورەی قاجار (١٧٧٩-١٩٢٤)، ایران از چهار ایالت(استان) تشکیل می شد، کە شامل آذربایجان، خراسان، فارس و کرمان –سیستان می شد؛ هر یک از این ایالتها ولایتهای (حوزەها) متفاوتی داشتند؛ تبریز در دورەی قاجار توسعە پیدا کرد و بە محل دارالسلطنە و دربار ولیعهد تبدیل گشت (Atabaki ,2005 , p.26).

 پیش از قرن بیستم، تفاوتهای گروهی، مانند داشتن زبان یا دین متفاوت، نقش بسیار اندکی در جنگهای  کورد و ترک داشتند. در برخی موارد، ازدواج خانوادگی در بین نخبگان، فارغ از هویت متمایز اتنیکیشان، آنها را بە متحدان نزدیک همدیگر تبدیل می ساخت. برای نمونە، یکی از خواهران خان احمد خان، حاکم امارت کوردی اردلان، با شاه عباس صفوی (١٥٧١-١٦٢٩) ازدواج کرد، خان احمد خان بە متحد نزدیک شاه عباس تبدیل شد و از این دوستی برای سرکوب عشایر کورد مجاور، یعنی عشایر بلباس و موکری، سود جست (McDowall ,2007 , p.32).

 تعاملات دورە پیشا مدرن کورد و ترک بیش از آنکە نتیجەی جنگ یا صلح بر مبنای سازماندهی گروهی باشد تابع تصمیم‌گیری رؤسای عشایر کورد و ترک در راستای تقویت قدرت شخصی‌شان بود. با این وجود، تاریخ پیشا مدرن کورد و ترک در ایران بە برخی از ویژگیهای بنیادی دو گروە شکل دادە کە بر روابط دورەی معاصر آنها نیز موثر است. ترکها از آنجایی کە بر ایران حکم میراندە یا در امپراتوریهای  حاکم بر ایران شریک بودند، بە طور میانگین از پایگاه اجتماعی-اقتصادی بالاتری برخوردار بودند. در مقابل، کوردها در بیشتر تاریخ پیشا مدرن ایران تحت حکومت امپراتوریهای  غیر کورد بودەاند و بنابراین از روحیە مبارزاتی بیشتری برخوردار گشتەاند.


دورە مدرن: سیاست همسانسازی فارسها در مورد کورد و ترک آذربایجانی شکست خورد

 در اوایل قرن بیستم، فارسها از راه یک ملی‌گرایی خودکامە شروع بە مدرنیزەکردن ایران کردند. در دورەی انقلاب مشروطە (١٩٠٥-١٩٠٩)، فارسها نخستین تلاشهای  خود را برای بنیاد نهادن دولت-ملت مدرن فارس بکار گرفتند. در طی این دورە برای نخستین بار زبان فارسی، زبان رسمی در ایران گشت (Vali , 2011 , p.4). اصلی‌ترین حامیان انقلاب مشروطە شهرهای بزرگ ماننند تهران، قم، تبریز و شیراز بودند. ترک ها، بەویژە در تبریز، فعالانە از انقلاب حمایت کردند درحالیکە کوردها کە در نواحی پیرامونی می زیست نقش چندانی نداشتند.

  روشنفکران فارس خواهان یک ملی‌گرایی خودکامەی مطلق برای همسان‌سازی و حذف اجباری هویتهای  غیر فارس بودند. بطور مثال، محمود افشار ویراستار روزنامەی آیندە، در سال ١٩٢٥ می نویسد کە حتی اگر با تبعید اجباری  گروههای غیرفارس‌ زبان بە مناطق فارس زبان بودە، باید همەی تفاوتهای  زبانی و فرهنگی گروههای غیرفارس زبان حذف شوند (Atabaki , 2005 , p.31-32).


اولین دورە معضل امنیت اتنیکی درون دولتی: دورە سمکو

 انقلاب مشروطەی فارسها شکست خورد و ایران قبل و بعد از جنگ جهانی اول فاقد اقتدار مرکزی بود. در نزدیکی شهر ارومیە در استان آذربایجان غربی، اسماعیل آغا (سمکو) سرکردە کورد، حکومتی را تأسیس کرد. حکومت دفاکتوی سمکو در بین سالهای ١٩١٨ تا ١٩٢٢ و در چندین شهر از جملە مهاباد و ارومیە حکومت کرد (Koohi- Kamali , 2003 , p.80-81).

  مورخان فارس، مانند احمد کسروی (2007 , p.684-688)، سمکو را بە سطح یک رئیس عشیرەای محض کە ساکنان استان آذربایجان غربی را غارت و کشتار کرد، تقلیل می دهند. این تاریخ نگاری تقلیل گرایانە از حکومت سمکو دو کاستی عمدە دارد. زمانی کە مورخان فارس حکمرانی سمکو را توصیف می کنند، آنها این دورە زمانی را بە شکلی تصویر میکنند کە گویا یک قدرت مرکزی مشروع در مرکز وجود داشتە است و سمکو مانند یک قدرت عشیرەای نامشروع رفتار کردە است کە اقدامات او موجب آشوب، غارت و کشتار دستەجمعی شدە است. در واقع، ایران فاقد هرگونە قدرت مشروعی بود  و کشور، از جملە استان آذربایجان غربی، یک حالت بی نظمی کامل را تجربە می کرد. مورخ فارس هما کاتوزیان، توضیح می دهد کە چگونە حاکمان ایران قبل و در طول دهەی ١٩٢٠ مشروعیت کسب کردند:

 مشروعیت حاکمان مستبد بە قابلیت نسبی آنها در حفظ صلح، سرکوب شورش و ایفای سایر کارکردهای اجتماعی و اقتصادی‌شان بستگی داشت. اما این ریشە در قانون، سنت و حقوق اجتماعی – اقتصادی نداشت. بە همین جهت، شورش اساسا بە همان اندازەی قانون استبدادی مشروعیت داشت، و آزمون نهایی مشروعیت در توان کنترل و حفظ قدرت بود (Cronin , 2003 , p.18).

   مسئلە مهم تر اینکە، در سال ١٩١٣، سمکو اولین مدرسە کوردی را در شهر ماکو در استان آذربایجان غربی تأسیس کرد؛ در سال بعد، مدرسەی دیگری را در شهر خوی بازگشایی کرد (Soleimani , 2017 ,p.3). سمکو حتی دستور نشر یک روزنامەی کوردی – فارسی با عنوان کورد را صادر کرد، کە در آن از حق کورد بعنوان یک ملت برای تأسیس دولت کوردی دفاع می شد (Soleimani , 2017 , p. 4). دکتر کمال سلیمانی (2017 ,p.6)، محقق حوزە تاریخ، معتقد است کە تأسیس مدارس و روزنامەی کوردی نشان می دهد کە سمکو، فارغ از خاستگاه عشیرەای کە داشت، یک برنامەی سیاسی کوردی را نیز دنبال می کرد.

   سمکو تلاش کرد حمایت ترکها در استان آذربایجان غربی را با انتصاب یک ترک آذری بە مقام فرماندار ارومیە بە طرف خود جلب کند (Soleimani , 2017 , p.6). بە هر جهت، ترکها در این دورە آغوش خود را برای شیعەگرایی بیش از ترک بودن باز کردند و بنابراین آنها نمی توانستند با سمکو، یک رهبر کورد سنی، در مقابل فارس شیعە بە هیچ سازشی برسند. نزدیکی هویتی زیادی بین ترکها و فارسهای شیعە در این برهە وجود داشت. مفهوم عجم همپوشانی هویت ترکی – فارسی در سالهای دهەی ١٩٢٠ را روشن می سازد، کە عمدتا در بین کورد و بە خصوص کوردهای استان آذربایجان غربی بکار بردە بردە می شود. عجم بە شیعەی غیر کوردی گفتە میشود و در عمل بە شیعەی فارس و ترک آذربایجانی در ایران اشارە دارد (Soleimani , 2017 , p.7-8). مفهوم عجم در جریان نزاع درازمدت صفویان و عثمانیها گسترش یافت کە در بدو سدەی شانزدهم آغاز گردید. این نزاع دیرینە، فارس و ترک آذربایجانی را بە سوی یک اتحاد شیعی در مقابل سنیها (عثمانیها ) سوق داد.

   در آغاز سدەی بیستم – از انقلاب مشروطەی ایران تا تمرکز قدرت در سال ١٩٢٥، ایران بە سبب خلا حکومت مرکزی مؤثر، شکلی از هرج و مرج را تجربە کرد و هر گروە اتنیکی ناچار بە تأمین امنیت و بقای خود شدە بود. در این دورە نخستین معضل امنیتی داخلی مدرن در بین کورد و ترک آذربایجانی بوجود آمد کە در آن کوردها بە رهبری سمکو – در جلب دوستی و ایجاد اتحاد با ترکها ناکام ماندند؛ فارس و ترکها یک هویت همسان شیعی را بە اشتراک می گذاشتند،  کە کورد را بە چشم دشمن  و یک مسئلەی امنیتی می دیدند.

      بعد از اینکە رضا خان سمکو را در سال ١٩٢٢ شکست داد و ترکها مجددا ادارە استان آذربایجان غربی را در دست گرفتند، آنها هیچ گونە خواست اتنیکی را مطرح نکردند. حتی زمانی کە شیخ محمد خیابانی در سال ١٩٢٠ یک حکومت کوتاه مدت را در تبریز تأسیس کرد، ایشان حاضر نشد سیاستهای  اتنیکی همچون ترویج زبان ترکی در مدارس را اجرا کند؛ خیابانی بە هیچ شکلی در نظر نداشت با سمکو اتحادی تشکیل دهد و بەکوردها بە چشم دشمن و یک تهدید می نگریست (Khatambakhsh , 1984).

 از شکست سمکو در سال ١٩٢٢ تا عزل رضا خان در سال ١٩٤١، ترکها برای احیای هویت ترک بودن خود، هیچ گونە تقاضا یا تلاشی نکردند. در نهایت حکومت فارس با طراحی یک توطئە در شهر اشنویە و در سال ١٩٣٠ سمکو را بە قتل رساند (Nerwiy , 2012 , p.80). برای اولین بار، در مدت حکمرانی سمکو، کوردها بە یک تسلط نظامی و سیاسی در استان آذربایجان غربی دست یافتند. سمکو تبدیل بە اولین رهبر کورد شد کە نزاع کورد – ترک در استان آذربایجان غربی را سیاسی کرد و بە همین جهت در نزد ترکهای  این استان بە منفورترین رهبر کورد تبدیل شد.

  در دهەی ١٩٢٠، همزمان با تمرکز قدرت توسط رضا خان، او یک ملی‌گرایی خودکامە را در ایران پیادە کرد. ملی‌گرایی خودکامەی فارسها در دورە حکومت رضا خان رشد ملی‌گرایی کوردی و آذربایجانی را سرعت بخشید. رژیم دیکتاتوری رضا خان فرصت هرگونە بحثی  در مورد منازعات ارضی کورد و ترک را از بین برد. هنگامی کە نیروهای متحدین در سال ١٩٤١ بە ایران حملە کردند و ارتش فارس فروپاشید، نزاع ارضی در استان آذربایجان غربی مجددا ظهور کرد.


دومین دورە معضل امنیت اتنیکی درون دولتی: جمهوریهای آذربایجان و کوردستان

      در سال ١٩٤١، اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا بدون هرگونە مقاومتی از جانب ارتش فارس وارد تهران شدند، رضا خان را بە تبعید وادار و تحرکات ارتش فارس را بە چند ناحیە مرکزی در نزدیکی تهران محدود کردند (Nerwiy , 2012 , p.98-101). خلا نظامی و سیاسی بعد از سال ١٩٤١ راه را برای رشد حکومتهای خودمختار در هر دو بخش آذربایجان و کوردستان هموار کرد. در اوایل دسامبر سال ١٩٤٥، نخست ترکها جمهوری آذربایجان را تأسیس کردند و تبریز را بعنوان پایتخت انتخاب کردند؛ چند روز بعد در ١٧ دسامبر، کوردها جمهوری کوردستان را بنیاد نهادە و مهاباد را بعنوان پایتخت برگزیدند (Nerwiy , 2012 , p.134).  

  این دورە نشانگر یک وضعیت معضل امنیتی داخلی است زیرا حکومت مرکزی تهران در برخی نواحی کوردستان و آذربایجان ساقط گردید و این وضعیت جدید کوردها  و ترکها را وادار کرد تا هر کدام بە فکر بقا و آیندەی خود باشند. هر دو جمهوری همکاری جهت مواجهە با سناریوهای آیندە در ارتباط با حکومت مرکزی را سودمند و ضروری یافتند. بعلاوە، حضور اتحاد جماهیر شوروی وضعیت معضل امنیت داخلی را تسهیل نمود؛ اتحاد جماهیر شوروی خواهان برقراری درجەای از امنیت بود و بدین سبب  از رخ دادن هرگونە جنگی بین کورد و ترک ممانعت بە عمل آورد.

   دو جمهوری بە لحاظ وسعت جغرافیایی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، تمایلات ایدئولوژیک و میزان حمایت اتحاد جماهیر شوروی از آنها، تفاوت عمدەای داشتند. جمهوری آذربایجان ١٩٤٦ در مقایسە با جمهوری کوردستان ١٩٤٦ جغرافیای گستردەتری را تحت کنترل داشت؛ شهر تبریز، پایتخت جمهوری آذربایجان، بە لحاظ جمعیت دومین شهر بزرگ ایران در آن زمان بود (Mobley , 1979 , p.12). جمهوری آذربایجان شامل تبریز، اردبیل، زنجان و تقریبا همەی شهرهای مورد نزاع در استان آذربایجان غربی می شد؛ در مقابل جمهوری کوردستان تنها بر چهار شهر کوچک مهاباد، بوکان، نقدە و اشنویە حکم می راند (Roosevelt ,1947 , p.257-258).  جمهوری آذربایجان، یک مرکز مهم اقتصادی ایران در آن زمان بود، کە حدود ٢٥٪ گندم، ٢٠٪ شکر و ٢٢٪ دام کشور را تولید می کرد (Roosevelt , 1947 ,p.252).

  بە لحاظ ایدئولوژیک، جمهوری کوردستان در مقایسە با جمهوری آذربایجان برنامەی محافظەکارانەتر را دنبال کرد. جمهوری کوردستان بە قدرت نظامی رؤسای عشایر کورد متکی بود و بە همین جهت این جمهوری نمی خواست رؤسای عشایر را با اجرای سیاستهای  کمونیستی، مانند تقسیم اراضی، از خود برنجاند. در حالی کە ارتش اتحاد جماهیر شوروی منطقەی جمهوری آذربایجان را در سال ١٩٤١ کنترول کرد، منطقەی جمهوری کوردستان منطقەی حائل میان نیروهای اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا بود. همچنین جمهوری آذربایجان برخلاف جمهوری کوردستان، از یک سطح  شهرنشینی بالاتری و حمایت مستقیم نظامی و حظور ارتش شوروی سود می جست. بنابراین، جمهوری آذربایجان از یک قدرت داخلی مستحکم برخوردار بود و اصلاحات ارضی گستردەای را اجرا کرد.

  درمیان شهرهای مورد نزاع استان آذربایجان غربی، جمهوری کوردستان تنها شهر نقدە را در دست داشت درحالیکە جمهوری آذربایجان سایر شهرهای مورد نزاع را تحت کنترل داشت. این امر بە منشأ اصلی نزاع  بین دو جمهوری تبدیل شد. رؤسای عشایر کورد در استان آذربایجان غربی از قازی محمد، رئیس جمهور کوردستان، می خواستند کە همەی شهرهای مورد نزاع را کنترل کند. جمهوری کوچک کوردستان نفوذ دیپلماتیک کمتری در مقابل  حکومت فارس در تهران داشت و لذا قازی محمد برای جبران این کاستی می خواست با جمهوری آذربایجان اتحادی تشکیل دهد (Hawrami , 2007 , p.51).

 قدرت نظامی برتر عشایر کورد در اطراف شهرهای ارومیە، خوی، ماکو و میاندوآب تسلط اداری جمهوری آذربایجان را تضعیف کرد. در عمل، جمهوری آذربایجان بدون اتکا بە اتحاد جماهیر شوروی نمی توانست تسلط اداری خود بر شهرهای مورد نزاع استان آذربایجان غربی را حفظ کند. اتحاد جماهیر شوروی کوردها  و ترکها را بە مصالحە بر سر نزاعهایشان تشویق می کرد و حتی پیشنهاد یک حکومت اداری مشترک در شهرهای مورد نزاع را مطرح کرد؛ جمهوری آذربایجان این پیشنهاد را رد کرد  و دو جمهوری تاکتیکهای  متفاوتی را برای اعمال فشار بر همدیگر بکار بستند (MoBLEY , 1979 , P.74-76).

     کوردها از اینکە ادارە آذربایجان در شهرهای ارومیە، ماکو، خوی و میاندوآب بەطور کامل آنها را بە حاشیە راندە بود گلەمند بودند و در عین حال، ترکها از اینکە حزب دمکرات کوردستان ایران، تنها حزب جمهوری کوردستان، ترکهایی  را کە مخالف جمهوری آذربایجان بودند بە خدمت گرفتە بود ناراضی بودند (hawrami , 2007 , p.56-66 ). چنین سیاستهای  تلافی جویانەای دربین دو جمهوری ادامە داشت تا اینکە نهایتا در ٢٣ آوریل سال ١٩٤٦، جمهوریهای آذربایجان و کوردستان با میانجی‌گری اتحاد جماهیر شوروی بە یک توافق تاریخی دست یافتند (ROosevelt , 1947 , p.258-259) کە مفاد زیر را دربرمیگرفت:

١. حکومتهای امضا کنندە هرگاه لازم بدانند نمایندگانی را مبادلە می کنند.

٢. در مناطقی از آذربایجان کە اقلیتهای کورد وجود دارند، کوردها در بخشهای  حکومتی بکار گرفتە می شوند  و در آن بخشهایی از کوردستان کە اقلیتهای ترک وجود دارند، ترکها در بخشهای  حکومتی بەکار گرفتە می شوند.

٣. یک کمیسیون مشترک اقتصادی تشکیل خواهد شد تا مسائل اقتصادی دو ملت امضاکنندە را حل و فصل کند. اعضای این کمیسیون توسط سران دو حکومت ملی انتخاب می گردند.

٤. نیروهای نظامی دو ملت امضاکنندە هرگاه لازم باشد بە یاری همدیگر خواهند آمد.

٥. هر مذاکرەای با حکومت تهران در جهت منافع مشترک حکومتهای  ملی آذربایجان و کوردستان آنجام می گیرد.

٦. حکومت ملی آذربایجان اقدامات لازم را جهت ترویج و استفادە از زبان کوردی و توسعە فرهنگ کوردی در میان کوردهای ساکن آذربایجان آنجام می دهد و حکومت ملی کوردستان اقدامات مشابە را در مورد آذربایجانیهایی کە در کوردستان زندگی می کنند در پیش خواهد گرفت.

   بندهای ٢، ٦ و ٧ تأیید می کنند کە هر دو گروە در شهرهای مورد نزاع باید از حقوق زبانی برخوردار بودە و در پستهای بوروکراتیک (اداری) مشارکت داشتە باشند. بە بیان دیگر، موافقتنامە هر دو گروە ترک و کورد را بە عنوان مالکان برحق در استان بە رسمیت شناخت. بعلاوە، اتحاد مذکور دو جمهوری را در موقعیت نظامی و دیپلماتیک بهتری در صورت مذاکرە یا جنگ با تهران قرار داد.

   توافقنامە مذکور تغییری بزرگ در دیدگاه و تعامل پیشین کوردها و ترکها در قبال یکدیگر بود. در دهەی ١٩٢٠، ترکها خود را شیعە می پنداشتند و هیچ امکانی برای همکاری با کوردها را تصور نمی کردند. رهبران جدید، جعفر پیشەوری و قازی محمد، در راستای منافع دوجانبەی دو گروە اتحادی را تشکیل دادند. در این دورە، ترکها از هویت شیعی ایرانی دهەی ١٩٢٠ کە فارس را دوست و کورد را دشمن تعریف کردە بود، گذر کردند. این دورە، در تأیید دیدگاە ساختارگرایانە، نشان می دهد کە هویت اتنیکی می تواند در طی زمان تغییر کند و گروههای اتنیکی بە رغم گذشتەای از دشمنیها باز می توانند مصالحە کنند.

 هنگامی کە جمهوری آذربایجان بە طور جداگانە با تهران بە توافق رسید و کوردها بە لحاظ دیپلماتیک خود را منزوی و ضعیف قلمداد کردند، جمهوری کوردستان بە عشایر کورد اجازە داد (و آنها را ترغیب کرد) تا جمهوری آذربایجان را تحت فشار قرار دهند. حکومت مرکزی در تهران بر مذاکرەی جداگانە با هر یک از دو جمهوری تأکید داشت. توافق تهران – تبریز دولت باالفعل ترک آذربایجان را بە یک حکومت استانی در یک منطقەی محدودتر و با حقوق کمتر تقلیل داد. بعلاوە، توافق تهران – تبریز، قازی محمد را ناچار ساخت کە جداگانە با تهران مذاکرە کند و او نتوانست بە هیچ توافقی با تهران دست یابد. در نتیجە، کوردها بە شهرهای خوی و ماکو حملە نظامی کردند و خواستار مدیریت و حکومت مشترک کورد – ترک در این شهرها شدند؛ کوردها تنها هنگامی از این شهرها عقب نشینی کردند کە اتحاد جماهیر شوروی آنها را تهدید بە مداخلە نظامی کرد (mobley , 1979 , p.84-85). در اقدامی مشابە، در سپتامبر سال ١٩٤٦، ارتش جمهوری کوردستان و نیروهای عشیرەی شکاک بەسمت ارومیە رفتند و این شهر را کنترل کردند؛ نیروهای کورد تنها زمانی بیرون رفتند کە شوروی تهدید کردە و ترکهای  وعدەی ادارە مشترک کورد – ترک را بە آنها دادند (mobley ,1979 , p.88-89).

  حکومت فارس نخست با وعدەی تأمین برخی حقوق جزئی برای ترکها و بدون در نظر گرفتن چنین حقوقی برای کوردها بە توافقی با جمهوری آذربایجان رسید. این سیاست حکومت مرکزی فارس نە تنها اتحاد بین دو جمهوری را منسوخ ساخت بلکە نزاعهای ارضی آنها را بە سوی مواجهەی نظامی سوق داد. در این حین، کە ارتش شوروی عقب نشستە و ارتش فارس در تدارک حملە بە جمهوری آذربایجان بود،  در عمل هیچ گونە همکاری در بین دو جمهوری باقی نماندە بود. ارتش فارس ابتدا بە جمهوری آذربایجان خاتمە داد و سپس مجددا جمهوری کوردستان را کنترل کرد. اگرچە جمهوری آذربایجان با تهران بە توافق رسیدە بود، حکومت مرکزی بە محض اشغال مجدد تبریز توسط ارتش فارس، هیچ گونە حقوق اتنیکیی را برای ترکها بە رسمیت نشناخت. بە بیان دیگر، حکومت مرکزی از مذاکرات بە منظور تفرقە افکنی و کنترول مجدد بر کورد و ترکها بهرە جست. 

 اگرچە وضعیت معضل امنیت داخلی در دهەی ١٩٤٠ بە تشکیل دولتهای  کورد و آذری نینجامید، دو گروه اتحاد و دوستی کوتاه مدتی را تجربە کردند و نشان دادند کە نزاع ارضی در آذربایجان غربی قابل گفتگو و حل است. ارادەی سیاسی بر مبنای احترام و منافع دوجانبە، دو گروە اتنیکی را مجاب ساخت تا علیرغم گذشتەای از خصومت‌ها، دنبال اتحاد و دوستی بروند. تغییر رویە در این دورە مؤید رویکرد ساختارگرایانە است کە معتقد است هویت و نزاع اتنیکی بە ارث نمیرسد بلکە در یک محیط اجتماعی رشد و تغییر می کند.


سومین دورە معضل امنیت اتنیکی درون دولتی: انقلاب ١٩٧٩ ایران

  از آنجا کە بعد از انقلاب سال ١٩٧٩ ایران، بە مدت چندین ماه حکومت مرکزی بر بیشتر مناطق کوردستان و آذربایجان کنترل نداشت، انقلاب یک وضعیت معضل امنیت داخلی دیگری را  بین کوردها و ترکها بەجود آورد. بعد از انقلاب، ترکها فاقد سازماندهی وسیع سیاسی و نظامی جهت مطالبەی خودمختاری و یا هر شکل دیگری از حق تعیین سرنوشت بودند. در سوی دیگر احزاب سیاسی مسلح کورد یک جغرافی وسیع را ادارە می کردند و در عمل یک منطقەی خودمختار را تشکیل دادە بودند. کوردها نە تنها شهرهای جمهوری کوردستان سال ١٩٤٦ بلکە این بار استان کوردستان و همچنین چند شهر در استان کرمانشاە را کنترل کردند.

 حزب دمکرات کردستان ایران پنج شهر استان آذربایجان غربی کە عمدتا کورد بودند را بە طور کامل کنترل کرد کە عبارت بودند از مهاباد، بوکان، سردشت، پیرانشهر، و اشنویە. در نخستین گردهمایی حزبی کە حزب دمکرات در مهاباد برگزار کرد، حدود ١٠٠.٠٠٠ کورد جمع شدند و در آن عبدالرحمن قاسملو، رهبر این حزب، در سخنرانیش گفت، “حزب دمکرات کوردستان، مؤسس جمهوری کوردستان، نخستین دولت کوردی در تاریخ مدرن کوردستان است (behruz , youtube , 2016 ). در ناسیونالیزم کوردها از جمهوری کوردستان سال ١٩٤٦ تا انقلاب ١٩٧٩ یک استمرار و تداومی وجود دارد. بعد از انقلاب، کوردها بە لحاظ سیاسی و نظامی بیشترین سطح سازماندهی را در ایران داشتند. در نخستین انتخابات آزاد مجلس خبرگان بعد از انقلاب برای نوشتن قانون اساسی جدید برای ایران، قاسملو انتخابات را در استان آذربایجان غربی برد؛ اما او بە عنوان تنها نمایندەی لائیک آن مجلس، بە دلیل اینکە خمینی او را بە مرگ تهدید کردە بود، هرگز بە تهران نرفت (Rahmani , 2018).

 در این دورە عوامل گوناگونی باعث شدند ترکها در کنار فارسها و در مقابل کورد بسیج شوند. خمینی بعنوان کاریزماتیکترین رهبر انقلاب ایران بر اسلام تأکید می کرد، کە در واقع منظورش تشیع بود. بە همین جهت ترکها توانستند نقطەی مشترکی با فارسها پیدا کنند. خمینی پیش از تحکیم رژیم خود، حمایت گروههای اتنیکی و ایدئولوژیک متفاوتی را با شعارهای پوپولیستی، مانند برق رایگان و تقسیم عادلانەی درآمد نفت ایران در بین همەی ایرانیان، جلب کرد (Entekhabifard , 2014). هنگامی کە ترکها تحت رهبری آیت اللە شریعتمداری بە حکومت مرکزی اعتراض کردند، خمینی آنها را تهدید بە سرکوب نظامی مشابهی همانند سرکوب کوردستان کرد (shariatmadari , 2019). بنابراین، خمینی با فریب و تهدید، ترکها را سرکوب کرد. بە لحاظ سیاسی، ترکها اگر خواست خودمختاری کوردها را بە چشم تهدید نمی دیدند، در بهترین حالت آن را بی ارتباط با سرنوشت گروهی خویش می دانستند. همچنین برتری نظامی کوردها سبب شد ترکها در استان آذربایجان غربی از فارسها  درخواست کمک کنند.

   جنگ داخلی در شهر مورد نزاع نقدە آغاز سازماندهی نظامی ترکها در مقابل کوردها بود. این جنگ داخلی هنگامی شروع شد کە حزب دمکرات کوردستان ایران در ٢٠ آوریل سال ١٩٧٩ یک گردهمایی را در شهر نقدە برگزار کرد (wrya , 2012). نقدە از جمعیت مختلط کورد و ترک تشکیل شدە است و در آن دو گروە در همسایگی و جدا از هم زیستەاند. حتی تا بە امروز، مناطق سکونی کورد و ترک در نقدە از هم جدا و قابل تفکیک هستند. حزب دمکرات یک ورزشگاە فوتبال را در یک محلە عمدتا ترک نشین نقدە برای گردهمایی خود برگزیدە بود و بیشتر مشارکت کنندگان مسلح بودند. نیت حزب دمکرات هرچە بود، ترکها این گردهمایی را نمایش قدرت سیاسی و نظامی کورد در این شهر قلمداد کردند. همزمان با شروع سخنرانی قاسملو، افرادی شروع بە شلیک گلولە بە گردهمایی کردند و این بە یک جنگ سە روزە بین کورد و ترک در آن شهر آنجامید.

     اگرچە اطلاعات موثقی از آمار تلفات در جنگ داخلی نقدە در دسترس نیست اما روزنامەهای متنوعی گزارش دادند کە از هر دو اهالی کورد و ترک، صدها نفر کشتە و هزاران نفر  بە شهرهای همسایە پناه بردند (khoshhali , p.29-36). در نهایت پس از سە روز جنگ بین کورد و ترک، ارتش فارس با سلاحهای سنگین وارد شهر شد و بە مدت چندین روز منع رفت و آمد عمومی را اعلام کرد (khoshhali , p.7-8). حزب دمکرات آیت اللە غلام رضا حسنی، شخصیت ترک شیعە شهر ارومیە، را متهم ساخت کە برخی از ترکها را ترغیب کردە تا گردهمایی را بە خشونت بکشند (khoshhali , p.29-30). حسنی بعدها نمایندەی مذهبی خمینی در استان آذربایجان غربی شد و تا زمان مرگ‌اش در سال ٢٠١٨ در این مقام باقی ماند (rudaw , 2018). مورد نقدە نشان می دهد کە یک وضعیت معضل امنیتی، یعنی هراس ترکها از قدرت سیاسی و نظامی کوردها، خواه بە دلیل فقدان ارتباطات شفاف بودە باشد یا سیاست بەعمد از جانب تهران بە جنگی آنجامید کە بە این اختلافات هرچە بیشتر دامن  زد.

   از آنجا کە کوردها نتوانستند با خمینی بە هیچ توافقی برسند، ارتش فارس و احزاب مسلح کورد وارد یک مواجهەی نظامی شدند. بعدها با شروع جنگ ایران  و عراق، خمینی شیعەهای ایران را برای جنگ در مقابل حملە صدام حسین، یک رهبر سنی عرب، بسیج کرد. هر دو جنگ بین کورد و حکومت مرکزی و جنگ ایران – عراق (١٩٨٠-١٩٨٨) فارسها را بە سوی سازماندهی  ترکها در استان آذربایجان غربی و سایر استانهای عمدتا ترک نشین در  حمایت از حکومت جدید شیعی فارس سوق داد.

  منطقە موکریان مانند ستون فقرات جنگ نظامی حزب دمکرات بر ضد حکومت مرکزی در دهەی ١٩٨٠ عمل کرد. بر طبق انتشارات شهدای حزب دمکرات کوردستان ایران، از سال ١٩٧٩ تا ٢٠٠٧، این حزب بیش از ٤٠٠٠ پیشمرگە را از دست دادە است. ٦٧٪ شهدای حزب دمکرات در این دورە، یعنی حدود ٢.٧٠٠ نیروی پیشمرگە، اصالتا از اهالی استان آذربایجان غربی بودند. جدول شمارە ١ شمار نیروهایی را نشان می دهد کە حزب دمکرات کوردستان ایران از  شهرهای مختلف در چهار استان آدربایجان غربی، کوردستان، کرمانشاه و ایلام از دست دادە است. براساس این جدول، بە ترتیب ١٨٤، ١٨٢، ١٧٨ و ٤٩ تن از شهدای حزب دمکرات در بین سالهای ١٩٧٩ تا ٢٠٠٧ اهل شهرهای مورد نزاع سلماس، نقدە، ارومیە  و خوی بودند. این امار نشان می دهند کە جمعیت کورد استان آذربایجان غربی در درگیریهای مسلحانەی دهەی ١٩٨٠ مشارکت پررنگی داشتند.

جدول ١. شهدای حزب دمکرات کوردستان ایران در بین سالهای ١٩٧٩ تا ٢٠٠٧.

یادداشت.  برای بە دست آوردن این آمار، نویسندە از سە جلد کتاب ئالبۆمی شەهیدان (آلبوم شهدا) استفادە کردە است، کە در سال ٢٠٠٧ بە زبان کوردی  و توسط کمسیون اجتماعی حزب دمکرات کردستان ایران منتشر شدە است. نویسندە شهدای حزب دمکرات در قبل از انقلاب سال ١٩٧٩ ایران  و آنهایی را کە با حوادث طبیعی همچون بیماری و تصادفات درگذشتەاند را بەشمار نیاوردە است.

  با وجود اینکە احزاب سیاسی کورد در دهەی ١٩٨٠ جنگ بر علیە حکومت مرکزی را اعلان کردند، ولی  بە جهت اینکە بیشتر این درگیریها در استان آذربایجان غربی رخ دادند، ترکها تلفات زیادی را متحمل شدند. برای حکومت مرکزی فارس، استفادە از اهالی بومی ترک در استان آذربایجان غربی بە لحاظ تدارکاتی و اقتصادی، از آوردن سربازان فارس از استانهای  مرکزی بە مراتب بەصرفەتر بود. همچنین از آنجا کە ترکها در جنگ کردستان متحمل تلفات زیادی شدند، نفرت شخصی عمیقی نسبت بە کورد در میان خانوادەهای قربانیان ترک بوجود آمد. بە لحاظ سیاسی، بکاربردن ترکها از جانب حکومت مرکزی فارس خصومت بین کورد و ترک آذری را عمیق تر کرد. 

     بعد از انقلاب ١٩٧٩، حکومت مرکزی بە مدت چندین ماه ناتوان بود و این یک معضل امنیتی اتنیکی درون دولتی (داخلی) را در ایران بوجود آورد کە در آن گروههای اتنیکی متفاوت از جملە کورد و ترک سطحی از خودگردانی و مستقل بودن را تجربە کردند. در نهایت این گروههای اتنیکی بەناچار باید موضع خود را در قبال سایر گروهها مشخص می کردند. با وجود اینکە کوردها سازمان یافتەترین اقلیت اتنیکی بودند، فاقد استراتژی و گفتمان بنیاد نهادن دوستی و اتحاد با ترکها بودند؛ بە بیان دیگر، در جنگ کورد برای خودمختاری، موقعیت ترکها و بەویژە سرنوشت شهرهای مورد نزاع در استان آذربایجان غربی نامشخص بود. حکومت مرکزی فارس، این بار فارس شیعە، همان سیاست تفرقەافکنی بین دو اقلیت و تعمیق دشمنی بین  آنها از طریق بسیج ترکها در مقابل انقلابیون کورد را دنبال کرد. ترک ها، بەلحاظ سیاسی و نظامی سازمان یافتە نبودند و این باعث شد از فارسها برای توازن قوا با کوردها یاری بجویند. در نهایت این امر سبب شد کە نزاع ارضی بین ترکها و کوردها بە سرعت بعد از انقلاب ١٩٧٩ دوبارە ظهور کند.   


رشد ملی گرایی تر کهای آذربایجان : تنش سیاسی و فرهنگی با فارس و کورد

      بعد از دهەی ١٩٩٠ شاهد توسعە ملیگرایی در بین ترکهای  آذری هستیم و آنها حقوق فرهنگی و سیاسی بیشتری در ایران را درخواست می کنند.  در دهەی ١٩٩٠، هردو جنگ ایران – عراق و جنگ مسلحانە کورد خاتمە یافت. در این دورە، ترکها چند حزب سیاسی را بە منظور دستیابی بە شکلی از حق تعیین سرنوشت در فرم فدرالیسم یا استقلال تأسیس کردند.

  در خارج از مرزها، در دهەی ١٩٩٠  هر دو جمهوری تازە تأسیس آذربایجان و ترکیە، بە رشد ملی‌گرایی در بین ترکها در ایران کمک کردند. بە ویژە جمهوری مستقل آذربایجان، کە بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ١٩٩١ استقلال یافت،  بە رشد ملی‌گرایی در بین ترک آذری در ایران یاری رساند. جمهوری آذربایجان کنونی در اوایل قرن نوزدهم بە امپراتوری روسیە الحاق شدە بود و در سال ١٩٩١ استقلال خود را بدست آورد. هنوز ترکها در هر دو جمهوری آذربایجان  و در داخل مرزهای ایران، یک زبان مشترک دارند. بعلاوە، بعد از سال ١٩٩٢، بسیاری از ترکهای  ساکن ایران از راه ماهوارە بە تماشای برنامەهای تلویزینهای  ترکی پرداختند و برای نخستین بار تصویری مثبت از هویت ترکی  دیدند کە در آن ترکها بافرهنگ و ثروتمند بودند (shaffer ,2000 , p.463). وجود یک کشور ترک کە از ایران توسعە یافتەتر بود، اعتقاد ترکها در ایران بە هویت ترکی آنها را بالا برد و بالادستی فرهنگی و سیاسی فارسها را از بین برد.

    در داخل ایران، در دهەهای اخیر ترکها سازمان یافتەتر حقوق اتنیکیشان مطرح می کنند. جنبش بیداری ملی آذربایجان جنوبی (سانام)، کە در سال ١٩٩٥ در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، تأسیس شد، از حقوق ترکها در ایران دفاع میکند. رهبر سانام، محمودعلی چهرگانی در سال ١٩٩٦ در انتخابات مجلس ایران شرکت کرد و در کمپین انتخاباتیش بر حقوق زبانی و اتنیکی ترکها تاکید کرد؛ او ٦٠٠.٠٠٠ رأی کسب کرد ولی حکومت مرکزی مانع از راهیابی او بە مجلس شد و او را برای مدت دو سال بە زندان انداخت (koknar , 2006).

    رشد ملی گرایی در بین ترکهای ساکن ایران بعد از دهەی  ١٩٩٠ بە تنشهای سیاسی و فرهنگی با فارسها آنجامید. برای نمونە، در سال ٢٠٠٦، هزاران ترک در شهرهای متفاوت عمدتا ترک‌نشین بر علیه یک کاریکاتور کە در روزنامە دولتی ایران منتشر شدە بود اعتراض کردند؛ کاریکاتور نامبردە کودکی را نشان می دهد کە با زبان فارسی با یک سوسک حرف می زد و سوسک نیز بە زبان ترکی جواب می دهد و می گوید “منظورت چییە ؟” (collins , 2006 ). همچنین، تیم تراکتورسازی، یک تیم فوتبال ترک، بە نماد ملی گرایی ترکها در ایران تبدیل شدە است، بە شکلی کە دهها هزار ترک در بازیهای  این تیم حضور پیدا می کنند (souleimanov ,2011 , p.26-27). در جریان بازیهای  تراکتورسازی، بیشتر اوقات هزاران ترک شعارهایی همچون ” تبریز، باکو، آنکارا – راه ما از فارس جداست”، “آذربایجان مال ماست، افغانستان مال شماست” و “زندە باد آذربایجان و مرگ بر آنهایی کە ما را دوست ندارند” سر می دهند (suleimanov and kraus , 2017 ,p.81).

    بعلاوە، رشد ملی‌گرایی ترکها در ایران تنش‌ مابین کورد و ترک را نیز تشدید کردە است. این تنشهای  ترک-کورد در بعد از دهەی ١٩٩٠ در استان آذربایجان غربی متمرکز شدەاند. سازمان مقاومت ملی آذربایجان (anro)، کە یک حزب سیاسی دیگر ترکها است و در سال ٢٠٠٦ در خارج از ایران تأسیس شد، بە تنشهای  سیاسی در بین ترکها و کوردها دامن می زند. بیشتر اعضای این حزب اهل استان آذربایجان غربی هستند. این حزب گزارشها و کتابچەهای متعددی را در خصوص خطر جنبش کورد در ایران منتشر کردە است. در سال ٢٠١٦، این سازمان گزارشی را در مورد جنگ داخلی نقدە در سال ١٩٧٩ منتشر کرد (p.5-11) کە در آن سازمان، حزب دمکرات کردستان ایران را متهم بە تلاش برای پاکسازی اتنیکی ترکها در نقدە می کند. در همین گزارش، این سازمان نسبت بە پاکسازی اتنیکی ترکها در استان آذربایجان غربی توسط کوردها در آیندە هشدار می دهد؛ این گزارش بە رخدادهای بعد از جنگ داخلی سوریە استناد می کند  و متذکر میشود بعد از خلا قدرت در سوریە، یگانهای مدافع خلق، شاخەی سوری پ.ک.ک، مناطقی را اشغال کردە است کە عمدتا جمعیت آن عرب و ترکمن هستند و در صورتی کە آمادە شوند، مورد مشابهی می تواند در مورد ترکها در استان آذربایجان غربی اتفاق بیفتد (p.13-15). همان‌گونە کە دیوید لیک بە هراس جمعی از آیندە بعنوان علت رایج نزاعهای  اتنیکی اشارە می کند، سازمان anro  بە ترویج هراس پراکنی از جنبش کورد در میان ترکها می پردازد.

      اگرچە جنگ مسلحانە کورد در دهەی ١٩٨٠ شکست خورد، ملی‌گرایی کوردی بە توسعە سیاسی و فرهنگی خود ادامە داد. رشد ملی‌گرایی در بین هر دو گروه کورد و ترک در استان آذربایجان غربی بە رقابتهای  فرقەای(سکتارین) بر سر تصاحب مناصب حکومتی آنجامیدە است. در تنش اخیر در بین کورد و ترک در آگوست سال ٢٠١٩، محمد حضرت‌ پور شهردار ارومیە، در یک نشست در شورای شهر بە زبان ترکی سخن گفت، و هنگامی کە خالد حاتمی عضو شورا از او درخواست کرد، حاضر نشد بە زبان فارسی صحبت کند (bbc persian , 2019). بسیاری از فارس‌ها، ترک آذری و کورد بە فیلم این نشست واکنش نشان دادند. امید دانا (2019)، پان فارس رادیکال، در واکنش بە همین فیلم اشارە می کند کە بکاربردن زبانهای  غیر فارسی بە نزاعهای  قومی در ایران می آنجامد. در یک مناظرە در تلویزیون ایران اینترناسیونال (2019) در خصوص این نشست، بحث یک روزنامەنگار کورد و یک فعال ترک بە ادعاهای ارضی هر کدام در مورد استان آذربایجان غربی کشیدە شد. تنش بر سر حقوق زبانی در میان کورد، ترک آذری و فارس تنها از بخشی از یک جنگ بزرگتر بر سر مالکیت ارضی در چند استان عمدتا کورد و ترک حکایت دارد.


حل نزاع‌ ارضی-اتنیکی در استان آذربایجان غربی

 هر سە گروه اتنیکی کورد، ترک و فارس خود را تنها مالک برحق استان آذربایجان غربی قلمداد می کنند. کدام گروه حق دارد مالکیت ارضی استان آذربایجان غربی را بەدست بگیرد؟ کدام گروە اتنیکی باید از حق استخراج منابع، کنترل جابجایی کالا و نیروی انسانی و تشکیل نهادهای سیاسی در استان آذربایجان غربی برخوردار گردد؟

      برای پاسخ بە این پرسش بنیادین، نویسندە از نظریە سیاسی مارگارت مور در مورد مالکیت ارضی استفادە می کند. مور (2015 , p.15-30) بین دو مفهوم ملک / زمین (property) و خاک / سرزمین (territory) تفاوت قائل می شود؛ او معتقد است کە ملک / زمین بە یک پیوند اقتصادی مابین یک شخص و یک قطعە زمین مربوط می شود ولی خاک / سرزمین بە یک پیوستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین یک گروه و یک قطعە زمین اشارە دارد. مور (2015 , p.50-66) استدلال می کند  کە هنگامی کە یک گروە برای نخستین بار و بە‌شکل مشروع خاک / سرزمینی را اشغال کرد، یک پیوستگی اجتماعی-فرهنگی با آن سرزمین بنا کرد، یک ارادەی جمعی میان اعضای این گروە وجود دارد ایجاد شد و دارای تاریخی از مبارزات سیاسی هستند، این گروه مالک مشروع آن خاک / سرزمین است. بە بیان دیگر، مور معتقد است کە گروههای فرهنگی کە فاقد گذشتەای از سازماندهی سیاسی هستند و یک جغرافیای پیوستە را اشغال نمی کنند، صرفا باید دارای حقوق فرهنگی و حق سکونت باشند و نە اینکە از تمامی حقوق سرزمینی برخوردار شوند. یک گروه در صورتی می تواند ادعای مالکیت بر یک سرزمین را داشتە باشد کە یک رابطەی اجتماعی-فرهنگی و سیاسی مداوم را با آن سرزمین بنا کردە باشد.

   با استناد بە تئوری سرزمینی مور، فارسها در استانهایی از ایران کە جمعیت عمدتا کورد یا ترک دارند نبایستی از حقوق سرزمینی برخوردار گرند زیرا آنها فاقد یک رابطە اجتماعی-فرهنگی بودە و صرفا یک رابطەی نظامی-اقتصادی با آن استانها برقرار کردەاند. فارسها در مناطق عمدتا کورد و ترک ایران، تنها یک اقلیت کوچک از کل جمعیت را تشکیل میدهند کە بە دلایل اقتصادی و عمدتا بعنوان کارمندان نظامی یا مدنی حکومت مرکزی بە این مناطق مهاجرت کردەاند. لازم بە ذکر است، بیشتر فارسهایی کە در استانهای  غیر فارس مانند استان آذربایجان غربی زندگی می کنند، اصالتا اهل آن استانها نیستند و در آنجا متولد و بزرگ نشدەاند، پیوستگی فرهنگی با این سرزمین ندارند و تنها برای منافع اقتصادی بە این استانها مهاجرت کردەاند. بطور مشابە، در دهەهای اخیر، کوردها و ترکهای  بسیاری برای موقعیتهای  شغلی و شرایط زندگی بهتر بە تهران مهاجرت کردەاند و آنها فاقد پیوستگی اجتماعی-فرهنگی با سرزمین تهران هستند و متعاقبا هیچ گونە ادعای ارضی در خصوص تهران ندارند. سکونت کورد و ترک  در استان آذربایجان غربی بە سدەهای پیشین بر می گردد و این دو گروه اتنیکی روابط اجتماعی-فرهنگی عمیقی را با این سرزمین بوجود اوردەاند.

  تاریخ سیاسی معاصر از سدەی بیستم تا بە امروز شاهد این است کە هر دو هویت کوردی و ترکی بە مرور زمان تغییر یافتەاند و رهبران و جنبشهای  سیاسی در شکل دادن بە نزاعهای  ارضی این دو گروە در استان آذربایجان غربی نقش کلیدی ایفا کردەاند. در طی دهەی ١٩٢٠  و پس از انقلاب ١٩٧٩ ایران، رهبران کورد و ترک  نتوانستند در راستای منافع دوجانبە و در مقابل تهدید مشترک حکومت مرکزی فارس همکاری نمایند. اما دو گروە در سال ١٩٤٦ تحت رهبری جعفر پیشەوری و قازی محمد با بە رسمیت شناختن حقوق ارضی یکدیگر و ایجاد مدیریت مشترک در استان آذربایجان غربی،  اتحادی را برای مقابلە با تهدید مشترک حکومت مرکزی فارس تشکیل دادند. بە بیان دیگر، نزاع ارضی کورد و ترک در استان آذربایجان غربی حاصل نفرت عمیق تاریخی در بین این دو گروە نیست  بلکە پیامد رفتار فعالان سیاسی کورد وترک و تفرقە افکنی حکومت مرکزی فارس در دوران مدرن بودە است.

   نمایندگان احزاب سیاسی کورد و ترک، پیش از پیدایش یک معضل امنیتی اتنیکی دیگر، می توانند در اروپا یا ایالات متحدە آمریکا با هم گفتگو کنند و سطح اعتمادسازی میان یکدیگر را بهبود بخشند. هر دو گروه در خصوص چندین استان در ایران ادعاهای ارضی دارند و بنابراین حل نزاع‌ ارضی در استان آذربایجان غربی می تواند بە شکل قابل توجهی آنها را در مقابل حکومت فارس کنونی تقویت کردە و در فردای پس از فروپاشی حکومت فعلی، آنها را در موقعیت بسیار بهتری قرار دهد.

  دو گروه برای حل نزاع‌ ارضی بایستی اقدامات زیر را انجام دهند:

١) بە رسمیت شناختن هر دو گروە اتنیکی کورد و ترک آذربایجانی بعنوان مالکان برحق استان آذربایجان غربی. این قدم نخستین و اصلیترین گام برای حل نزاع ارضی است. هنگامی کە احزاب سیاسی ترک و کورد، استان آدربایجان غربی را صرفا کوردستانی یا آذربایجانی می نامند، آنها از این اصل کلیدی، حق مالکیت مشترک دو گروە، تخطی می کنند.

٢) دو گروە اتنیکی در صورت فروپاشی حکومت مرکزی فارس کنونی می توانند بر سر مدیریت مشترک شهرهای مورد نزاع  در استان آذربایجان غربی بە توافقاتی برسند.

٣) دو گروە می توانند از یک طرف سوم کە هیچ نقش و منفعتی در این نزاع ندارد، برای ایجاد حسن نیت و ارائەی مکانیسمهایی برای حل نزاع درخواست کمک کنند.

References

Azerbaijan National Resistance Organization (ANRO). (2014). A Brief Introduction. Araz News, https://web.archive.org/web/20170904205337/http://araznews.org/en/archives/975

Azerbaijan National Resistance Organization (ARNO)  توپراق، بازخوانی حوادث جنگ سولدوز 

Atabaki T. (2005). Ethnic Diversity and Territorial Integrity of Iran: Domestic Harmony and Regional Challenges.  International Society of Iranian Studies 38 (1), 23-44.

BBC Persian. (2019). اختلاف شهردار و عضو کرد شورای شهر ارومیە

https://www.bbc.com/persian/iran-49325227.

Brown, M. (1997). Nationalism and Ethnic Conflict. London: The MIT Press.

Behruz, S. (2016). بەشێک لە وتاری شەهید د.قاسملوو لە میتینگی ئاشکرابوونی خەباتی حیزبی دیموکرات لە مەهاباد, YouTube,  https://www.youtube.com/watch?v=WytBDIZ1gfQ.

Congressional Research Service. (2008). Iran: Ethnic and Religious Minorities. https://digital.library.unt.edu/ark:/67531/metadc795725/m1/1/high_res_d/RL34021_2008Nov25.pdf.

Cronin, S. (2003). The Making of Modern Iran: State and Society Under Riza Shah, 1921-1941. Routledge.

Collins, M. (2006). Iran Azeris Protest Over Cartoon. BBC News, http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/5024550.stm.

Entekhabifard, C. (2014). The Ayatollah’s Unkept Promises. Aljazeera, https://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2014/02/ayatollah-unkept-promises-20142375945717752.html.

Gellner, E. (1983). Nations and Nationalism. Cornell University Press.

Hawrami, A. (2007). ڕووداوەکانی رۆژهەلاتی کوردستان لە بەڵگەنامەی سۆڤێتیدا. Sulaimani: Zhin Center.

Hechter M. (1999). Internal Colonialism: the Celtic fringe in British national development. Transaction Publishers.

IranInternationl. (2019). بررسی جنجال در شورای شهر ارومیە بر سر استفادە از زبان مادری در جلسات رسمی https://www.youtube.com/watch?v=zm1CYtR501c.

Isajiw, W. W. (1992). Definition and Dimensions of Ethnicity: A Theoretical Framework. Published in Challenges of Measuring an Ethnic World: Science, Politics and Reality: Proceedings of the Joint Canada-United States Conference on the Measurement of Ethnicity.

Kasravi, A. (2007). تاریخ هجدە سالە آذربایجان, Tehran.

Khatambakhsh, T. M. (1984). The role of Shaykh Muhammad Khiyabani and the Democratic Movement of Azerbaijan in the Socio-Political History of Iran 1910-1920. The University of Edinburgh.

Koohi-Kamali, F. (2003). The Political Development of the Kurds in Iran. New York: Palgrave Macmillan.

Khoshhali, B. مجموعە مقالات,

Koknar, M. A. (2006). Iranian Azeris, A Giant Minority. The Washington Institute, https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/iranian-azeris-a-giant-minority.

McDowall, D. (2007). A Modern History of the Kurds. New York: I.B.Tauris & Co Ltd. 

Moore, M. (2015). A Political Theory of Territory. Oxford University Press.

Nerwiy T. (2012).  The Republic of Kurdistan, 1946. Leiden University.

Omid Dana. (2019). توهین شهردار ارومیە بە نمایندە کرد,

YouTube, https://www.youtube.com/watch?v=-_YEfd_J8H8.

Posen, B. (Spring 1993). The Security dilemma and Ethnic Conflict. Survival 35 (1), p. 27-47. 

Rahmani, H. (2018). تنها لائیک مجلس خبرگان , IranInternational, https://iranintl.com/%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%84%D8%A7%D8%A6%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86.

Roe, P. (1999). The Intrastate Security Dilemma: Ethnic Conflict as a ‘Tragedy’?  Journal of Peace Research 36 (2), 183-202.

Roosevelt, A. (1947). The Kurdish Republic of Mahabad. Middle East Journal 1 (3), 247-269.

Mobley, R. (1979). پێوەندییەکانی کۆماری کوردستان و ئازەربایجان [A Study of Relations Between The Mahabad Republic and Azerbaijan Democratic Republic: The Turbulent Alliance and Its Impact Upon the Mahabad Republic of 1946] (Hassan Ghazi, Trans). Washington D.C.

Rudaw. (2018). Urmia Imam Known for Pro-regime Stances Passes Away. https://www.rudaw.net/english/middleeast/iran/23052018.

Shaffer B. (2021). Iran IS More Than Persia. Foundation For Defense of Democracies, https://www.fdd.org/analysis/2021/04/28/iran-is-more-than-persia/.

Shaffer B. (2000). The Formation of Azerbaijani Collective Identity in Iran. Nationalities Papers, 28 (3).

Sharihatmadari, H. (2019).  خواستە شاە از شریعتمداری چە بود؟ , Radio Farda, https://www.radiofarda.com/a/forty-years-forty-interviews-Hassan-Shariatmadari-interview/29764152.html.

Soleimani, K. (2017). The Kurdish image in statist historiography: the case of Simko.  Middle East Studies 53 (6), 1-17.

Souleimanov, E. (2011). The Evolution of Azerbaijani Identity and the Prospect of Secessionism in Iranian Azerbaijan. Connections 11 (1), 77-84.

Souleimanov, E. and Kraus J. (2017). Iran’s Azerbaijan Question in Evolution. Central Asia-Caucasus Institute Silk Road Studies Program.

Statistical Center of Iran. (2016). Selected Results of the 2016 National Population and Housing Census. https://www.amar.org.ir/Portals/1/census/2016/Iran_Census_2016_Selected_Results.pdf.

Statistical Center of Iran. (2016). Iran: West Azerbaijan. Citypopulation, https://www.citypopulation.de/en/iran/azarbayjanegharbi/.

Tang, S. (2015). The Onset of Ethnic War: A General Theory. Sociological Theory, 33 (3), 256-279.

United Nations. (1999). Human Development Report of the Islamic Republic of Iran.

Unrepresented Nations and Peoples Organization (UNPO). (2018). Iranian Kurdistan. https://unpo.org/members/7882.

Vali, A. (2011). Kurds and The State in Iran. I.B.Tauris & Co Ltd.

Williams, P. and Goldstein, M.D., and Shafritz M. J. (2006).  Classic Readings and Contemporary Debates in International Relations. The University of Pittsburg.

Wrya, Q. (2012). لزوم دیالوگ میان کردها و ترک ها, https://iranglobal.info/node/5074.

#این مقالە الزاما تایید کنندە دیدگاە شورای نویسندگان نیست.

داگرتنی بابەت