ئارامتر بخوێنەوە

کوردی یا لُری؟*

اریک جان آنونبه
مترجم: کامران تیموری


هویت مورد مناقشه‌ی لکی در استان لرستان ایران

تلاش و جستجو برای تعریفی از دولت–ملت مجازی کوردی، به طور طبیعی منجر به طرح پرسش‌هایی در زمینه‌های زبان‌شناختی، فرهنگی و به طور دقیق‌تر مشارکت همه‌گیر سیاسی می‌گردد. افرادی که در ایران و عراق لک خوانده می‌شوند، در آغاز باعث بروز این چالش طبقه‌بندی می‌شوند که: لک‌ها چه کسانی هستند؟ آیا آنها کورد هستند یا لر یا هیچکدام؟ آنها به چه زبانی صحبت می‌کنند و این موضوع چه ارتباطی با هویت‌شان پیدا می‌کند؟

مقاله‌ی زیر به بررسی وابستگی فرهنگی و زبانی مردم لک می‌پردازد. این افراد در جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق، در حد فاصل بین گروه‌های قومی و زبانی کردی و لری واقع گردیده‌اند. بعد از بررسی موقعیت‌های متناقض مربوط به هویت قومی و تعلق زبانی لکی، این تحقیق مدعی است که تمایز بین لکی پیش‌کوه و لکی پشت‌کوه در فهم این موقعیت‌ها موثر است. لکی پیش‌کوه به عنوان موضوع این بحث انتخاب شده است که باید به طور عمیق مورد بررسی قرار گیرد. نویسنده به این صورت نتیجه‌گیری می‌کند که اگرچه این گروه به لحاظ قومی متعلق به مردمان لر لرستان است، اما زبان مادری لکی، متمایز از آنها و در اصل یک زبان شمال غرب ایرانی، همراه با ارتباط ژنتیکی نزدیک به کوردی است.


جمعیت لکی

دانشمندان بر این موضوع توافق دارند که خاستگاه بخش عظیمی از ساکنان کنونی ایران و همسایگان آن، گروهی از قبایل آریایی هستند که از آسیای مرکزی و از مسیر دریای خزر و قفقاز به ایران سرازیر شدند و در نهایت در مناطق کنونی محل سکونت‌شان در ایران سکنی گزید‌ەاند. خاستگاه گروه‌های هندوایرانی همچون کردها، لرها و فارس‌ها، این مهاجران هستند. ادغام و اختلاط گسترده‌ای در بین این گروه‌ها و بین این گروه‌ها با مردمان دیگر اتفاق افتاده است، یعنی هم با ساکنان قبلی ایران همچون ایلامی‌ها و هم با آن دسته از گروه‌هایی که بعد از ایجاد مردمان هندوایرانی به ایران هجوم آوردند.

گروهی ناهمگون از مردمی که «لک» نامیده می‌شوند، در مرکز این محدوده‌ی مختلط قومی، در جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق یافت می‌شوند. به طور دقیق‌تر، ناحیه‌ی لکی بین لبه‌ی جنوب شرقی مجموعه‌ی کردی و لبه‌ی جنوب غربی مجموعه‌ی لری واقع گردیده است. در واقع این ناحیه از طریق تعامل چندوجهی این دو گروه عمده تعریف می‌شود.


جمعیت گروه لکی که بالغ بر یک میلیون نفر برآورد می‌شود، در استان‌های لرستان و ایلام ایران، به علاوه‌ی نواحی مجاور آن در عراق متمرکز هستند. همچنین بر اساس گزارش‌ها جمعیت قابل توجهی از آنها در استان کرمانشاه و گروه‌های کوچک‌تری از آنها در استان‌های دیگر زندگی می‌کنند.


مردمانی که لک نامیده می‌شوند، یک واحد منسجم را تشکیل نمی‌دهند و گروه‌های مختلف لکی خودشان را با درجاتی متفاوت متعلق به همسایگان بزرگ‌شان همچون کردی یا لری می‌دانند. دو گروه اصلی از لک‌ها (خودشان متعلق به گروه‌بندی‌های ناحیه‌ای هستند که عمدتاً به قومیت لری مربوط می‌شوند، اما چیزی فراتر از مرزهای کوچک قومی و زبانی هستند) به این صورت تعریف می‌شوند: جمعیت پیش‌کوه در منطقه‌ی لرستان ایران و بعضی از نواحی کوچک مجاور آن در استان‌های همسایه یافت می‌شوند. از طرف دیگر، جمعیت پشت‌کوه مابقی جمعیت لرها را در بر می‌گیرد و در استان‌های ایلام و کرمانشاه ایران و در ناحیه‌ای از عراق هم‌مرز با ایلام یافت می‌شوند. علاوه بر این، گروه‌بندی لکی پیش‌کوه تا حدی همگون است، در حالی که پیکربندی و انسجام گروه‌بندی پشت‌کوه نامشخص است؛ در نتیجه، این گروه‌ها نسبتاً مستقل از همدیگر هستند.


در واقع، موجودیت گروه قومی لکی مورد سوال قرار گرفته است. علاوه بر این، تمایز بین نشانه‌های فرهنگی و زبانی در این ناحیه قاعده هستد تا استثنا. بر پایه‌ی این تحقیق، تمام گروه‌های لر، لری، لکی و کوردی صحبت می‌کنند: لک‌ها، لری، لکی و گورانی(هورامی) صحبت می‌کنند و کوردها، کوردی و لکی صحبت می‌کنند. تنها مخرج مشترک در استفاده از اصطلاح «لکی»، نشانه‌ای از یک واقعیت قومی–زبانی است که نزدیک به کوردی یا لری‌ست، اما نشانه‌ای کافی مبنی بر این که بگوییم که آن‌ها در واقع کورد یا لر یا هر دوی آن‌ها هستند، به دست نمی‌دهد. از این رو، لازم است که هویت قومی و تعلق زبانی گروه‌های لکی بیشتر روشن شود. در این ارتباط، تمایز بین گروه‌های لکی پیش‌کوه و پشت‌کوه باید روشن شود که در زیر به آن می‌پردازیم.


آیا لکی یک واقعیت قومی است؟

گزارش‌هایی در باب گروه‌بندی قومی تحت عنوان لکی به طور مداوم در نوشته‌های مربوط به جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق مشاهده شده‌اند؛ با وجود این، این گزارش‌ها یکدست نیستند. در ادامه‌ی مطلب به یک نمونه‌برداری از این گزارش‌های متفاوت می‌پردازیم. بر پایه‌ی منابع، این قبایل لکی معمولاً در استان‌های لرستان و ایلام، واقع در ایران و درست در مرز با عراق واقع شده‌اند. نام بعضی از این قبایل لکی عبارتند از باجیلان، مافی، زند، کلهر و زنگنه. با وجود این، حداقل بعضی از این نام‌ها به گروه‌های قومی کوردی و لری نیز نسبت داده شده‌اند؛ به طوری که طبقه‌بندی آن‌ها به گروه‌های صرفاً لکی، بی‌نتیجه است.

مینورسکی از لک به عنوان جنوبی‌ترین گروه از قبایل کوردی در ایران یاد می‌کند که در اوایل سلطنت شاه‌عباس در اواخر قرن ۱۶ و اوایل قرن ۱۷ به لرستان مهاجرت کردە‌اند. وی در این باب چنین توضیح می دهد: “لک‌هایی که اکنون در لرستان شمالی زندگی می‌کنند، گاهی اوقات با لرها اشتباه گرفته می‌شوند که از نقطه نظر ظاهری و قومی شبیه هم هستند. با این حال واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد که لک‌ها از مناطق شمالی‌تر به ناحیه‌ی سکونت فعلی مهاجرت کرده‌اند.”


به گفته‌ی رابینو، لک‌ها به دستور شاه‌عباس در لرستان اسکان داده شدند تا از والی جدید در آنجا حمایت کنند. وی در ادامه می‌گوید که به گفته‌ی یکی از نویسندگان قرن نوزدهم، قبایل لکی در خارج از جایی که اکنون لرستان نامیده می‌شود، یافت شده بودند. این قبایل عبارت بودند از باجیلان، مافی و زند. یکی از نویسندگان دیگر قرن نوزدهم، کلهر را نیز جزو قبایل لکی قلمداد می‌کند؛ اما مکان آن‌ها را معلوم نکرده است. مینورسکی در جایی دیگر نام زنگنه را هم به لیست قبایل لکی می‌افزاید.


اندیشمندی به نام فتاح، دیدگاه مفصل‌تری از قومیت لکی ارایه می‌دهد، اما دیدگاه وی را سیاسی می‌دانند. وی ظاهرا به قصد تحکیم لایه‌های فرعی قومی در درون دولت-ملت مجازی کوردی، استدلال می‌کند که گروه‌های موسوم به لکی در واقع کورد هستند تا لر.


اما وی با وجود دفاع از هویت کوردی، اذعان می‌دارد که لک‌ها از سوی اندیشمندان دیگر، بیشتر متعلق به مجموعە‌ی قومی لری در نظر گرفته شده‌اند و در واقع آن‌ها به اشتباه خود را لر می‌پندارند و به ادعای وی، این اندیشمندان غربی هستند که به این هویت اشتباه دامن زده‌اند. لازم به ذکر است که اطلاعات فتاح درباره‌ی جمعیت لکی پشت‌کوه بسیار کامل‌تر از پیش‌کوه است.


دو منبع اصلی، دیدگاه به شدت متضادی را درباره‌ی نزدیکی لک‌ها و لرها ارایه کرده‌اند. امان‌اللهی و ایزدپناه، که هر دو اصالتاً از لرستان هستند، تلاش کرده‌اند تا به اصلاح اطلاعات نادرست بپردازند. علاوه بر این، امان‌اللهی، یک انسان‌شناس متخصص فرهنگ لری است و زبان مادری ایزدپناه لکی است. تحلیل آنها از وضعیت قومی منسجم، اما ابتدایی است. آنها مدعی هستند که هویت قومی اصلی گویشوران لکی، نه لکی است و نه کوردی، بلکه لری است. از نظر آنها لکی یک اصطلاح منحصراً زبان‌شناختی است، در حالی که لری هم یک اصطلاح قومی است هم زبان‌شناختی. ادعاهای آنها نه تنها به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است، بلکه به طور مستقل هم صورت گرفته‌اند.



مسایلی در باب طبقه‌بندی زبانشناختی لکی

همانطور که بحث در باب قومیت لکی، پرسش‌های مهمی را به دنبال دارد، بررسی زبان لکی هم به همین منوال است. در اینجا دو موضوع عمده ظهور پیدا می‌کنند. نخست، تعلق ژنتیکی زبان مورد مناقشه است. دوم، بحث در مورد وحدت زبان واحد لکی؛ کە تنها در صورت پاسخ به پرسش دوم، وضعیت ژنتیکی زبان به طور کافی قابل بررسی است.


موانع طبقه‌بندی

در بحث درباره‌ی طبقه‌بندی ژنتیکی لکی، دو مشکل عمده وجود دارد. نخست، علی‌رغم پیچیدگی گیج‌کننده‌ی وضعیت زبان در ناحیه‌ی زبان لکی، منابع موجود از لکی به عنوان یک تنوع زبانی واحد سخن می‌گویند. مانع دوم طبقه‌بندی لکی، فقدان پشتیبانی تجربی برای ادعاهای موجود است. اگرچه بعضی از طبقه‌بندی‌های موجود ممکن است دقیق باشند، اما آنها عموماً بر پایه‌ی ادعاهای شهودی مانند برداشت‌های گویشوران بومی استوار هستند تا داده‌های تطبیقی و تاریخی. در حالی که قومیت ممکن است طبقه‌بندی جداگانه‌ای به دنبال داشته باشد، رابطه‌ی زبان‌شناختی، یک موضوع تحلیلی عینی است و باید به همین صورت هم با آن برخورد کرد.
این تحقیق در پی آن است تا از طریق محدود کردن بررسی دقیق خود به یک بخش واحد از لکی، به مواجهه با این موانع بپردازد. این بخش، زبان لکی پیش‌کوه است که در استان لرستان ایران و نواحی مجاورش، با آن تکلم می‌شود. علاوه بر این، داده‌هایی برای پشتیبانی از ادعاهای طبقه‌بندی شده ارایه می‌گردد.



طبقه‌بندی‌های موجود

اگرچه طبقه‌بندی‌های موجود لکی به شیوه‌های ذکر شده در بالا محدود شده‌اند، با وجود این، آنها نقطه‌ی آغاز مورد نیاز را برای پرداختن به موضوع فراهم می‌آورند.
بحث در مورد لکی، همیشه تنوعی را در درون بافتار گروه غربی زبان‌های ایرانی به وجود می‌آورد. زبان‌های ایرانی خودشان شاخه‌ای از مجموعه‌ی هندوایرانی گروه زبان‌های هند و اروپایی هستند.
همانطور که لکی در حد فاصل بین گروه زبان‌های کوردی و لری قرار گرفته است، این دو گروه‌بندی به احتمال زیاد نامزدهایی را برای خانواده‌های زبانی سطح پایین‌تر فراهم می‌کند، که ممکن است لکی به لحاظ ژنتیکی متعلق به آ‌نها باشد. دو نامزد اصلی این طبقه‌بندی که هر دو جزو گروه غربی زبان‌های ایرانی هستند، به این صورت هستند: خانواده شمال غربی، شامل کوردی و تنوعات آن تالشی، تاتی، گیلکی و بلوچی، و خانواده جنوب غربی شامل زنجیره لری، فارسی(به همراه لهجه‌های آن)، و دیگر زبان‌های نزدیک به آنها.
از آنجا که شکاف بین خانواده‌های شمال غرب و جنوب غرب به یک مرحله‌ی تاریخی قبل از فارسی میانه برمی‌گردد، این تقسیم ساختاری مهم و قابل توجه است.


شمال غربی یا جنوب غربی؟

نقشه‌ی معیار مردم ایران، کشور را به گروه‌های قومی/زبانی تقسیم می‌کند. در این مقاله، معادله‌ی ساده‌انگارانه‌ی زبان و فرهنگ، تمام نواحی قومی لری (شامل بیشترین یا تمام نواحی‌ لری‌زبان) به عنوان لری‌زبان مشخص می‌شوند، بنابراین زیر چتر خانواده‌ی جنوب غربی قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، ویندفوهر لکی را همراه با کوردی و شاخه‌های نزدیک به آن متعلق به گروه شمال غربی می‌داند. اگرچه وی با داده‌ها از این فرضیه پشتیبانی نمی‌کند، ولی وسعت دانش وی در این زمینه باعث می‌شود که طبقه‌بندی وی را مورد توجه قرار دهیم. امان‌اللهی و فتاح، به دنبال ویندفوهر به نتایج مشابهی در این زمینه می‌رسند، اما ظاهراً هر کدام به طور مستقل این کار را انجام می‌دهند. اگرچه امان‌اللهی بیشتر یک انسان‌شناس است تا زبانشناس، ولی مسلط به زبان کوردی کرمانجی کردستان ایران، زبان لری و زبان استاندارد فارسی است. در نتیجه طبقه‌بندی وی از لکی به عنوان یک زبان شمال غربی در درون چهارچوب وسیع‌تر طبقه‌بندی اورانشی(زبانشناس متخصص زبان‌های ایرانی) از زبان‌های ایرانی حایز اهمیت است. با وجود این لازم به ذکر است که دانسته‌های او در ارتباط با تنوع زبانی لکی لرستان بسیار جامع‌تر از تنوعات دیگر است.


فتاح که خود یک کورد است، لکی را به عنوان خانواده شمال غربی طبقه‌بندی و آن را جزو زبان کوردی قلمداد می‌کند، اما آن ر ا مجزا از سایر لهجه‌های کوردی جنوبی برمی‌شمارد. اگرچه ادعاهای وی از پشتیبانی برخی داده‌های گونه‌شناسی برخوردار است، اما دانش وی درباره‌ی گروه‌های لکی زبان پشت‌کوه جامع‌تر از پیش‌کوه است.

سایر طبقه‌بندی‌های مطرح‌شده‌ی دیگر به طور مداوم لکی را جزو خانواده‌ی شمال غربی قلمداد می‌کنند، گاهی اوقات آن را به عنوان زبانی مرتبط با کوردی اما مجزا از آن و گاهی به عنوان لهجه‌ای از کوردی جنوبی قلمداد می‌کنند.



دو گروه‌بندی زبان لکی: پشت‌کوه و پیش‌کوه

اگرچه بعضی از جنبه‌های وضعیت زبان‌شناختی و فرهنگی تقریباً پراکنده به نظر می‌رسند، موضوع تکراری در اینجا تقسیم گروه لکی به پیش‌کوه و پشت‌کوه است. علاوه بر وضعیت آنها به عنوان واحدهای فرهنگی تقریباً مستقل، تشخیص پشت‌کوه و پیش‌کوه به عنوان واقعیت‌های زبانی، ممکن است به حل بعضی از تناقض‌های ظاهری بین گزارش‌های موجود درباره‌ی زبان کمک کند.
به خاطر پیچیدگی گروه زبان لکی، تلاش برای تعریف وضعیت زبان‌شناختی باید گسترده و جامع باشد. لازم به یادآوری است که تمرکز ویژه در این تحقیق بر گونه‌های زبانی پیش‌کوه است.



زبان لکی پیش‌کوه

زبان لکی پیش‌کوه، زبان مادری بخش قابل توجهی از ساکنان استان لرستان ایران است. این زبان حدود یک چهارم استان را پوشش می‌دهد و در نواحی غربی و شمال غربی متمرکز است؛ مراکز عمده‌ی جمعیت در نواحی آلشتر، کوهدشت، نورآباد و قسمت بالایی شهر خرم‌آباد متمرکز است. علاوه بر این، لکی پیش‌کوه در چند شهر کوچک در نواحی مجاور شهرهای ایلام، کرمانشاه، همدان و احتمالا استان‌های مرکزی و قزوین رایج است. داده‌های جمع‌آوری‌شده از سوی ایزدپناه و امان‌اللهی بر پایه‌ی نقشه و توزیع قبایل این منطقه نشان می‌دهد که احتمالاً بیش از صد هزار گویشور لکی پیش‌کوه در مقایسه با جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفری لرستان وجود دارد.

یکی از جنبه‌های پیش روی بحث درباره‌ی لکی پیش‌کوه، موقعیت اجتماعی نامشخص آن است. لکی پیش‌کوه در خارج از لرستان کمتر شناخته شده است. برخلاف کوردی کرمانجی که علی‌رغم تلاش‌های دولتی برای ارتقای زبان فارسی در حوزه‌های رسمی، از پرستیژ بالایی برخوردار است، لکی پیش‌کوه همراه است با محافظه‌کاری فرهنگی، روستایی‌بودن و محرومیت اقتصادی. حتی لری لرستانی که از طرف زبان فارسی به شدت تحت فشار بوده و در حال تغییر و تمایل به سمت آن است، از نظر بسیاری از لکی‌زبان‌ها ارزشمند‌تر از زبان خودشان تلقی می‌شود. از این رو گزارش‌هایی درباره‌ی والدین لکی‌زبانی که به فرزندان خود لری می‌آموزند، چندان غیرمرسوم نیست. تغییر زبان در بین لکی‌زبان‌های خرم‌آباد بسیار رایج است. علاوه بر این، دوزبانه‌بودن در بین لرها تقریباً امری فراگیر است. روی هم رفته این فاکتورها نشان می‌دهد که آینده‌ی زبان لکی پیش‌کوه در در معرض تهدید است.

اما با وجود این، گویشوران زبان لکی پیش‌کوه علی‌رغم آینده‌ی نامشخص آن، ارتباط نوستالژیکی را با زبان خود حفظ کرده‌اند.

کامل‌ترین بررسی زبان‌شناختی از لکی پیش‌کوه مربوط به لازارد است. اگرچه وی اطلاعات اندکی در باب بافتار اجتماعی و زبان‌شناختی زبان به دست می‌دهد، اما طرح دقیقی ارایه می‌دهد که شامل جنبه‌های فنولوژیک، مورفولوژیک و ترکیب همراه با بعضی از تست‌های زبان است.

بر خلاف لکی پشت‌کوه، لکی پیش‌کوه که در لرستان با آن صحبت می‌شود، به طرز آشکاری همگن و همسان است. دلیل احتمالی این یکدستگی و همگنی می‌تواند توسعه‌ی سریع آن در برخی از برهه‌های تاریخی یا وجود یک تشکل سیاسی مرکزی باشد که در آن لکی پیش‌کوه زبان غالب بوده است. از آنجا که هیچ ردپایی از یک ساختار سیاسی گزارش نشده است، یک توسعه‌ی تاریخی سریع می‌تواند دلیل این همگنی زبان باشد.



به سوی یک طبقه‌بندی از لکی پیش‌کوه

علاوه بر این همگنی ظاهری داخلی، زبان لکی پیش‌کوه شباهت شدیدی با زبان‌های همسایه از خود نشان می‌دهد و در واقع در راستای همان زنجیره‌ی کردی-لری-فارسی است که از شـمال غرب تا جنوب شرقی کوه‌های زاگرس را در برمی‌گیرد. سطح بالایی از شباهت واژگانی آن با لهجه‌ی خرم‌آبادی لری لرستان، که خود عضوی از خانواده‌ی جنوب غربی است، نشانه‌ای از رابطه‌ی ژنتیکی آن با محیط اطراف یا تأثیر گرفتن از آن است. در زیر به بررسی بیشتر این پدیده می‌پردازیم.

حتی در داخل لرستان، تصورات در باب تعلق و وابستگی زبانی لکی متفاوت است. اگرچه بعضی از لرهای لری‌زبان، لکی پشت‌کوه را گونه‌ای از کوردی می‌دانند، اما گویشوران این زبان مدعی هستند که این زبانی جدا از کوردی یا لری است. گویشورانی که از تنوعات آن در مناطق لکی‌زبان دیگر زبان آگاه هستند، پا را فراتر از این گذاشته و معتقد هستند که این زبان حتی متمایز از زبان لکی پیش‌کوه است. علاوه بر این امان‌اللهی می‌گوید که لکی پیش‌کوه سطح بالایی از مشابهت با گورانی(هورامی) و لهجه‌ی کرمانشاهی فارسی از خود نشان می‌دهد. انتظار می‌رود که تشابهاتی بین لکی پشت‌کوه، کوردی کرمانجی و کوردی جنوب با لکی پیش‌کوه وجود داشته باشد. ارتباط بین این‌ها نیاز به بررسی بیشتری دارد. نزدیکی واقعی زبانی بین لکی پیش‌کوه و لهجه‌ی خرم‌آبادی لری لرستانی، گونه‌ی زبانی‌ای که تحت عنوان خانواده‌ی جنوب غربی طبقه‌بندی شده، کافی است تا لکی پیش‌کوه را نیز جزوی از همین خانواده در نظر بگیریم. همانطور که بخش قبلی نشان می‌دهد، تشابه واژگانی بین این دو زبان زیاد و قابل توجه است. همانطور که لیست واژگانی آنبونی نشان می دهد، از بین ۲۲۵ واژه، 75 درصد واژگان لکی‌پیش کوه مشابه با همتای خرم‌آبادی وی است. این بیشترین سطح تشابه واژگانی است و بیشتر از تشابهات بین زبان‌های لری لرستانی، بختیاری و لری جنوبی با یکدیگر است.


علاوه بر تشابه واژگانی، تعدادی از ویژگی‌های فنولوژیکی وجود دارند که جا دارد در بحث درباره‌ی رابطه‌ی بین لکی پیش‌کوه ولهجه‌ی خرم‌آبادی لری لرستانی مورد توجه قرار گیرند. در واقع چند ویژگی مشترک در بین این دو گونه‌ی زبانی وجود دارند که در زبان‌های لری غیر از لری لرستانی وجود ندارند. این موارد شمال حضور «خ» و «ژ» به عنوان واج‌ها، نبود «د» نرم در موقعیت پست آوازی، گرد بودن حروف بی‌صدا قبل از «و» تاریخی و همخوان بی‌صدا قبل از «ه» تاریخی و در سیلاب‌های بسته می‌باشند. در جدولهایی که در ادامه متن می آیند، زیان بختیاری به عنوان نماینده‌ی شاخه‌های دیگر لری انتخاب شده است.


از طرف دیگر تفاوت‌های فنولوژیکی متعددی بین زبان‌های لکی پیش‌کوه و زبان‌های لری شامل لهجه‌ی خرم‌آبادی لری لرستان وجود دارد. این موارد شامل صامت‌های جلویی حروف «ک» و«گ» قبل از مصوت‌ها، پذیرش مصوت‌های دراز «ه» و تغییر صدای حرف «د» هستند. طبق جدول قبلی، بختیاری نماینده‌ی زبان‌های لری دیگر بود.


اگرچه شواهد فنولوژیکی بی‌نتیجه است، ولی حداقل برخی از پشتیبانی‌های فنولوژیکی برای وابستگی بین لکی پیش‌کوه و لهجه‌ی خرم‌آبادی لری لرستانی به عنوان شاخه‌ای از زبان‌های جنوب غربی ایران وجود دارد. ما به تصویر گسترده‌تری از جنبه‌های مربوط به ساختار نیاز داریم تا مشخص کنیم که آیا لکی پیش‌کوه عضو خانواده‌ی زبان‌های شمال غربی ایران است یا جنوب غربی. تنها چنین مقایسه‌ای است که این امکان را به زبان‌شناسی همچون اورانشی داده است تا از داده‌های مربوط به لکی پیش‌کوه، الگوریتمی برای طبقه‌بندی آن ایجاد کند. (جدول 1و2).


بر اساس دانش اورانشی، رابطه‌ی بین شاخه‌های زبان‌های ایرانی پیچیده است. با وجود این، وی مجموعه‌ای از الگوریتم‌ها را برای تشخیص زبان‌های مربوط به خانواده‌های شمال غرب و جنوب غرب ایجاد کرده است. وی اساساً نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از نمونه‌های واژگانی خاص، اشکال فنولوژیکی ثابتی را نشان می‌دهند که بر اساس آن می‌توان تعیین کرد که آن زبان به کدام خانواده زبانی تعلق دارد. وی در حالی که اذعان می‌کند تمایزات فنولوژیکی انتخاب شده نمی‌تواند بی‌نقص باشند، اما از هر کدام از الگوریتم‌ها با داده‌های جمع آوری‌شده از حدود بیست گونه‌ی زبانی مختلف، پشتیبانی می‌کند.


در اثر وی، لکی پیش‌کوه گنجانده نشده است، بنابراین لازم است که در اینجا به آن پرداخته شود. من وضعیت ژنتیکی آن را با استفاده از داده‌های جمع آوری‌شده در تحقیق خودم همراه با داده‌های ایزدپناه بررسی خواهم کرد. مجموعه‌ی کاملی از زبان‌های زنجیره‌ی کردی-فارسی-لری برای مقایسه معرفی می‌شوند. نمونه‌های واژگانی مربوط به گونه‌های زبانی دیگر از طرف آنبونی، اورانشی و مددی هستند.


در ‌چهار مثال ذکر شده که در زیر می‌آید، در هر نمونه تطابق آن با ویژگی‌های نمونه‌های اولیه‌ی خانواده‌ی زبان‌های شمال غرب و جنوب غرب انجام شده است.

تغییر حروف «ز» یا « د» در دان- دانستن
در زبان‌های شمال غرب، ریشه‌ی دانستن با «ز» آغاز می‌شود.
در زبان‌های جنوب غرب، ریشه‌ی دانستن با «د» آغاز می‌شود (جدول 3)
تغییر حروف «د» و«ز» در کلمه‌ی داماد
در زبان‌های شمال غربی ریشه‌ی‌ داماد با «ز» شروع می‌شود.
در زبان‌های جنوب غرب ریشه‌ی داماد با «د» شروع می‌شود (جدول 4)
تغییرات حرف «ز» در واژه‌ی زن
در زبان‌های شمال غربی ریشه‌ی واژه‌ی زن با «ژ» شروع می‌شود.
در زبان‌های جنوب غرب ریشه‌ی واژه‌ی زن با «ز» آغاز می‌شود. (جدول 5)
تغییرات حروف «ج»، «ژ» و «ز» در واژه‌ی زن، ناقص عمل می‌کند.
در زبان‌های شمال غرب ریشه‌ی این کلمه با «ج» یا «ژ» شروع می‌شود.
در زبان‌های جنوب غرب ریشه‌ی آن با «ز» شروع می‌شود. (جدول 6)
در سه مورد از چهار مورد بالا، لکی ویژگی‌های گروه شمال غربی را از خود نشان می‌دهد. در مورد چهارم، لکی از ریشه‌ای استفاده می‌کند که غیرمرتبط با نمونه‌ی اصلی هر کدام از گروه‌های دیگر است.
بر اساس الگوریتم طبقه‌بندی اورانشی، گونه‌های زبان لری و فارسی، ویژگی‌های زبان‌های شمال غربی را از خود نشان می‌دهند، در حالی که لکی همچنان به عنوان زبان شمال غرب باقی می‌ماند.



حمایت از گونه‌های همزاد

در مقایسه‌ی لکی پیش‌کوه با کوردی و گونه‌های زبانی لری، تعداد قابل توجهی از واژگان لکی وجود دارند که همزاد آنها در زبان‌های دیگر یافت نمی‌شود. با وجود این، تعدادی از مجموعه‌های همزاد از ادعای کنونی پشتیبانی می‌کنند؛ مبنی بر این که لکی پیش‌کوه با کوردی بیشتر همزاد است تا لری. (جدول 7)



بازتاب‌های مربوط به طبقه‌بندی و قومیت

شواهد موجود در بخش قبلی این موضوع را اثبات می‌کند که شباهت بین لکی پیش‌کوه و لری لرستانی حاصل تماس و نزدیکی‌های منطقه‌ای است تا وابستگی نزدیک ژنتیکی. احتمالاً هر کدام از گونه‌های زبانی بر دیگری تأثیرگذار بوده است، اگرچه تأثیر لری لرستانی بر لکی پیش‌کوه امروز بیشتر مطرح شده است. این درک از موضوع با بحث‌های اضافی دیگر، به عنوان مثال ریشه‌های قومی لرها ارتباط پیدا می‌کند که گاهی اوقات به عنوان قوم دارای روابط نزدیک با کوردها مورد توجه قرار گرفته‌اند. آیا نیاکان لرهای امروزی زمانی به یک زبان شمال غربی صحبت می‌کرده‌اند؟ آیا لکی آخرین گونه‌ی زبانی شمال غرب است که از سوی لرها به آن صحبت می‌شده است تا به گسترش خانواده‌ی زبان‌های جنوب غربی، که برای چندین هزاره در جریان بوده است، خاتمه دهند؟

در ارتباط با لکی، دو پرسش اصلی باقی می‌مانند. مهم‌تر از همه اینکه فهم ناقص از رابطه‌ی قومی و زبانی بین لکی پیش‌کوه و پشت‌کوه همچنان باقی است. علاوه بر این، موقعیت دقیق لکی پیش‌کوه در درون خانواده‌ی شمال غربی هنوز باید تعریف شود. اینکه آیا به کوردی کرمانجی کردستان و کوردی جنوب استان کرمانشاه ایران نزدیک‌تر است یا به زبان گورانی(هورامی)؟ یا به زبانی دیگر؟ این پرسش‌ها بررسی‌های بیشتری می‌طلبد.



نتیجه‌گیری

این مقاله تلاش کرده است تا به بررسی مسائل مربوط به تعلق قومی و زبانی مردمانی بپردازد که معمولاً «لک» نامیده می‌شوند. در این ارتباط، وضعیت لکی پیش‌کوه در این بررسی روشن شده است، اما وضعیت لکی پشت‌کوه همچنان به صورت نامشخص باقی می‌ماند. در حالی که گروه لکی پیش‌کوه در حال حاضر از لحاظ قومی به عنوان گروه قومی کوردی یا لکی در نظر گرفته شده‌اند، ولی آنها خودشان را به عنوان لر تعریف می‌کنند. وابستگی ژنتیکی زبان آن‌ها نیز که محل مناقشات گوناگون و متضاد بوده است، در میان خانواده‌ی زبان‌های شمال غربی مربوط به زبان‌های ایرانی واقع گشته است. بنا براین لکی پیش‌کوه به زبان کوردی نزدیک‌تر است تا زبان‌های لری.


*. http://citeseerx.ist.psu.edu/viewdoc/download?doi=10.1.1.621.4714&rep=rep1&type=pdf


Bibliography

Amanollahi, Sekandar : Qom-e Lor [The Luri peoples]. Tehran: Mow aseseh-ye Enteshārāt-e Āgāh.
Anonby, Erik John : Nuwmal-a bāhindayal min-a zawn-a luriy [Bird names in the Luri language]. Vancouver, B. C.: Xomuni/Anjoman-e pishra -e zabān va farhang-e Lori.
Anonby, Erik John a: A phonology of Southern Luri. Munich: Lincom Europa.
Anonby, Erik John b: »Update on Luri. How many languages?« Journal of the Royal Asiatic Society ( ), pp. – .
Anonby, Erik John
(forthcoming): »Bāhendayal. Bird classifi cation in Southern Luri (Iran).« Journal of Ethnobiology.
Bailey, Nicholas & Denise Bailey : Kurmanji Kurdish database (Cyrillic) (ms.).
Blau, Joyce : »Le kurde.« In: Rüdiger Schmi (ed.): Compendium linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, pp. –
.
Fa ah, Ismaïl Kamandâr : Les dialectes kurdes méridionaux. Étude linguisti que et dialectologique. Louvain: Peeters/Centre International d’Études Indo iraniennes (Acta Iranica, ).
Field, Henry [no date specifi ed ( )]: Contributions to the anthropology of Iran. [Chicago]: Field Museum of Natural History.
Gordon, Raymond G., Jr. (ed.)
: Ethnologue. Languages of the world.
th ed. Dallas, Tex.: SIL International. Online version: <h p://www.ethnologue.com>.
Grimes, Barbara F. (ed.) : Ethnologue, vol. : Languages of the world. th ed. Dallas, Tex.: SIL International.
Grimes, Joseph E. & Barbara F. Grimes (eds.) : Ethnologue, vol. : Language family index. th ed. Dallas, Tex.: SIL International.
Ghazanfari-ye Emrā i, Esfandyār : Kārmand-e dowlat [Government workers]. Khorramabad: Emrā i-ye Lorestān.
Izadpanāh, Hamid : Farhang-e Lori [Lexicon of Luri]. Tehran: Mow aseseh-ye Farhangi-ye Jahāngiri.
Izadpanāh, Hamid : Farhang-e Laki [Lexicon of Laki]. Tehran: Mow aseseh-ye Farhangi-ye Jahāngiri.
Lazard, Gilbert : »Le dialecte laki d’Aleštar (kurde méridionale).« Studia Iranica ( ), pp.
. MacKinnon, C. : »The dialect of Xorramâbâd and comparative notes on other Lor dialects.« Studia Iranica ( ), pp. – .
Madadi, Zahrāb. : Vāzhehnāmeh-ye zaban-e Bakhtiāri [Lexicon of the Bakhtiari language]. [No place specified]: Enteshārāt-e Āyāt.
Minorsky, Vladimir a: »Lak.« In: The Encyclopaedia of Islam. New edition, vol.
: Khe–Mahi. Leiden: Brill, pp. – .
Minorsky, Vladimir b: »Lur.« In: The Encyclopaedia of Islam. New edition, vol.
: Khe–Mahi. Leiden: Brill, pp. – .
Oranskij, Iosif M. : Les langues iraniennes. Paris: Klincksieck (Institut d’études iraniennes de l’Université de la Sorbonne nouvelle. Documents et ouvrages de référence, ).
Peoples of Iran . Austin, Tex.: University of Texas at Austin Library. Available at: <h p://www.lib.utexas.edu/maps/middle_east_and_asia/ iran_peoples_ .jpg>.
Parishān, Mollā : Divān. Esfandyār Ghazanfari (ed.). [Khorramabad]: Reshnow.
Windfuhr, Gernot L. a: »New Iranian languages. Overview.« In: Rüdiger Schmi (ed.): Compendium linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, pp. –
Windfuhr, Gernot L. b: »Western Iranian dialects.« In: Rüdiger Schmi (ed.): Compendium linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, pp.

داگرتنی بابەت