ئارامتر بخوێنەوە
آیا رژیم میتواند حشد الشعبی و حزب الله را برای سرکوب بکار بگیرد؟
جمهوری اسلامی در حال در چهار جبهه مشغول جنگ است:
یک: در لبنان به کمک حزب الله علیه اسرائیل و گروههای لبنانی موسوم به ١٤ مارس
دو: در عراق در تلاش است دولت قانونی عراق را در دست بگیرد و مهمترین مخالف ایران در عراق مقتدا صدر است که خود دارای گروه میلیشایی سراء السلام است.
سه:در سوریه پس از خروج بخشی از نیروهای روسی و همچنین حملاتی که اسرائیل به مواضع ایران در سوریه انجام داده، این احتمال هست که اپوزیسیون اسد باری دیگر قدرت بگیرند.
چهار: در ایران علیه مردم ایران
قبل از هر چیزی دامنه اعتراضات در ایران بسیار وسیع است و اصولا با ١٠٠ نفر یا ١٠٠٠ نفر از این طرف و آن طرف نمیتواند اعتراضات را کنترل کند، پس اگر از آنها استفاده کند باید تعداد زیاد باشد، در ضمن چون این نیروها با فرهنگ، زبان و جامعه ایران آشنا نیستند، احتمال اینکه بتوانند مشاور سرکوب باشند نیز بسیار کم است.
در شرایط کنونی جمهوری اسلامی نمیتواند از حزب الله استفاده کند، چون همزمان با سرکوب مردم ایران در تلاش است بمب اتم تولید کند، همه میدانیم که احتمال حمله اسرائیل به ایران با نزدیک شدن جمهوری اسلامی به بمب اتم بسیار بالا است و بکارگیری حزب الله در ایران به این منزله است که رژیم مهمترین اهرم فشار خود علیه اسرائیل را کنار میگذارد و با اینکار احتمال حمله اسرائیل به مراکز اتمی خود را افزایش میدهد.
با آوردن نیروهای حشد الشعبی احتمال کودتا توسط مقتدا صدر علیه گروه وابسته به ایران بسیار بالا خواهد رفت ، رهبران حشدالشعبی اگر نیروهای خود را تحت فرمان نداشته باشند، امری غیر منتظرهای نیست که مقتدا صدر از کمک گروه میلیشاء سراء السلام همه آنها را دستگیر یا حتی ترور بکند.
اگر نیروهای فاطمیون را از سوریه خارج کند، در واقع با دو احتمال روبرو خواهد شد:
یک: احتمال اینکه در آینده بتواند مجددا نیروهای فاطمیون یا میلیشایهای دیگر را مجددا به سوریه منتقل کند تقریبا صفر است، چون اسد این را فرصتی قلمداد میکند و برای اینکه نقش ایران در سوریه را کمرنگ کند، اجازه نخواهد داد مجددا نیروهای وابسته به ایران به سوریه منتقل شوند.
دو: با خروج بخشی از نیروهای روسیه از سوریه و همچنین ضعیف شدن نیروهای ایران در سوریه احتمال این وجود دارد، اپوزیسیون اسد مجددا بعضی مناطق را از دولت سوریه پس بگیرند.
جدا از این مسائل جمهوری اسلامی برای بکارگیری نیروهای غیرایرانی در داخل ایران با دو چالش داخلی هم روبرو است:
یک: نیروهای نظامی و جامعه ایران احساسات ضد عرب دارند و حضور نیروهای نظامی عرب در بین خود را تحمل نخواهند کرد، این کار هم جامعه را عصبانیتر خواهد کرد و هم احتمال ریزش در بین نیروهای نظامی را افزایش خواهد داد.
دو: نیروی سرکوبگری میتواند مفید باشد که بر فرهنگ، محیط و اجتماع جامعه ایران آشنای کافی داشته باشد، پس سرکوبگران غیر ایرانی زیاد هم کاربرد ندارند.
مسئله بکارگیری نیروهای سرکوبگر غیرایرانی تقریبا برای جمهوری اسلامی وجود ندارد و مطرح شدن آن بیشتر یک ترفند جنگ روانی است.


