ئارامتر بخوێنەوە

رسانه و مسئولیت های حرفه ای و اخلاقی اش

کاوە کوردستانی


جنبش ژینا با رهبری کوردستان قدرتمندانه به سوی ماه های پیروزی در حال حرکت است. تعمیق و گسترانیدن آرمان های این جنبش مترقی و در نوع خود کم نظیر، وظیفه ای است بر دوش همه مومنان به این جنبش و تمامی رهروان آن.

جنبش ژینا از نوع انقلاب های کلاسیک نیست تا کشتی خود را با عبور از امواج دریای خون به ساحل پیروزی برساند. این جنبش با اتکا بر شعار کلیدی ژن، ژیان، ئازادی بە ژیان/ زندگی بیش از هر امری اهمیت میدهد. صاحبان این جنبش ملیت های ایران هستند و جان هر کس با هر تعلق ملی و مذهبی ارزشمند است.

جنبش ژینا خود را میراثدار انقلاب نکبت­بار ۵۷ نمی‌داند و با سیاست کشته سازی میراث خواران انقلاب ۵۷ هیچ نسبتی ندارد. صاحبان این جنبش به دنبال به دست آوردن کرامت انسانی خود هستند، همان که در یک قرن گذشته از ملیت های ایرانی دریغ داشته شده است: یک بار به نام پهلوی و یک بار به نام جمهوری اسلامی. برای مومنان این جنبش حفظ جان انسان ها مقدم بر هر امری است و از همین رو استراتژی این جنبش دستیابی به آرمان ها با کمترین هزینه انسانی است.

این واقعیت که دستگاه سرکوب در حال تحمیل بالاترین هزینه انسانی است و هر روز جان یکی از اعضای این جنبش را میگیرد، یک امر محرز است. برای کاهش این هزینه و راه های مقابله با دستگاه سرکوب باید به استراتژی های مختلف مبارزاتی روی آورد که لازمه این امر حرکت به سوی سازماندهی و نجات جنبش از فقدان سازمان است.

اما این فقدان به معنای نادیده گرفتن برخی از آسیب ها نیست. متاسفانه ضعف شدید مدیایی و رسانه ای در کوردستان موجب شده هیچ مدیا و رسانه خبری پروفیشنال وجود نداشته باشد. این ضعف در مدیای احزاب به شکل حادتری وجود دارد و اساسا مدیای احزاب بیشتر یک دستگاه تبلیغی کلاسیک هستند. رسانه های رژیم در چهل و اندی سال اخیر کوردستان را به چشم دشمن نگریسته و مینگرند و رسانه های فارسی زبان هم در انعکاس مسایل کوردستان دست کمی از مدیا و رسانه های رژیم ندارند. آنها کوردستان را به عنوان یک دیگری می بینند و حتی در بازتاب اخبار کوردستان بیش‌تر از خبرگزاری های فارس و تسنیم حساسیت به خرج می‌دهند. بی بی سی و ایران اینترنشنال این خط رسانه ای را دنبال می کنند. آنها حتی از به کار بردن نام کوردستان خودداری می کنند و ترجیح می دهند که به جای آن از عبارت مناطق کوردنشین استفاده کنند.  در چنین شرایطی تلگرام و برخی شبکه های اجتماعی این امکان را به وجود آورده اند که برخی در این قالب فعالیت کنند. هر چند این فعالیت ها در کلیت خود مثبت و مفید است، ولی جنبه های منفی آن در این روزها به تدریج در حال آشکار شدن است.

متاسفانه این چند رسانه اجتماعی با وجود ایفای نقش موثر در اطلاع رسانی برای خود نقش رهبری و سازماندهی نیز قایل هستند. این ها برای تجمعات تاکتیک و استراتژی طراحی میکنند و از آن بدتر برای راهپیمایی های اعتراضی جهت و هدف تعیین میکنند، از آن جمله تسخیر اماکن دولتی و نظامی.

این شکل از فعالیت مدیایی با اصول کار حرفه ای و مسولیت های اخلاقی و انسانی یک فرد اهل رسانه و مدیا سازگار نیست.  فعالیت مدیایی یعنی گزارش و تحلیل رویدادها، فراتر از این در قالب فعالیت رسانه ای قرار نمی گیرد. واقعا این رسانه ها چگونه به مسأله قدرت و ابزارهای دستیابی به آن نگاه میکنند؟ آیا با تسخیر یک ساختمان فرمانداری جنبش به قدرت دست پیدا می کند و کار را باید تمام شده حساب کورد؟

شما مشغول بزرگترین کار هستید و آن اطلاع رسانی جنبش ژینا است. جنبش در حال قدرتمند شدن هر چه بیشتر است و با تکیه بر استراتژی های مختلف دیر یا زود قدرت را در اختیار صاحبان جنبش قرار میدهد. به جان صاحبان جنبش اهمیت دهیم. تمامی ساختمان های فرمانداری فدای یک تار موی جوانان شهیدمان.