در طول شش ماە گذشتە ما شاهد ظهور انقلاب “زن زندگی آزادی” در ایران بودیم کە بعداز کشتە شدن ژینا مهسا امینی در بازداشتگاە پلیس اخلاق ایران، و بە تفسیر آنها بدلیل “حجاب نامناسب” رخ داد.
ژینا کورد بود و بە همین دلیل مجبور بە پرداخت هزینەای بالاتر از حد معمول شد. وقتی کە دختران جوان در ایران بە خیابانها ریختند تا عتراض خود را علیە حجاب اجباری و خشونت وحشیانە بەنمایش بگذارند، بشدت از طرف نیروهای رژیم مورد مجازات قرار گرفتند. نیروهای رژیم آنها را بطور وحشیانە کتک زدند، آنها را دزیدند، بە آنها تجاوز کردند، آنها را کشتند، بە چشمها و اندام جنسیشان شلیک کردند، شکنجەشان کردند، در مقابل دوربین بە گناهانی کە هیچ وقت مرتکب نشدە بودند، مجبور بە اقرارشان کردند. دختران جوان در ماشینهای پلیس و در زندانها مورد تجاوز قرار گرفتند. آنها را کشتند و جسدهایشان را در جاهای پرت و دورافتادە رها کردند. بە خانوداەهایشان اجازە ندادند حتا آنگونە کە می خواهند بە خاکشان بسپارند یا امکان خداحافظی با جسدهایشان را داشتە باشند. این لیست بسیار طولانی ست.
امروز همە دنیا شاهد فصل تازەای از این واقعیت دهشتناک است کە در ایران روی میدهد. وقتیکە دختران جوان ١٠ تا ١٥ سالە مورد حملات سیستماتیک شیمایی در مدراس خود قرار میگیرند و مسموم میشوند. این حملات در طول سە ماه گذشتە در بیش از ٢٥٠ مدرسە در سرتاسر ایران و بویژە در مدارسی کە دختران جوان در جنبش اعتراضی “زن زندگی آزادی” فعالتر بودەاند، انجام شدە است. این حملات بعداز سخنرانی رهبر مذهبی ایران خامنەای انجام شد و همچنان ادامە دارد، وقتیکە او گفت “این دختران جوان نیاز بە یک تنبە دارند تا دست از این شعارهای احساسی بردارند.”
امروز در هشت مارس، چگونە ما میتوانیم این روز را جشن بگیریم در حالیکە زنان در زیر یوغ حملات مکرر رژیمهای بنیادگرا در ایران و افغانستان هستند. حتی در سطوح بینالمللی ما شاهد وجەالمسالحە قراردادن حقوق زنان بر روی همە میزهای مذاکرت در سرتاسر دنیا بیشتر از هر زمان دیگری هستیم.
چرا جامعە بینالملل در دفاع از ارزشها و حقوقی کە بە عنوان حقوق اساسی و بنیادی بشر تعریف میشوند، تردید دارد؟ این تردید چە پیامدی برای زنان ایران و برای زنان کورد کە مورد ستم مضاعف هم بعنوان اقلیت اتنیکی و هم بعنوان زن قرار میگیرند با خود بە همراە می آورد؟ آیا ما اقتدار نهادهای بینالمللی مورد ارجاع را با اینگونە تردیدها بیشتر از همیشە بەزیر سوال نمیبریم؟ آیا چند تحریم انتخابی قدرت کافی برای مجبورکردن حاکمان ایران برای تغیر در رفتارشان را با خود دارند؟ آیا چند قطعنامە ملایم قدرت کافی را برای مجبورکردن رژیم ایران برای رعایت تعهدات خود در رابطە با نکشتن مردم خود و خوداری از انجام حملات شیمیایی نسبت بە دختران جوان در مدارس را دارند؟ آیا ما صدای این نسل جوان را نشنیدەایم کە در خیابانها خواهان تغیر رژیم و نە تغیر رفتار رژیمند؟ راە چارە چیست؟ آیا دیگر نباید دخترانمان را بە مدرسە بفرستیم؟ آنهم در قرن ٢١م و در کشوری کە اکثریت زنان آن دارای تحصیلات عالی هستند. آیا ما نمی بینیم کە این دختران جوان دستشان خالیست و بە صدای ما نیاز دارند؟ آیا نمی بینیم؟
بعنوان یک زن کورد از ایران و بە عنوان یک مدافع برابری جنسیتی من از جامعە بینالمللی انتظار دارم کە در رابطە با سرکوب وحشیانە اعتراضات مسالمتآمیز در ایران و کوردستان متحدانە و بطور هماهنگ اعلام موضع کنند. این انتظار زیادی از نهادهای جامعە بینالملل نیست کە از فرستادن پیامهای دوگانە برای حاکمان ایران خودداری کنند. انتظار نمیرود کە تریبونهای جامعە بینالملل در اختیار دشمنان برابری جنسیتی قرار گیرد. ما از جامعە بینالملل انتظار داریم کە فرصت خرید زمان را برای حاکمان ایران فراهم نکنند. تمرکز بیش از حد بر روی مذاکرە اتمی تنها باعث تحریف توجەها میشود. هر نوع کمک بە رژیم ایران، بە معنای همکاری در کشتار مردم بیگناە در خیابانهای ایران است. از جامعە بینالملل انتظار میرود کە در این لحظە تاریخی نقش مهمی در کمک بە مردم ایران ایفا کند. فروختن هر نوع تسلیحات بە رژیم ایران باید بلافاصلە متوقف شود. جامعە بینالملل و نهادهای آن لازم است همبستگی خود را با زنان ایرانی کە خواهان احترام و آزادی “زن زندگی آزادی” هستند با قاطعیت اعلام کردە و بە نمایش بگذارند. استفادە از خشونت ویژە بر علیە جامعە مدنی و مردم عادی در خیابانها و همچنین علیە فعالین، وکلا، روزنامەنگاران، دانشجویان و دانشآموزان باید بلافاصلە متوقف شود. بعنوان یک زن ایرانی بە شما میگویم کە جهان بدون رژیم اسلامی در ایران، چە برای مردم ایران، چە برای منطقە و چە برای مردم دنیا، یک جهان امنتری
خواهد بود. ما لازم است در کنار مردم ایران بایستیم نە در کنار رژیم ایران.