جواد چمن آرا در سال ٢٠١٨ دکترای خود را در رشتە علوم کامپیوتر از دانشگا ینا در آلمان و با محوریت پژوهش در مورد زبان های کویر و پردازش ناهمگن دادەها دریافت کردە است. او پس از آن بعنوان پژوهشگر در مرکز اطلاعات علم و فناوری لایبنیتس در دانشگاه لایبنیتس هانوفر مشغول به پژوهش و تدریس بوده است. همچنین از فعالیتهای او می توان به مدیریت پروژه در مرکز تحقیقاتی L3S در زمینه تحول دیجیتال و توسعه روشهای هوش مصنوعی و مسئول گروه مدیریت دادەهای صنعتی در آزمایشگاه مشترک TIB/L3S اشارە کرد.
١:: به عنوان فردی که در عرصه دانش تحصیل و تحقیق میکند، تعریف شما از هوش مصنوعی چیست؟
هوش مصنوعی شاخه ای از علوم و مهندسی کامپیوتر است که به ساخت ماشین هایی می پردازد که می توانند یادگیری، استدلال و عمل خودمختار داشته باشند. این سیستمها معمولا قادر به انجام وظایفی هستند که نیازمند هوش انسانی است. نیاز به هوش انسانی میتواند در سطوح مختلفی تعیین و تعریف شود، از قبیل تقلید، یادگیری، تولید، اختراع و کشف. این سطوح از عملیات میتواند از تکنیکهای مختلفی از جمله یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین و رباتیک، با هدف فراهم کردن امکان تقلید از عملکرد های شناختی مانند یادگیری، استدلال، حل مسئله و درک بهره بگیرد.
٢: ما با یک هوش مصنوعی روبرو هستیم یا با هوشهای مصنوعی روبرو هستیم؟
میتوان انواع مختلفی از هوش مصنوعی را بر اساس قابلیتها و عملکردهایشان تعریف کرد. به طور کلی، هوش مصنوعی را میتوان به هوش مصنوعی محدود (هوش ضعیف) و هوش مصنوعی عمومی (هوش قوی) تقسیم کرد.
هوش مصنوعی محدود به سیستمهایی اشاره دارد که برای وظایف یا حوزههای خاصی طراحی شدهاند، مانند سیستم های تشخیص گفتار، تشخیص چهره، فیلترکردن ایمیل های ناخواسته، وسایل نقلیه خودران و بازی ها.
هوش مصنوعی عمومی، دارای قابلیتهای شناختی شبیه به انسان بوده و قادر به درک، یادگیری و انجام وظایف در حوزههای مختلف است. معیارهای تقسیم شامل سطح خودکاری، گستردگی وظایفی که میتواند انجام دهد و درجه هم سطح بودن با هوش انسانی است. این نوع هوش مصنوعی هنوز وجود و بروز گسترده ندارد اما قادر به یادگیری هر کار فکری است که یک انسان می تواند انجام دهد؛ می تواند رمان بنویسد، خودرو و وسایل خانه را تعمیر کند و با افراد گفتگوی فلسفی داشته باشد.
٣: در سطح افکار عمومی و حتی سطوح سیاستگذاری و دانشگاهی با نوعی دوگانه حیرت_وحشت روبرو هستیم شـما این پدیده را چگونه تفسیر میكنید؟!
حیرت، تحسین و نگرانی جهانی نسبت به هوش مصنوعی از پیشرفت های سریع و پتانسیل تحول آن در زمینههای مختلف و تاثیر آن بر جوامع، اقتصاد، اخلاق و اشتغال نشأت میگیرد. اندازه و نوع این واکنشها بستگی به عواملی مانند سرعت پیشرفت فناوری، آگاهی عمومی و نگرشهای فرهنگی نسبت به فناوری دارد و در جوامع مختلف و گروه های انسانی مختلف متفاوت است. آنچه که اهمیت دارد این است که هر جامعه ای مزایا و چالشهای هوش مصنوعی را مورد پژوهش دقیق قرار دهد و برای کوتاه، میان و دراز مدت خود سیاستگذاری، برنامه ریزی و اقدام نماید.
٤: آیا میتوانیم مزایا و تهدیدات هوش مصنوعی را در حال تعیین کنیم ؟!
هوش مصنوعی نیز مانند هر فناوری دیگری با خود مزایا و چالش هایی را به همراه می آورد. در بخش های زیر سعی کرده ام عناوین کلی این دو دسته را فهرست کنم.
مزایا:
تقویت فردگرایی و لیبرالیسم فردی با ارائه راه حل ها، محصولات و آموزش های شخصی سازی شده.
افزایش کارآیی و بهرهوری در حوزه ها و صنایع مختلف از طریق اتوماسیون و بهینهسازی فرآیندها.
دقت و صحت بالاتر در وظایفی مانند تشخیص پزشکی، پیشبینی آب و هوا و مدلسازی مالی.
پیشرفت در حوزه بهداشت و سلامت، از جمله شخصی سازی تشخیص، درمان و نظارت بر روند بهبود و نیز طراحی دارو برای افراد بر حسب شرایط هر بیمار.
کاهش خطای انسانی در وظایف حیاتی.
کشف و اختراع مواد، داروها، پلیمرها و دیگر سیستم های صنعتی.
کاهش نیاز به آزمایش و نمونه سازی از طریق پیشبینی رفتار سیستمها، مواد، سلول ها، باکتریها، میکروبها و دیگر ارگانیسم های پایه.
تقویت امکان ارتباط زبانی انسان ها از طریق سیستم های ترجمه خودکار و بلادرنگ. در عیم حال امکان تاثیر عمیق بر زبانهای کوچک و کاهش نیاز به زبان مادری.
چالشها:
پتانسیل سوگیری در الگوریتم های هوش مصنوعی که منجر به نتایج تبعیض آمیز می شود.
نگرانی های مربوط به حریم خصوصی در مورد جمع آوری و استفاده از داده ها توسط سیستم های هوش مصنوعی.
ملاحظات اخلاقی در مورد سیستم های سلاح های خودمختار و دیگر سیستم هایی که میتوانند بر سرنوشت تعداد زیادی از انسان ها تاثیرگذار باشند
کاهش و جابجایی شغلی و نابرابری اقتصادی ناشی از اتوماسیون و تغییرات نیروی کاری که به واسطه هوش مصنوعی رخ میدهد.
ایجاد نوعی کاپیتال جدید که کنترل آن در دست تعداد کمی از افراد، موسسات و کشورها خواهد بود که به نوبه خود منجر به توسعه نابرابری اقتصادی، سیاسی و امنیتی خواهد شد.
بالارفتن هزینه بیمه های بیکاری و دوره های بازآموزی نیروی کار که اغلب از طریق بالابردن میزان مالیات عمومی انجام پذیر است.
ایجاد شیفت زمانی، مکانی و هویتی در جوامع کمتر توسعه یافته به سود جهانی سازی یا قطبی سازی.
تاثیر عمیق بر مفاهیمی چون فرد و فردیت، قانون، مسئولیت، مجازات و سیستم های حقوقی.
کاهش کیفیت خروجی سیستم های هوشمند به دلیل جایگزینی انسانها و نیز کاهش میل انسان ها به تولید محتوای ارزشمند.
عدم وجود قوانین و مقررات حقوقی و اخلاقی جهان شمول برای کنترل، مدیریت و هدایت هوش مصنوعی.