ئارامتر بخوێنەوە!
واکاوی وضعیت زنان کورد در ایران
بررسی چالش ها و مبارزات آنان در زمان تعارض و پسا تعارض
ثریا فلاح
دکترای مطالعات رهبری و سیاستگذاری آموزشی
کارشناس ارشد روابط و حقوق بین الملل
دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج. ایالات متحده آمریکا
این کارتحقیقی همتاخوانــی شده است
ترجمه با تغییرات از نسخه انگلیسی . این تحقیق در فصل سوم کتاب زنان در موقعیت تعارض و پساتعارض
ارجاع و رفرنس دهی به روش شیکاگو
چکیده
تالیف این مقاله پژوهشی هدفی دوگانه در پی دارد، هدف اول بررسی وضعیت زنان کورد ، شناسایی برخی چالش ها، حضور و عدم حضور زنان کورد در جنبش ملی کوردستان ایران، با تأکید بر مشارکت آنها در جنبشهای مدنی و سیاسی پس از انقلا ب اسلامی١٣٥٧ه.ش/ ١٩٧٩م. ایران و هدف دوم پرکردن برخی از شکافهای تحقیقی در ادبیات زنان و مطالعات جنسیت و زنان در مورد زنان کورد در ایران می باشد.
وضعیت زنان کورد در ایران به شکلی ویژه ناعادلانه است. این زنان نه تنها به خاطر جنسیتشان رنج می برند، بلکه از فقر منطقه، سیاستهای سیستم حاکم علیه اقلیتهای قومی، نظامی سازی و بی ثباتی مناطق کوردنشین تحت ستم هستند. یک زن کورد نه تنها باید با قانون تبعیض جنسیتی مقابله کند بلکه باید با تبعیض علیه اقلیت قومی و مذهبی برخورد کند. زنان کورد در ایران هرگز تصمیم گیرندگان در سیاست، قوانین ملی و دیگر موقعیتهای کلیدی دولتی نبودەاند. با این وجود قوانین تبعیض آمیز همواره بر زندگی آنها تاثیرمستقیم گذاشته است. نگارنده در این تحقیق سعی در بسط و گسترش این گفتمان دارد و به منظور دستیابی به هدف اولیه تحقیق، تلاش دارد از متدولوژی وروش شناسایی تحلیلی اکتشافی– توصیفی استفاده کند. براون، روا اشاره می کند که با استفاده از روشهای اکتشافی، محقق “تمایل دارد به چالش نطرات و دیدگاههایی که درتحقیقات قبلی انجام شده است بپردازد و با استفاده از متد توصیفی، اقدام به ارائه بینش و طرح و درک مشکل تحقیق کند”. این پژوهش به خوانندگان کمک می کند تا درک بهتری از وضعیت زنان کورد در ایران ومشکلات آنها به دست آوردند. اهمیت این مطالعه در این است که نیازبه جلب توجه به وضعیت منحصربه فردزنان کورد درایران وجود دارد. این مطالعه توصیفی نه تنها توجه به این وضعیت مطالعه نشده راجلب میکند، بلکه زیربنا وزمینه رابرای پژوهشهای علاقمندان محقق درآینده فراهم میکند تا اطلاعات مربوط به آنچه درحال حاضردرایران درمورد زنان کورد رخ میدهد، آنگونه که آنها فکرمیکنند و تجربه آنان را از زبان خود زنان جمع آوری کنند. داشتن این اطلاعات، پژوهشگران و فعالان را قادر خواهد ساخت تا در نهایت برنامەهای آموزشی به منظور پشتیبانی بهتر از زنان کورد که از ستم دوگانه و حتی سەگانه رنج می برند را طراحی کنند.
برای سهولت در پیگیری مباحث مطروحه ، این مقاله به پنج فصل تقسیم می شود. فصل اول مقدمه تحقیق است، فصل دوم روش شناسی و متد تحقیق را مرور می کند، راههایی که منابع دادەها برای کشف جمعیت مورد مطالعه و چارچوب نظری مورد استفاده قرار می گیرد، سپس در بخش بعدی/سوم ادبیات و پیشینه موجود درباره وضعیت زنان کورد در ایران را به تفسیرارائه میکند، یافتههای تحقیق به شکل تحلیل توصیفی واستنباطی در بخش چهارم مشروح می شود در نهایت مقاله، با یک بحث و نتیجه گیری که در فصل پنجم ارائه شده به پایان می رسد. سؤالات اصلی مطرح شده در این مقاله بر نقش زنان کورد در جامعه، عوامل و مشخصه اصلی آنها، جنبش آنها دربستر مسئله کوردستان و ارزش ارزیابی روند تغییر آنها تأکید می کند و در پی یافتن حضور و عدم حضور زنان در هرعرصه مشارکت در جنبش کوردستان است. محقق با رویکردی جامع در چارچوب و دیسکورس تئوری اینترسکشنالیتی به بررسی موضوع و زوایای کانستراکتهای تحقیق میپردازد و بدینگونه مطالعه ای بنیادی /پایه ای برای مطالعات کمی و کیفی آینده ارائه می دهد.
کلیدواژگان: زنان کورد، روژهەلات، اینترسکشنالیتی/ «میان برشی»، «تقاطع باوری»، کنشگری، اتنوساید، مشارکت سیاسی، احزاب سیاسی، رویکرد جامع
فهرست و رئوس مطالب
فصل اول :مقدمه تحقیق
فصل دوم : متدولوژی و چارچوب نظری
فصل سوم :ادبیات و پیشینه تحقیق
فصل چهارم : یافتههای تحقیق
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
منابع و مآخذ
صلاحیت محقق
فصل اول
پیشگفتار
از آنجایی که رویکرد این پژوهش یک رویکرد جامع است به منظور درک وضعیت زنان کورد در ایران و به منظوردستیابی به اهداف این پژوهش، برخی اطلاعات در مورد وضعیت کوردها در ایران به طور خلاصه ارائه شده اند، از این روی مقیاس و بزرگی مسائل مربوط به کوردستان به بوته فراموشی سپرده نمیشود.
به دلیل توزیع جمعیت شناختی کوردها در استانهای مختلف، استاندارد رسمی برای تعریف دقیق جمعیت کوردهای ایران وجود ندارد. با این حال، برای اهداف این مطالعه، چند برآورد توسط سه سازمان اقتباس شده است. موسسه صلح ایالات متحده نشان می دهد که “جمعیت کوردهای ایران درحدود ٨ میلیون نفراست که حدود١٠٪ جمعیت ایران راتشکیل میدهند. بعضی منابع دیگر مانند کوردیش هرالد، جمعیت مردم کورد را درحدودکمتر از١٥٪جمعیت ایران نشان می دهد و در برخی منابع دیگر تعداد کوردها را حدود ١٢ میلیون و حدود ١٥٪اعلام کرده است. با این وصف به گفته سازمان ملل متحد، آنها قربانی اصلی دستگاه اعدام ایران هستند و گفته می شود که زندانیان سیاسی کورد تقریبا نیمی از کل زندانیان سیاسی ایران را تشکیل می دهند. گرچه کوردها زبان متمایزتری دارند، دارای آداب و رسوم فرهنگی منحصر به فرد، غذا و تاریخ هستند، برای سالها ممنوعیت رسمی دولت برای آموزش زبان کوردی در کوردستان در سیستم آموزش و پرورش و استفاده از زبان کوردی در ادارات دولتی وجود داشت.
منطقه متمرکز کوردنشین ایران یک منطقه جغرافیایی در غرب ایران است. سباستین مستل در کتاب “کردها: دائرالمعارفی از زندگی ، فرهنگ و جامعه” کوردستان ایران را شامل استان کوردستان، استان آذربایجان غربی، استان کرمانشاه، استان ایلام و مناطقی از استان لرستان می نامد. این استانها دارای مرزهای مشترک با بخش هایی از عراق و ترکیه هستند که کردهای این کشورها ساکن آن هستند. همچنین در استان خراسان شمالی، استانهای شمالی ایران، تهران و برخی از شهرهای دیگر، جمعیت قابل توجهی از کردها وجود دارد. مناطق کوردنشین غنی از منابع طبیعی است، اما از سوی دیگر مورد سوء استفاده قرار گرفته و توسعه نیافته است، به طوری که «شاخص فقر در کوردستان ٣١.٧٪ در مقایسه با ١٨٪ در سطح ملی است». در طول رژیم شاه هیچ کمبود بدرفتاری با کردها وجود نداشت با این وصف وضعیت پس از انقلاب اسلامی ١٣٥٧ه.ش/ ١٩٧٩م. هنگامی که جمهوری اسلامی به قدرت رسید بدترشد و زنان بیشتر در معرض ابتلا به تبعیض جنسیتی قرار گرفتند.
مناطق کوردنشین فاقد زیرساختها، امکانات و سیستمهای اساسی شهرنشینی هستند، دولت در ساخت و ساز جادەها، ساختمانها یا امکانات جدید، سرمایەگذاری نمی کند. بیمارستانها و مدارس کم درآمد هستند ومحرومیت اقتصادی منجر به ناامیدی شده است. با این وصف، با وجود دهها سال از سیاستهای تبعیض و نهادینه شدن سیستماتیک، فرهنگ کوردی همچنان قوی و هویت قومی نابود نشده است. از طرفی بسیاری از کوردها برای فرار از آزار و اذیت احساس نیاز به انکار هویت یا مذهب خود را دارند به راحتی از آن فرار می کنند، اما آگاهی نسبت به هویت کوردی، برخی از خانوادەها نسل جوان را هدایت می کند تا کودکان خود را از کودکی در مورد میراث و زبان کوردی آموزش دهند.
پژوهشهای علمی و تحقیق در مورد زنان کورد در ایران کمتر از زنان دیگر در خاورمیانه است، اما با توجه به نقش آنها در جنبش ملی کوردستان، آنها از ادبیات مربوط به مطالعات زنان کاملاخارج نیستند. با اینحال، آنان در مرکز مطالعات نبوده و به نوعی، از ادبیات گفتمان علمی و فمینیسم پاک شدەاند. “این به معنی آن نیست که زنان کورد به طور کلی در فهرست و نوشتەهای زائران مسیحی، مسافران یا مورخان قرار نگرفتەاند. در واقع، در میان محققان بحث در مورد تصویراین زنان در آثار تاریخی و همچنین نقش زنان کورد در جامعه وجود دارد. مقالات ارزشمندی در مورد تاریخچه چالشهای زنان کورد توسط شهرزاد مجاب در مورد زنان و ملیت در جمهوری کوردستان ١٩٤١م./١٣٢٠ش. وجود دارد. سخنرانیها، کنفرانسها و کمپینهایی در مورد زنان کورد و رهبران احزاب کورد برگزار شده است که در مورد حقوق زنان کورد صحبت کردەاند. همچنین مقالات و کتاب خاطرات در خور توجهی در مورد آنان توسط کنشگران علاقمند نوشته شده است. برخی از رهبران احزاب سیاسی کورد نیر روی مسئله زنان کورد وحق برابری آنان سخنرانیها و صحبتهایی داشتەاند. رهبران احزاب کورد هم در زمینه حقوق زنان صحبت کردەاند. دکتر عبدالرحمن قاسملو درباره حقوق زنان کورد در ایران صحبت کرده است. “وی تاکید دارد که زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند اما نیمی از سهم خود را به دست نمی آورند. زنان کورد تقریبا در تمام جنبەهای زندگی کوردها، از مدیریت خانواده تامبارزه درخط مقدم با مردان، شراکت دارند. در بسیاری موارد، حتی وزنی بیش ازسهم خود را درمقایسه بامردان انجام میدهند. با این حال، دانش و آگاهی تاریخی در مورد تجربیات زنان کورد، محدود است و در ادبیات علمی زنان در ایران، ضعف وجود دارد و تاریخ زنان کورد در کوردستان متاسفانه به نوعی نامرئی بوده است؛ نه به این دلیل که مردم نمی خواهند درباره زنان کورد بدانند، بلکه نمی دانند که چگونه و از کجا در مورد زنان کورد بدانند و یادبگیرند. هنگامی که تاریخ یک قوم یا ملت بطورکامل مستند نشده است، سخت است در مورد پس زمینه زنان آن قوم بدانیم. ” با این حال، وضعیت زنان کورد پس از انقلاب در ایران مورد مطالعات علمی قرار نگرفته است. از این روی، این پژوهش تلاش می کند تا به ادبیات مربوط به زنان کورد در ایران بیفزاید و زمینه را برای تحقیق کیفی و کمی آینده فراهم کند.
پس از انقلاب اسلامی ١٣٥٧ه.ش/ ١٩٧٩م. ایران، زنان کورد به ایفای نقش در احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف پرداختند. این نقش جدید موقعیت سنتی زنان را به نقش اجتماعی و سیاسی جدید در ساختارهای پدرسالاری کوردستان تغییرداد. آنها با مشارکت فعالانه در عرصه سیاسی سنتها را شکستند. با اینحال، ذهنیت مستقل فمینیستی نداشتند و فعالیتهای آنان زیر پوشش احزاب که رهبری غالب، عمدتا با مردها بوده -و هست -قرار گرفتند. از این رو بسیاری از فعالیتهای آنها پاک شده یا به نظر پراهمیت نیامده که ثبت شوند، به نوعی به حاشیه رانده شدەاند و به رسمیت شناخته نشدەاند. ضبط و ثبت فعالیت آنان و ایجاد انجمنها بر مبنای احکام احزاب و سازمانها بود که در آن زنان اجازه می داد تا کمیتەای در حزب/سازمان داشته باشند تا بتوانند به جامعه زنان دسترسی پیدا کنند. در هر حال اگر مردانی که به دنبال تغییر در جامعه بودند وجود نداشتند حتی این فعالیتها هم کمتر امکان پذیرمی شد یا به طور فرسایشی به تعویق می افتاد. مردانی که درنوشتن اساسنامه و مرامنامه این احزاب و سازمانها از حقوق زنان صحبت کردند.
همچنین آزمون جمهوری کوردستان/مهاباد با قانون اساسی مترقی اش در میان احزاب و سازمانهای کوردستان بر جای ماند. در فصل چهارم، ماده ٢١ به شرح زیربه وضوح برابری زنان ومردان اشاره شده است: “درتمام امورسیاسی، اقتصادی و اجتماعی، زنان باید از حقوق برابر با مردان برخوردار باشند “. از طرفی دیگر، استان کوردستان و سایر شهرهایی که کوردها در آن زندگی می کنند، همیشه در معرض تحولات سیاسی قرار گرفتەاند و این واقعیت وضعیت زنان را تحت تأثیر قرار داده است. با شرکت زنان در امور سیاسی و فعالیتهای آنان در دوره انقلاب ١٣٥٧ه.ش/ ١٩٧٩م. در ایران بسیاری اززنان جوان دستگیر و یا مجبوربه ترک مدرسه به خاطرترس از دستگیری و یا فرار از محل تولد خود گشتند. درخلال سالهای ١٩٨٣-١٩٨٨م./ ١٣٦٢-١٣٦٧ش. هزاران زخمی، بازداشت واعدام، خانوادەهای بسیاری را تشویق وحتی مجبور به ازدواج دادن دخترانشان کرد تا از زندان، تجاوز و شکنجه نجات یابند. . برخی نویسندگان در خاطرات یا مصاحبات خود از این مسائل یاد کردەاند. فلاح، در آتواتنوگرافی خود نوشته است: “در حالی که همسالان من و من، همه در طول دستگیریهایمان با وضعیت وحشتناکی روبرو شدیم، در برخورد با زندانیان سیاسی و نحوه برخورد با ما به عنوان بازماندگان، تفاوت جنسیتی وجود داشت. به عنوان مثال، از نظر فرهنگی، فشارهای زیادی برای زنان جوان برای ازدواج زودهنگام و درزمان جوانی وجود داشت؛ چرا که دخترانی که ازدواج نکرده و در زندان بودند، اغلب از نظر جنسی مورد آزار قرار گرفتند و چندین بار حتی در زندان مورد تجاوز قرار گرفتند. طبق قانون اسلامی ایران، یک دختر باکرەای که میمیرد به بهشت می رود، و دولت می خواست مطمئن شود که فعالان زن به بهشت نمی روند. با وجود دهشتناک بودن موضوع ، اما ین توجیه رسمی برای تجاوزبه دختران جوان در زندان بود”. این فقدان امنیت به طور چشمگیری وضعیت زنان را بدتر کرد. علاوه بر این، ساختارهای پدرسالارانه، زنان را به گرایشهای خودتخریبی مانند خودکشی منتهی می کند که در این مقاله به طور اجمالی مورد بحث قرار می گیرد.
در تجزیه و تحلیل جایگاه و وضعیت زنان کورد در این مقاله، محقق، به طور خلاصه نقش و بازی سیستم سیاسی، مناسبات فرهنگی واقتصادی در زندگی زنان کورد را می شکافد. وضعیت تحصیلی و آموزش، مسائل و معضلات اجتماعی به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته است. با این وجود، اشاره به این موضوع حائز اهمیت است که بدون تجزیه و تحلیل دقیق از مناسبات اجتماعی ، وضعیت جامعه شناختی، شناخت قوانین موجود، زمینەهای فرهنگی و تاریخی وضعیت زنان در ایران، امکان دستیابی به یک نتیجه موثر در درک وضعیت زنان کورد وجود ندارد. در بخشهای مختلف این مقاله، نقش زنان کورد در جنبشهای اجتماعی و مسائل سیاسی کوردستان در چهار دوره مختلف مورد بحث قرار گرفته است و در نهایت، به یک شناخت پایەای از آنان میرسیم. مشارکت زنان کورد در عرصه سیاسی، تحت عنوان چهارموج از مشارکت زنان کورد در عرصه فعالیت و مشارکت سیاسی و اجتماعی آمده است. چهار موج در وضعیت زنان کورد به شرح زیر است:
موج اول : پس از انقلاب ١٩٧٩تا١٩٨٩ م./١٣٥٧ تا ١٣٦٧ش.: صعود و مشارکت همه گیر سیاسی، سرکوب سیاسی،
موج دوم: مابین سالهای٢٠٠٥ -١٩٨٩م. / ۱۳۶۸ -١٣٨٤ش. که شامل دو دوره :دوران ریاست جمهوری دوران اکبر هاشمی رفسنجانی(درخلال سالهای ١٩٩٧-١٩٨٩م/ ۱۳۷۶ -۱۳۶۸ش) و دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی (در خلال سالهای١٩٩٧-٢٠٠٥م.,/١٣٨٤-١٣٧٦ش)، دوران تغییرات لاک پشت وار.
موج سوم : مابین سالهای ٢٠١٢-٢٠٠٥م./ ١٣٨٤-١٣٧٦ش: پروسه تقاطع ملی گرایی و آگاهی جنسیتی
موج چهارم: سال ٢٠١٣م/ ١٣٩٢ش– که تا حال حاضر٢٠٢٠م./١٣٩٩ش. : (موضوع جنسیت)، تلاش جهت برون رفت از سردرگمی درپیوندحل مسئله جنسیتی و ملی.
موج آینده و بعدی به نظر می رسد بایست قدمهایی برای تعیین نیاز به تغییرات اساسی و مشارکت برابر در حل مسئله ایجاد دولت –ملت جدید در منطقه باشد.
فصل دوم
متدولوژی و چارچوب نظری
سوالات تحقیق
این مطالعه قصد دارد به بررسی سوالات تحقیقاتی زیر بپردازد و هدفی برای پاسخگویی قطعی سوالات ندارد.
نقش زنان کورد در ایران در جامعه کوردی چیست؟
عوامل کلیدی بالقوه مشخصه زنان کورد چیست؟
حضور و عدم حضور زنان کورد در جنبش ملی حق تعیین سرنوشت چگونه بوده است؟
عوامل موثر در تشخیص جنبش زنان کورد و تلاقی آن با جنبش ملی کوردستان و چگونگی آن چیست؟
میزان و آستانه مربوط به روند تغییرات زنان کورد چیست ؟
حوزه و کانستراکت تحقیق
زنان کورد در جامعه، مشخصەهای حضور و عدم حضور، تلاقی جنبش زنان کورد با جنبش ملی کوردستان، روند تغییرات جنبش زنان کورد
چارچوب نظری این پژوهش
چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه وتئوری اینترسکشنالیتی/میان برشی یا تقارن گرایی جنسیت و ملیت است. این نظریه و ارتباط آن با زنان کورد به طور خلاصه مورد استفاده قرار می گیرند.
تئوری اینترسکشنالیتی
تئوری اینترسکشنالیتی “تقاطع /تلاقی تبعیضها یک مفهوم تئوریک است که توسط کیمبرلی کرنشو مطرح شده است که لایەهای درک تبعیضهای اجتماعی را از طریق نژاد، جنس، طبقه و جنسیت، قومیت، ملیت، گرایش جنسی، مذهب، سن، ناتوانی ذهنی، ناتوانی جسمی، بیماری روحی و بیماریهای جسمی را به نمایش می گذارد”. اونجلینا هالوینو میگوید تئوری اینترسکشنالیتی به معنای “باور به تلاقی، تقاطع، درهمتنیدگی و قفلشدگی و همپوشانی تبعیضهای همزمان” است.
به نظر می رسد که اهمیت یادگیری ودرک عمیق از این تئوری در سالهای اخیر در میان علاقمندان به مطالعات زنان، فعالان حقوق زن و حوزههای آکادمیک افزایش یافته است. بل هوک فمینیست و فعال اجتماعی در کتاب خود در رابطه با در نظر گرفتن تلاقی کلیه عوامل و فاکتورهای موثر بر وضعیت زنان، به این صورت اشاره دارد که “اندیشه و عمل فمینیستی از زمانی که زنان رادیکال رنگی و سفیدپوستان متحدشان این مفهوم که “جنس”عامل اصلی تعیین سرنوشت زن بود” را به سختی به چالش کشیدند، بطور اساسی تغییریافته است. بیدار زنی معتقد است که “بهتر است از تجربه زنانی که بهطور همزمان تبعیضهای گوناگون را تجربه میکنند غافل نمانیم و با لمس و درک بهتر موضوع تلاقیها، و تفاوتها و تشابههای برخواسته از قرار گرفتن در آنها، در ارزیابی موقعیت فردی خود و نیز آنچه در کشور رایج و عادی جلوه کرده و میکند، دانسته یا ندانسته، تغییرات را تنها برای گروهی خاص از زنان، از یک طبقه، یک ملیت، یک قوم، یک مذهب، یک زبان و یک محل و … نخواهیم) “همپوشانی(. نیره توحیدی در این رابطه اذعان می دارد: “تئوریهای فمینیستی و دروس متنوع رشته “مطالعات جنسیت و زنان ” در طی رشد و تعمیق خود علاوه بر بتعیض یا ستم جنسی و جنسیتی، سعی داشته است علیه انواع تبعیضهای دیگر نیز آموزش دهد و هویت انسان را درکلیت آن یعنی با توجه به تلاقی و همپوشی (اینترسکشن) ابعاد مختلف اعم از جنسی، جنسیتی، نژادی، قومی، ملی، طبقاتی، و امثال آن مدنظر قرار دهد” . آدریلرد استدلال کرد که زنان نیاز به آوردن تمامیت خود به جنبش زنان هستند و معتقد بود که تفاوت، تنوع و گنجاندن باید خون جاری جنبش فمینیستی باشد. همچنین برخی از کنشگران کورد حقوق زنان، در این زمینه اشاراتی به این نظریه دارند. کاوه کرمانشاهی در مقاله خود به ضرورت درک از درهم تنیدگی میان هویتهای مختلف زنان کورد اشاره می کند: “بدون درک این مفهوم که انسانها و هویتهایشان قابل تفکیک نیستند و وجوه چندگانهی هویت انسانها را نمیشود از هم جدا کرد، نمیشود یکی را دید و در مقابل دیگری کور بود، نمیشود یکی را پذیرفت و دیگری را رد کرد و حتی نمیشود به یکی اولویت داد و دیگری را در نوبت گذاشت. اینترسکشنالیتی که بحث روز فمینیستها در محافل آکادمیک و اکتیوستی است، اذعان به همین تلاقی هویتها و تبعیضات مضاعف دارد. به عنوان مثال زن کُوردی که نسبت به مسائل اجتماعی یا سیاسی دغدغهمند است و میخواهد مسیری را برای فعالیت اجتماعی یا سیاسی انتخاب کند”. نویسنده معتقد است که فمینیستها مسائل زنان کورد را نادیده گرفته و عوامل تبعیض آمیز دیگر را در معرض دید قرار نمیدهند. ازاین رو در این تحقیق، تقاطع جنسیت و قومیت، مالکیت سیاسی و نقش اجتماعی مربوط به زنان کورد در ایران به طور خلاصه مورد استفاده قرار می گیرد.
روش شناسی /متدولوژی تحقیق
برای مطالعه در مورد زنان کورد در ایران، این پژوهش از روش شناسی و توصیفی استفاده کرده است. همانطور که توسط ساندرز و ثورنهیلتوصیف شده است، مطالعه اکتشافی به دنبال کشف سؤالات پژوهشی است و قصد ندارد تا راهکارهای اثبات هیپوتزهای پژوهش و پاسخ نهایی و قطعی به سوالات را برای مشکلات موجود ارائه دهد. از این رو خواننده نبایست به دنبال ارائه پاسخ نهایی در رابطه با زنان کورد در ایران از جانب نویسنده باشد. این تحقیق یک تحقیق پایه و اولیه است که اساس تحقیق قطعیتر که در آن محقق تمایل به انجام آن در آینده دارد، شکل می گیرد. محقق می داند که این نوع مطالعات “منجر به تولید اطلاعات کیفی شده و تفسیر چنین اطلاعاتی امکان دارد تحت تاثیر جهتگیریهای فردی قرار گیرد”. با این حال برای ایجاد یک مطالعه پایه ای برای تحقیقات آینده مبتنی بر دادەهای اولیه، این بهترین راه ممکن است در عین حال مطالعه توصیفی اجازه می دهد محقق برای ارائه درک مشکلات و سوالات مربوط به این مطالعه بپردازد.
منابع دادەهای تحقیق
داده ها از منابع مختلف ثانویه عمدتا از طرف احزاب کوردی، گزارش سازمانهای غیردولتی، مقاله مجلات، کتاب وافراد جمع آوری شده است. تحقیق ثانویه پژوهش مبتنی برمنابع ثانویه است که قبلا وجود داشته است. این روش باعث میشود که محققان بتوانند چالش ها و فرصتهای مشارکت زنان کورد ایران را بررسی کنند. برای پیدا کردن داده ها و اطلاعات برای هر دو ادبیات و انجام پژوهش، محقق با استفاده از جمع آوری اطلاعات ثانویه از جمله بایگانیها و مقررات سازمانهای سیاسی/احزاب با تماس با آنها، ادبیات موجود بر اساس تحقیقات قبلی، کتابها، مقاله، سخنرانیهای کنفرانسها و سمپوزیومها و غیره پرداخته است. پژوهشگر همچنین از کتابخانەهای آنلاین مانند اینجنتا کانتکت، گوگل سکالر ، جی استور و رسانەهای اجتماعی استفاده کرده است. این بررسی مقدماتی این مقاله بر مبنای جستجوی ادبیات الکترونیکی، با استفاده از واژەهای جستجوگر و ترکیبی از واژەهای جستجوگر مانند زنان کورد، زنان کورد در ایران، فعالان و کنشگران در ایران، اعدام زنان در کورددستان ایران، تقاطع جنسیتی و ملی گرایان در ایران، احزاب سیاسی در کوردستان ایران بهره جسته است. بخش عمده تحقیق و پیشینه تحقیق با استفاده از این کلمات کلیدی (به صورت جداگانه و در ترکیب) از مطالعات مربوطه و جستجوبرای یافتن پایگاه داده ها نوشته شد ه است. منابعی که مورد مطالعه قرار گرفتند در بررسی بخش ادبیات پیشینه تحقیق قرار گرفتند وبه این ترتیب دادەهای ثانویه ایجاد گردیدند. تمام اصطلاحات کلیدی مورد استفاده به انجام این مطالعە که مربوط به مسائل و موارد مربوط به پژوهش بودندکمک کردند. اکثر ادبیات استفاده شده شامل مسائل منتشر شده و نشده مربوط به سالهای-٢٠١٩-١٩٧٩/ ١٣٥٧-١٣٩٨ ش. می باشد تا اطمینان حاصل شود که آخرین یافتەها و گزارشها در این بررسی گنجانده شده است. محقق با استفاده از ارتباط گسترده وتماس با افراد مختلف از منابع و ادبیات در مورد احزاب، با حزب دموکرات کوردستان ایران، انجمن زنان دموکرات در کوردستان ایران، حزب کومله کوردستان ایران، اعضای هیئت مدیره کومه له زنان روژهەلات و اعضای سابق و کنونی آنان گرفته است. همچنین مقالات قبلی نویسنده مورد استفاده قرار گرفته شده است. در هر حال چنانکه پیشتر اشاره شد، منابع دانشگاهی و ادبیات مربوط به زنان کورد در ایران بسیار محدود است.
محدودیت های تحقیق
نگارنده بر این باور است که این کار تحقیقی به مانند پژوهشهای دیگر داری کمی و کاستی و محدودیت هایی است . از جمله : زمان کوتاه برای انجام کار، نبودن بودجه تحقیقاتی ، عدم دسترسی به برخی منابع ومآخذ قدیمی تر؛ تنوع سیاسی در میان کوردها و نابسیامانیهای ایجاد شده در چهار دهه اخیر درایران و سایر مشکلاتی که تحقیقات بنیادی با آن روبرو هستند.
برخی محدودیتهای تعمدی نیز برای متمرکز شدن روی سوآلات تحقیق توسط خودپژوهشگر اعمال شده است. این مطالعه در پی پاسخگویی یا یافتن علیت نیست و همچنین قصدی در تعمیم نتایج به کل روند سیاسی و اجتماعی کوردستان ایران و زنان کورد ندارد نگارنده به درک ضرورت مطالعات پیمایشی و میدانی در زمینه زنان کورد تآکید دارد و امید بر آن دارد که مطالعات زنان کورد به سطح دانشگاههای جهان برسد.
تعریف اصطلاحات کلیدی و برخی تعاریف
در این بررسی استفاده از این واژه ها به صورت زیر است.
کنشگری و مشارکت: مشارکت در فعالیتهای غیر سیاسی و سیاسی متفاوت از جمله: عضویت در احزاب، انجمنها و سازمانهای سیاسی و احزاب، فعالیتهای اینترنتی در فیسبوک و نمایش مشخصات عمومی، نوشتن مقالات، آثار هنری، کار با انجمنهای اجتماعی غیر سیاسی برای برگزاری جشنوارەها ی فرهنگی.
روژهەلات(ڕۆژهه ڵات) : یک عنوان غیر رسمی برای کوردستان ایران است که شامل بخشهایی از شمال غربی ایران است که در آن کوردها ساکن هستند که مرز عراق و ترکیه را تشکیل می دهند. کوردها چهار قسمت از سرزمین مادری خود را به نام چهار جهت اصلی جغرافیایی به ترتیب زیر: باکور (شمال) ، روژهەلات (شرق) و ، باشور (جنوب) روژاوا(رۆژئاوا) (غرب) نامگذاری کرده اند.
تقویم: در این گفتار تحقیقی محقق از هر دو تقویم ایرانی (تقویم جلالی) و تقویم میلادی استفاده می کند: تقویم های AD (تقویم مسیحی یا میلادی که با علامت اختصاری “م” و تقویم S. H ایرانی شمسی (تقویم جلالی) که از علامت اختصاری “ش” استفاده شده است. “تقویم ایران (همچنین به عنوان تقویم فارسی یا تقویم جلالی/ تقویم خورشیدی است که در حال حاضر در ایران و افغانستان استفاده می شود. بر اساس تعاریف انجمن تقویم ایرانی ، این نظارت زمانی ،مبتنی بر مشاهدات است نه بر اساس قاعده، که هر ساله بر اساس اطلاعات نجومی از تهران به دست می آید که دقیقا توسط مشاهدات نجومی از تهران تعیین می شود.
اتنوساید: یک اصطلاح قانونی است که در آن اشاره به حذف عمدی یک گروه قومی که هدف نابود ی آنها را در پی دارد . رافائل لمکین (١٩٤٤م./١٣٢٣ش.) حقوقدان و محقق این اصطلاح رابه عنوان جایگزین برای نسل کشی هم به کار می گیرد.
لینگوساید: در فرهنگ لغت سیاست حذف تعمدی یک زبان به قصد نابودی آن است. آندریا نیکلاس، ( ٢٠١١م.١٣٩٠ش. ) آن را به عنوان کشتن زبان بدون کشتن فیزیکی افراد توصیف میکند.
سیستم پدرسالاری: لیندا ناپینوسکی این اصطلاح را به عنوان ساختار عمومی معرفی می کند که در آن مردان دارای قدرت بر زنان هستند که شامل ساختار قدرت مردانه در سراسر جامعه سازمان یافته و در روابط فردی است.
فصل سوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان کورد
سیستم پدرسالاری ایران و ایدئولوژی اسلامی همیشه زنان را به عنوان شهروند درجه دوم محسوب کرده است که خود یک عدم تقارن جنسیتی آشکار را ایجاد می کند و بسیاری از محققان این واقعیت را مورد بحث قرار دادەاند. زنان کورد نیز از این وضعیت هرگز جان سالم به در نبردەاند. وابستگی به اقلیتهای قومی و مذهبی وضعیت آنها را بدتر می کند. زنان کورد به دلیل جنس، قومیت، مذهب و طبقه خود، مورد تبعیض واقع شدەاند. یکی از واقعیتهای زندگی زن کورد که مورد توجه قرار نگرفته است این است که وقتی شوهر، برادر، پدر و یا پسرش شغل خود را از دست می دهند، زنان به شدت آسیب دیده و آسیب می بینند، زیرا آنها از نظر اقتصادی و روانی به جنس مذکر متکی هستند. طنز تلخ گونەای است که نزدیکترین افرادی که مورد توجه و مرکزثقل زندگی وی هستند سرکوبگران وی به طور سنتی هستند. از طرف دیگر “رنج ناشی از ظلم دوگانه بر زنان و دختران کورد بعضا ناشی از نگرشها و شیوەهایی که عمیقا ریشه دربخشی از فرهنگ سنتی کورد و بخشا از ناکارآمدی دولت در حمایت از حقوق زنان و کوردها است.,”. درایران قوانین زن ستیز، همه زنان را فارغ ازمذهب، قومیت، توانایی و ناتوانی جسمی، معلولیت و یاگرایش جنسیشان تحت تاثیرقرارداده است، ولی فشار و سرکوب درگروههای اقلیت، یعنی ایرانیانی که به مذهب شیعە اثنی عشری اعتقاد ندارند، چندین برابربیشتراست. “زنان کُورد به طورخاص تحت سطوح مختلفی از انواع تبعیضات قراردارند. از جمله: شوینیسم ملت حاکم ، شوینیسم مردانه متعلق به خود این ملت ]کوردها[، زن ستیزی گروههای اسلامی وجنگهای مداوم. همچنین “بی کشوری” باعث شده است زنان کورد درمطالعات انجام شده درخاورمیانه وغرب تا حدود زیادی نادیده گرفته شوند”.
براساس گزارش ها، در طول تاریخ، وضعیت زنان کورد در مقایسه با سایر زنان ایرانی و زنان منطقه خاورمیانه متفاوت بوده است. ما به نوعی متمایل به باور کردن این نظر هستیم اما تفاوتها و چگونگی گسترش آنها روشن نیست. تمایز آشکار میان زنان کورد و سایر زنان ایرانی که غیربومیها عنوان شدەاند عبارتند از: موضوعات جغرافیایی و جمعیت شناختی، جدایی جغرافیایی کوردها در شمال غربی ایران و بیش از دو میلیون شهروند کورد در استان خراسان کە در قرن هفدهم به استانهای دیگر ایران تبعید شدند، : “ازدواج موقت” که در میان فرقه شیعی رایج است، در بین اکثریت کوردها که اهل سنت هستند، رایج نیست، زنان کورد عادت نداشتەاند که زیر چادر سیاه پنهان شوند، هیچگونه آموزش ایدئولوژیک ندارند، در اقتصاد روستایی دخیلند و با توجه به سطح تحمل نسبت به دیگر فرهنگها، آنها نسبت به سایر مذاهب مانند بهائیها تبعیض قائل نیستند وخود غالبا جزو اقلیتهای مذهبی هستند.
این ادعا که زنان کورد در مقایسه با همتایان زنشان در خاورمیانه مانند فارس، عرب یا ترک – حداقل در میان کوردها از آزادی بیشتری لذت میبرند، تنها به آزادی مشارکت درجنبش ملی و فعالیتهای سیاسی مربوط میشود. برخی از محققان معتقدند که در این زمینه بزرگنمایی شده و شکل اغراق آمیز “شکوه وجلال” داده شده را روشی برای توجیه ظلم و ستم پدرسالاری [کوردی] میبینند. محقق رومی، پیتر دلا واله، به منطقه سفر کرد و از “زنان کورد که آزادانه بدون حجاب رفت و آمد کردند، شگفت زده شد”. او در سفرنامه خود در سال 1667 اظهار داشت که “آنها بدون هیچ مشکلی با مردان کورد و خارجیها برخوردمی کنند”. این نظر/ادعاها برای گفتمان فمینیسم زنان کورد مفید نیست. مسائل زنان کورد نادیده گرفته می شود و زنان کورد را از محور مطالعات محققان خارج کرده و همچنین انگیزه زنان برای مبارزه برای رهایی خود و یا حق برابر را که به شکلی توهم زا بیان شده، از دست می دهند. توهمی که از آزادی به دست نیامده یا برابری داده شده توسط جامعه [مرد] سخن می گوید. در هر حال روشن نیست که این ادعا در مورد اکثریت مناطق مختلف کوردستان یا یک منطقه خاص است و یا در مورد گروهی از زنان کوردی که در میان سازمانهای سیاسی قرار دارند، اعمال می شود.
آزادیهای اجتماعی زنان کورد، موضوع پیچیده ای است و بسیار سخت است که یک نظر دقیق داد. اما همانطور که مختصرا در این مقاله اشاره شد بر طبق گزارش برخی از نویسندگان، مسافران و خاطرات و سفرنامەهای تاریخی، زنان کورد به علت نقش آنها در اقتصاد روستایی و فئودالی، نسبت به زنان ایرانی از قدرت و آزادی بیشتری برخوردار بودەاند، آنچه که مشخص است تا به امروز برخی ازآداب و رسوم و سنتهای فرهنگی قدیمی با وجود تلاشهای دولت اسلامی ایران برای متوقف و نابود کردن آنها مانند لباسهای رنگارنگ و دست دادن و رقص دست به دست با مردان پا برجاست. بسیاری از این تلاشها در راستای دستورالعمل اهل تشیع هستند. در شهرهای کوردنشین بسیاری از زنان بدون چادر به خصوص چادر سیاه رفت و آمد میکنند. این در حالی است که در سایر شهرهای ایران روندی رایج است، اما چادر سیاه در فرهنگ عامه مردم کوردستان توصیه نمی شود. در واقع مردم تشویق می شوند که از آن دور بمانند. زنان کورد که بیرون کار نمی کنند از یک روسری سفید تزئین شده با دانەهای آبی و رنگی استفاده میکنند. “اساسا مسئله حجاب زنان در کوردستان به علت فرهنگ و آداب و سنتهای تاریخی و وجود اکثریت سنی مذهب، به صورت مناطق شیعه مذهب ایران مطرح نبود. اصولا محجبه بودن به صورت پوشاند ن موی سر بطور کامل و فقط نمایاندن قرص صورت درکوردستان رسم نبود. حتی مذهبیونی چون مفتی زاده و پیروان مدرسه قرآن نیز این نوع حجاب را تبلیغ نمی کردند”.
کوردستان منطقه وسبعی است و کوردها بعضا در سراسر ایران پراکنده هستند و ارزشهای فرهنگی ممکن است در یک شهر با شهر دیگر متفاوت باشد. به طور کلی می توان گفت که زنان کورد نیز از خشونتهای خانوادگی رنج می برند اما شاعران زن، خوانندگان، بعضا سران یک قبیله یا یک خانواده بزرگ را هم تشکیل دادەاند. بعضی دیگر فرار از خانه را وسیله ای برای رسیدن به آزادی می بینند، مانند یک پدیده فرهنگی تحت عنوان “ڕەدوو که وتن” كه در بعضی از مناطق کوردستان تا حدی رایج بوده است، كه در آن دختران و پسرانی كه همدیگر را دوست دارند با هم از خانه فرار می کنند و از نخستین مقام مذهبی می خواهند كه روند ازدواج آنان را رسمی کرده و تسهیل كنند. البته این مسئله تنها در بعضی از شهرها قابل قبول است. “]زن کورد[در جامعه تحت ستم است . اجازه خواندن به زبان مادری و تربیت فرزند به زبان خود را ندارد، تلاش در راستای شکوفایی وحتی حفاظت از فرهنگ وتاریخ وزبانش محدود بلکه گاها جرم است، بیکار است، شاهد بیکاری ودرماندگی شوهر، برادر، پدر وفرزند خود است واصولا به دلایل خاصی حتی توسط این شوهر، برادر، پدر وفرزند خود نیز کنترل شده وتحت ستم مضاعف قرار می گیرد.
برخی از مسائل اجتماعی دیگر مانند مشکلات خانوادگی، طلاق، دستورالعملهای مذهبی، ختنه زنان، زن به زن (ژن به ژن) وجود دارد که هنوز در برخی از خانوادەها در روستاها انجام می گیرد. این مقولات تا حد مربوط به وضعیت عمومی زنان کورد مورد بحث قرار می گیرد اما هر کدام از این پدیدەها نیازمند تحقیقات عمیق تر هستند.
ایندکس و شاخص تحصیلی
بر اساس آخرین دادەهای مرکز آمار ایران در سال٢٠١٦-م./١٣٩٥ ش. ، استانهای تهران، البرز و سمنان بالاترین میزان سواد ایران را به خود اختصاص دادەاند و استانهای سیستان و بلوچستان، کوردستان و آذربایجان غربی دارای کمترین میزان با سواد هستند. در سال٢٠١٦-م./١٣٩٥ ش ، جمعیت سوادآموزی کشور٦.٨٧٪ بود که ٢.٨٪ بالاتر از سال ٢٠١١م/١٣٩٠ش. است. در سال ١٩٨٨م/١٣٦٧ش.، یونیسف گزارش داد که زنان کورد روستایی یکی از کمترین گروەهای تحصیلی در کشور هستند. در گزارش دیگری آمده که “در بین استا نهای کشور بیشترین درصد زنان محصل با ۳۲ درصد، مربوط به استان ایلام است و استانهای آذربایجان غربی و کوردستان با حدود کمتر از ۲۰ درصد، پایینترین نسبت محصلین را دارا هستند. دو استان اخیر با حدود ۶۸ درصد، دارای بیشترین زنان خانەدار می باشند”
بسیاری از پدران روستایی دوست ندارند دختران خود را به مدرسه ابتدایی که معلمان مرد دارند بفرستند و از فرستادن آنان به روستا یا شهرهای دیگربرای تحصیل جلوگیری می کنند. یکی دیگر از مسائلی که از تحصیل و ادامه تحصیل دختران جلوگیری می کند مسئله ازدواج در سنین نوجوانی است. تا به امروزهنوز ازدواج و ازدواج در سن جوانی برای دختران کورد معمول است و قوانین شریعت اسلام آن را تشویق میکند، “مطابق ماده ١٠٤١قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب١٤ /٨ /١٣٧٠ و تبصره آن: “عقد نکاح دخترقبل ازرسیدن به سن ١٣ سال تمام شمسی وپسرقبل ازرسیدن به سن ١٥ سال تمام شمسی است”. در نتیجه، بیماری، مرگ نوزاد و مرگ مادر در هنگام زایمان وجود دارد. همه اینها ریشه در سیستم پدرسالاری دارند. این واقعیت است که در بسیاری از موارد پدر، برادر یا شوهر تصمیم می گیرند که آیا دختران باید به مدرسه بروند یا خیر. این در حالی است که افراد و خانوادەها در این جامعه در دهەهای اخیر، ارزش زیادی به آموزش و تحصیل می دهند. مادرانی که دعای خیر خود را به جای دعا برای رفتن به زیارت و یا ازدواج آنان و داشتن فرزند، آرزوی تحصیلات بالاتر و فارغ التحصیلی آنان می دانند.
هنوز بیسوادی یکی از مسائل و مشکلات اصلی زندگی زنان است که حتی سرنوشت آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. در مواردی مانند محکومیتهای قضایی نمی دانند به کجا مراجعه یا چگونه شکایت کنند. به عنوان مثال، ملک قربانی به سنگسار محکوم شد، زیرا در سردرگمی و خجالتش به آنچه که انجام نداده بود اعتراف کرده بود. بی سوادی او یکی از دلایل منجر به حکم او بود. این زن از نقده در سن ٣٠ سالگی به اتهام روابط خارج ازدواج، به سنگسار محکوم شده بود. او حتی مورد طرد و نفرت خانواده اش قرار گرفت. بنیانگذار و رئیس سازمان حقوق بشر کوردستان و سردبیر روزنامه هفته نامه “پیام مردم کوردستان” آقای صدیق کبودوند در سال ٢٠٠٧م./ ١٣٨٦ش. این زن را آموزش داد و با خانواده اش صحبت کرد و سرانجام بی گناهی او را ثابت کرد. (او در سال ٢٠١٠م/١٣٨٩ش. بخشیده و آزاد شد).
دلیل دیگر فقدان امکانات آموزشی در مناطق روستایی است که مستقیما به وضعیت اقتصادی خانوادەها مربوط می شود و امکان ادامه تحصیل بسیار مشکل است. آمار سال ١٩٨٨م/١٣٦٧ش. یونیسف نشان می دهد که در شهرهای کوردستان ٦٨ درصد زنان و ٨٥ درصد مردان تحصیل کردەاند. ٤٦٪ زنان در مناطق روستایی تحصیل می کنند در حالیکه ٧١٪مردان در همان منطقه خاصت نورد مطالعه دارای تحصیلات هستند. ٥٦.٥٪ دانش آموزان ابتدایی در سالهای ١٩٩٦-١٩٩٧ م./١٣٧٥-١٣٧٦ش. پسر بودند. این شکاف با سطح تحصیلات رشد می کند. در سال ٢٠٠٣م./١٣٨٢ش، نرخ تحصیلات ١٥ تا ٢٤ ساله در کوردستان به طور قابل توجهی پایینتر از سایر نقاط ایران است.
مهرانگیز کار در نسخه ویراستاری شده کتاب خود تحت عنوان رفع تبعیض از زنان، مقایسه کنوانسیون جهانی رفع تبعیض از زنان با قوانین ایران، از وضعیت گزارش شده کوردستان مستقیما چنین می آورد: ” گزارش انتقادی خانم دکتر ژاله شادی طلب یک خبر تاسفبار که در مطبوعات ایران انتشار یافته است، عینا نقل میشود. خبر حاکی است که در روستاهای کوردستان دبیرستان دخترانه وجود ندارد: نبودن دبیرستان در مناطق روستایی کوردستان، مانع از ادامه تحصیل دانش آموزان دختر در مقطع متوسطه شده است. جمعی از روستاییان کوردستان میگویند، تنها شمار معدودی از خانوادەهایی که توان مالی دارند میتوانند مخارج تحصیل فرزندان خود را در شهر تامین کنند. هاوژین ابراهیمی یکی از دانش آموزان روستای “شوی” در بانه میگوید: فارغ التحصیل شدن دانش آموزان دختر روستایی در مقطع راهنمایی به منزله پایان تحصیل و جدا شدن از مدرسه برای همیشه است. “شب بو منیری” یکی دیگر از دانش آموزان روستایی اطراف سنندج میگوید: احداث یک دبیرستان در روستا، آرزوی همه دانش آموزان دختر روستایی است. ادامه تحصیل دختران در شهر علاوه بر هزینەهای سنگین، با فرهنگ خانوادەهای روستایی هم سازگار نیست. والدین دانش آموزان روستایی نیز به نوبه خود از وضعیت تحصیلی دختران و ادامه تحصیل فرزندان خود نگران هستند. “محمود بنی صادقی” یکی از ساکنان روستاهای سنندج میگوید: دختران روستایی نان آور خانوادەها هستند. ما نمیتوانیم آنها را برای ادامه تحصیل به شهر بفرستیم. بارها برای ساختن یک دبیرستان در روستا به آموزش و پرورش رفتم ولی تا کنون حتی یک قدم برای ما و حل این مشکل برنداشتەاند. “فاروق داودپور” مدیر کل آموزش و پرورش استان کوردستان میگوید: دانش آموزان دختر روستایی که برای ادامه تحصیل در مقطع متوسطه ناچارند در شهر ساکن شوند، به دلیل فقر مالی و ویژگی فرهنگ بومی در مورد تحصیل (دختران) بعد از مدتی ترک تحصیل میکنند. از تمام دانش آموزان دختر در کوردستان فقط بیست و سه هزار و صد و هفتاد دانش آموز دختر استان کوردستان در مقطع متوسطه به تحصیل اشتغال دارند که همگی در مناطق شهری ساکن هستند. در سال تحصیلی جاری برای نخستین بار یک دبیرستان شبانەروزی دخترانه با ظرفیت ۱۲۴ دانش آموز در مناطق روستایی استان، به بهرەبرداری رسید .
خشونت علیه زنان کورد
دسترسی محدود به سازمانهای بین المللی در مناطق کوردنشین و محدودیت اجازه ایجاد سازمان غیر انتفاعی پاسخگو برای ثبت خشونت، آگاهی کامل در مورد آماری در مورد دامنه خشونت علیه زنان را مشکل نموده است. صرفنظر از این، در طول سالهای گذشته بر اساس گزارشات هەنگاو، سازمان حقوق بشر کوردستان، سازمانهای غیردولتی زنان، انجمن زنان مریوان و انجمن زنان آذرمهر-زمانی که هنوز فعال بودند- گزارشات کنشگران مستقل و اعضای کمپین یک میلیون امضا –تا زمانی که فعال بودند- غیرقابل انکار است که خشونت علیه زنان وجود دارد، اما به طور گسترده ای نادیده گرفته می شود. “جمهوری اسلامی ایران همواره خشونتهای خانگی، خشونت علیه زنان و کودکان در خانواده به عنوان یک مسئله جامعه شناختی در جامعه ایران را انکار کردە است. “دو تصویر متناقض از زنان کُرد در رسانەهای بین المللی موج می زند. آنها به عنوان زنان مبارز شجاعی که با یکی از فاسدترین گروههای تروریستی زمانه، یعنی داعش می جنگند، خبر ساز می شوند. زنان کُرد همچنین به عنوان حاکمان قبیله و قلمروهایشان شناخته شدەاند. آنان زنان بی حجاب خاورمیانەای هستند که پیراهنهای رنگارنگ به تن می کنند، دست در دست مردان می رقصند و همپای مردان در عرصەهای کار، جنگ و خانواده حضور مییابند. در سمت مقابل این طیف، زنان کُرد قربانی اشکال متنوع خشونت آشکار و پنهان از جمله ضرب و شتم و قتلهای ناموسی، ناقص سازی جنسی و از همه چشمگیرتر خود سوزی بوده اند”.
اکثر خشونتهای خانگی عمیقا به قوانین اجتماعی و دولتی و نابرابری نسبت به زنان وابستەاند. “از آنجایی که قانون روشنی علیه خشونت خانگی درایران وجود ندارد، بسیاری اززنان وهمجنسگرایان قربانی آنچه که به عنوان “قتل ناموسی” خوانده میشوند، شدەاند. “قانون چنین خشونتهایی رانادیده می گیرد و خانوادەها ترجیح میدهند آنها را پنهان و انکارکنند. در غالب موارد حتی جرایم قربانیان «آسیب رساندن به ناموس» روشن واثبات نشده است. دولت ایران باشتابزدگی بسیاری ازمخالفان خود رااعدام می کند اما، به راحتی قتل ناموسی را نادیده میگیرد. به همین دلیل، خودسوزی، خودکشی و سایر فعالیتهای خودآزاری درمیان زنان کوردافزایش یافته است، اما از دید دولت حاکم، ناموس مردها همیشه بیشتر از زندگی یک زن ارزش دارد.
با اینحال، اگر قتل ناموسی توسط یک زن انجام شود، نوع برخورد وادراک متفاوتی بروز میکند. گویی اینکه زن مجاز به داشتن عشق وعاطفه یا حسادت نیست زیرا مردان را برتر میبینند. اگرچه ریشەهای چنین خشونت و استانداردهای دوگانه درسبک زندگی سنتی هم هست، اما دولت اسلامی این رفتارها را به نحو قابل توجهی ارتقاء داده است. هنگامی که حوادث خشونت خانوادگی و خودکشی در کوردستان گزارش شده است، دولت ایران به جای یافتن راه حلی، در تلاش برای اخلال در افکارعمومی برای جلوه دادن کوردها به صورت مردمانی بدون تمدن است.
“ماده ٢٩٩ و ٦٣٠ قانون مجازات اسلامی ایران از افرادی که مرتکبان قتل ناموسی هستند حمایت میکند. طبق ماده ٢٩٩ مجازات قصاص که به طور معمول از قتل ناشی می شود، که می تواند به اندازه اعدام محکم باشد، به پدر یا پدربزرگی که فرزند خود را می کشند، اعمال نمی شود. ماده ٦٣٠ به مرد حق می دهد که همسرش را که مرتکب روابط خارج از زناشویی شده را بکشد و در عمل مقررات نادری برای جلوگیری از اعمال آن دیده می شود”.
از طرف دیگر، رفتارهای خشونت آمیزی که فرد بر علیه خود استفاده می کند مانند خودآزادی و خود سوزی در میان جوانان بدون تحصیلات که در معرض خشونت خانوادگی و یا زناشویی قرار دارند و در ناامیدی وبلاتکلیفی زندگی می کنند، مشاهده می شود. از آنجا که هیچ موسسه یا سازمانی برای حمایت از این زنان در دسترس نیست، آنها هیچ گزینه ای ندارند، بلکه خودشان را نابود می کنند. این راه آنها برای اعتراض به وضعیت موجودشان است. بسیاری از خودکشیهای ناموفق زنان را با معلولیت دائمی مواجه می کند.
برای یک دولت که نظام حقوقی آن مبتنی بر مجازات است و نگرانی اصلی آنها حمایت از مردان و تملک زنان است، برخورد با خشونت خانوادگی به معنای مشاوره دادن است؟ این وظیفه دولت ایران است که برای جلوگیری از خشونت خانگی به مردم آموزش دهد، اما به سادگی آنها را نادیده می گیرد.
اگرچه طبق قانون مجازات اسلامی، یک قاتل درجه اول در ایران باید مجازات اعدام را داشته باشد، بر اساس شریعت حاکم، پدر و مادر، ازاین مجازات معاف هستند. شریعت همچنین اجازه می دهد تامردان آزادانه زنان را بکشند در صورتی که “آنها” یا مشکوک باشند یا “ببینند” زنشان مرتکب زنا شوند. دراغلب موارد، هیچکس علیه مجرمان شکایت نمیکند، ز یراهمه اعضای خانواده شریک و متفق القول هستند. چنین قوانین غالبی فقط باعث می شوند که قتل ناموسی وخشونت خانگی انجام وتشویق شود. براساس، قانون مدنی ایران که روابط داخلی را دریک زن تعریف میکند، نهاد خانواده و ازدواج به عنوان یک نهاد سلسله مراتبی است که در آن خانواده را تحت سلطه شوهر(مرد) و به عنوان یک قدرت برهمسر(زن) تعریف میکند. ماده ١١٠٥ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران می نویسد: “در رابطه بین شوهر و زن؛ موقعیت رئیس خانواده، منحصر به فرد شوهر است”. این ماده قانونی سلسله مراتب جنسیت در خانواده و در نتیجه جامعه را نشان می دهد.
یکی دیگر از خشونتهای رایج در منطقه، ازدواج از قبل تعیین شده است که از نظر قوانین بین المللی ممنوع است. با این حال، بسیاری از خانوادەهایی که به سختی می توانند غذای فرزندانشان را تامین کنند، به محض اینکه دختران به سن بلوغ می رسند می خواهند آنان را “سروسامان دهند”. در حالی که بعضی از این دختران بی سواد، این امر را به عنوان یک مسئله طبیعی و شیوه زندگی می پذیرند، بعضی دیگر، به خصوص پس از گذراندن سالهای ازدواج، خودکشی می کنند. آنچه در چنین مناطق/خانوادەها اتفاق می افتد نیز قوانین مربوط به کودکان را نقض می کند.
زنان کورد، زبان مادری و مسئله لینگوساید
گرچه لینگوساید یا حذف زبان کوردی بخشی از نسل کشی فرهنگی/قوم و نژاد فرهنگی کورد است ومختص به یک جنس نیست و به طور خاص تنها زنان را تحت تاثیر قرار نمیدهد، نویسنده این تحقیق این موضوع را به عنوان اقدام علیه زنان کورد در نظر می گیرد. زنان کورد مراقبان و پرستاران اصلی و اولیه کودکان خود هستند و این پدیده بر زنان و دختران جوان که مادران فردا خواهند شد، تاثیر گذاشته است. این مسئله همچنین روابط مادر و فرزند را تحت تأثیر قرار داده است، زیرا مادران قادر به حفظ زبان هستند که به اصطلاح ” زبان مادری” آنهاست. روانشناسان و معلمان تحقیق گسترده ای در مورد اهمیت زبان مادری و تأثیر آن بر رشد کودک انجام دادەاند. به همین دلیل در اسناد بین المللی این نگرانی بارها اعلام شده است. بسیاری از مادران و زنان در برابر ستمهای زبانی مقاومت کردەاند؛ زیرا معتقد بودند که یکی از موارد حقوق بشر که جمهوری اسلامی برای سالها با آن مبارزه کرده است، زبان کوردی بود. با وجود این، برخی از خانوادەها به علت سرکوب شدن استفاده از “زبان غیررسمی” و تحقیر شدن زبانشان، از یادگیری زبان مادری خود دلسرد شدەاند. سازمانهای حقوق بشری کوردستان، انجمن و سازمانهای مختلف زن و مادر در کوردستان، سازمان حقوق بشری هه نگاو و. . . ، در جهت توقف این گرایش تلاش کردەاند. در بسیاری از موارد، استفاده و ثبت نام نوزادان با برخی از نامهای کوردی توسط والدین، ممنوع و استفاده از زبان غیر کوردی در شرایط آموزشی و رسمی تشویق شده است. اما یادگیری زبان کوردی دغدغه بسیاری از فعالان و اهل قلم بود ه است. “از سالهای١٩٧٩م./ ١٣۵٧ش. به بعد ضرورت توجە بە زبان مادری جزو اولویتهای مردم شد. شاید در کوردستان با پافشاری و کار مداوم اهالی فرهنگ این توجە بیشتر بە ثمر نشست. بە طوری کە در حال حاضر در مناطق کوردنشین صدها آموزشگاه هست و در دانشگاه یک ترم آموزش زبان کوردی گنجاندە شدەاست. بە همین نسبت هنر وادبیات غنی کوردی هم سریع رشد کرد و اهل قلم کورد زبان، آثاری را بە این پیشینە ادبی غنی افزودند”. لازم به ذکر است که حفظ زبان مادری، یک حق بشری ذکر شده در بیانیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای ملی، قومی، مذهبی و زبانی است و نه یک امتیاز. میتوان استدلال کرد که زبان مادری بعد از سرکار آمدن جمهوری اسلامی ایران در سال ١٩٧٩م./ ١٣۵٧ش. ممنوع نشده است. برابر با اصل پانزده قانون اساسی، “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است”. با این حال، “”علیرغم برخی تفاوتها، سیاست زبانی جمهوری اسلامی اساسا ادامه سیاست دوران سلطنت است. کاراکترهای این سیاست به اهداف زیر متوسل می شوند: (a) سیاست چندزبانه را به عنوان یک تهدید برای تمامیت ارضی کشور و تهدید وحدت ملی می شناساند، (b) به محدود کردن استفاده از زبانهای غیرفارسی می پردازد (c) به ترویج برتری زبان فارسی به عنوان یک پدیده برای اتحاد ملی ،ایجاد زبان سیاسی همگون و جلوگیری از هرگونه ناهمگونی سیاسی می پردازد.». با این حال، بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی در مورد زبان، “زبان محلی و قومی” به صورتی آزاد اعلام شده؛ اما هرگز به عنوان بخشی از برنامه درسی آموزشی نبوده است، اما با استفاده از آن ماده قانونی که سالها پیش چندین بار مورد بررسی قرار گرفت پس از بیش از سه دهه و نیم از سرکار آمدن جمهوری اسلامی در سال ٢٠١٥م./١٣٩٤ش.، دانشگاه کوردستان در سنندج برای اولین بار در ایران، مدرک لیسانس زبان و ادبیات کوردی(سورانی)را تأسیس کرد و برای تحصیلات آموزش متوسطه یک مکمل متصل به کتاب فارسی سال اول دبیرستان وجود دارد که از مدارس شهرستان سقز در استان کوردستان آغاز شده است. اما برای کوردی کرمانجی در سال ٢٠١٧م./١٣٩٦ش “وزارت اطلاعات ایران”، انتشار کتاب راهنمای زبان کوردی” را که در استان خراسان رضوی منتشر شد ممنوع کرده است. “وزارت اطلاعت ج. ا. ا ادعا کرد که “این کار به سود جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود”.
شاخص اقتصادی وضعیت مالی زنان کورد در ایران
اگر چه زنان حدود ٥٠ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، مشارکت آنها در نیروی کارطبق گزارش مرکز آمار و اطلاعات استراتژیک در ایران فقط بین ٪١٦.٢-١٩.٧٪ درصد است. استان کوردستان و دیگر شهرهایی که کوردها ساکن هستند، به عنوان یکی از مناطق عقب نگهداشته شده در ایران ارزیابی می شوند. در این مناطق غالبا زنان به مردان وابسته هستند و بنابراین اقتصاد خانواده بد است. اقتصاد حتی در جهت توانمند سازی اقتصادی برای دستیابی به صنایع دستی کوچک برای زنان کار نمیکند. فقر در این مناطق موضوعی حیاتی است و باعث مشکلات اجتماعی شده است. همانند دیگر شهرهای ایران، این منطقه نیز مردسالار است و از این رو زنان به کار تشویق نمی شوند. این وابستگی مالی زنان به مردان، به مردان در حفظ موقعیت برترشان کمک کرده است.
و اما در شهرها که با وجود سختگیریهای گزینشی که مختص افراد و اعضای مناطق کَردنشین است میزان تحصیلات به سرعت بالا رفته است اما در بیشتر موارد زنان تحصیلکرده نمی توانند به منطقه برگردند چون جذب بازار کار و تخصص خود نمی شوند. در شهرهای بزرگ تعداد زنان تحصیل کرده و فرصتهای شغلی بیشتر از شهرها و روستاها است، زنان شهرهای حاشیه و شهرستانها و روستاها حتی اگر هم تحصیل کنند، فرصتهای شغلی برایشان ضعیف است. وقتی شهر از لحاظ اقتصادی شکوفایی نداشته باشد، همچنان از نظر اجتماعی نیز عقب میماند. این، به نوبه خود، بر پدیده “جندرساید ” افزوده است. زیرا مردان باید خانواده خود را برای یافتن کار به سمت شهرهای بزرگ ترک کنند یا تبدیل به کولبر که اغلب منجر به مرگ یا کشته شدن آنان میشود گردند. گزارش انجمن حقوق بشر در کوردستان ایران-ژنو (KMMK-G) نشان می دهد که “میزان بالای بیکاری و آلودگی زمین ناشی از مینهای زمینی و بقایای انفجاری جنگ ایران و عراق به طور جدی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و جوانان کورد و کشاورزان از چهار استان کوردستان، کرمانشاه، ایلام و ارومیه (آذربایجان غربی) مجبور به قاچاق در تجارت کالا، از قبیل چای، تنباکو و سوخت برای کسب درآمد گشته اند.”
در بسیاری از خانوادەها مردانی کشته یا اعدام شدەاند و یا خانوادەهایشان را برای پیوستن به احزاب سیاسی کورد تحت فشار قرار گرفتەاند. برخی از این زنان با دوختن لباس، درست کردن تزئینات دور روسریهای کوردی (له چک) و کمک به زایمان و مامایی محلی یا کمک به بیماران، زندگی فرزندانشان را می چرخانند. این زنان همچنین برای داشتن شوهر یا فرد سیاسی فعال، تحت فشار سیاسی و امنیتی قرار دارند. از این رو بار مسئله جندرساید بر دوش زنان است. این دخالت مستقیم در امور اقتصادی خانواده درزنان روستایی با تأمین تولید مستقیم از جمله کشاورزی، فرش و مراقبت از گلەها، بیشترین تأثیر را در اقتصاد داشتەاند. این زنان هرگز از موقعیتی معادل بهرەوری خود برخوردار نیستند. درشهرستانها، بیکاری، فقر و عدم توانایی برای کار، وضعیت زنان را بدتر کردەاست. اگرچه حداقل سن قانونی برای کار ١٥ سال است، بسیاری ازکودکان درروستاها از سنین کمتر مانند ده سالگی شروع بە کارمی کنند و دولت هرگز در این زمینە کاری نکردە است. در بسیاری موارد دولت امکانات حمایتی در اختیار زنان قرار نمی دهد تا بتوانند بە راحتی وارد بازار کار شوند. “با وجود تصویب ضوابط اجرایی مراکز نگهداری کودکان که شامل ضوابط ساختمانی، امکانات ایمنی، تاسیسات، تجهیزات و وسایل لازم، نیروی انسانی مورد نیاز، برنامەهای آموزشی و کمک آموزشی، تغذیه و بهداشت است، مهدکودکهای ایران از حیث کادرهای آموزشی و مربیگری ضعیف هستند و پیاپی اخباری راجع به کاستیها در جراید انتشار می یابد. اخیرا در مطبوعات تاکید شده که وضعیت مهدکودکهای کوردستان نامطلوب و نیازمند توجه است.
درسالهای اخیربرخی اززنان کورد به سبک کار دشوار و طاقت فرسای کولبری روی آورده اند. مسئله فقر، مسائل مالی و پولی معمولا برای زنان و بیوەها اموری مضاعف هستند. آز آنجایی که مطالعەای در زمینه شاخصهای اقتصادی بر اساس جنسیت صورت نگرفته است، به سختی میتوان از میزان در آمد و درصد شرکت زنان در بازار اقتصادی در مناطق کوردنشین گفتگو کرد.
زنان کورد در عرصه سیاسی
در این بخش، تعاملات و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان کورد مورد بحث قرار خواهد گرفت. با وجودی که مقاومت مردان کورد در برابر جمهوری اسلامی بیشتر از زنان است، اما زنان کورد به دلیل قومیت خود شهروندی ثانوی هستند و مورد خصومت دولتی قرار می گیرند. گرچه تلاش سیستم حاکم و غیر حاکم در به فراموشی تاریخی سپردن هر دو جنبش زنان بوده است. می توان گفت که “مردم کورد به صورت کلی توسط حکومتهای حاکم، انکار گردیدەاند. این انکار و حذف، دامن زنان کورد را نیز گرفته است. برای نادیده انگاشتن ملتی، سانسور و حذف تاریخ از ابزارهای اصلی و تاثیرگذار آن است. با توجه به اینکه حرکتهای آزادیخواهانه و حق طلبانه زنان همیشه در تضاد با حکومتهای دیکتاتور منش و مردسالار بوده است، همین امر کافیست تا ردّ پای این حرکتها از کتب و تاریخ مملکت حذف گردد. نبود تاریخ نگار منصف و بیطرف، مدیریت جامعه توسط مردان، همه و همه در ایجاد این بینش منفی نسبت به زنان دخیل و تاثیرگزار بوده است”. این موضوع با مسائل مربوط به جنسیت که به زنان مربوط می شود متفاوت است. تمرکز این بخش آزار و اذیت سیاسی زنان است. از آنجا که شهرها و روستاهای کوردستان کوچک هستند، شناسایی فعالان زن برای دولت آسان است. بر اساس قانون، برتری مردان نسبت به زنان، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مانند سایر کشورهای اسلامی، مورد سواستفاده قرار گرفتە است. طبق اصل ١١٥ قانون اساسی، رئیس جمهور باید از میان رجال(مردان) انتخاب شود. بنابراین، هیچ وقت زنان نیازی به تلاش برای کاندیدا شدن در این موقعیت ندارند. بسیاری از قوانین اساسی دیگر در کشور فقط برای نامزدهای شیعه قابل دسترسی هستند که ممکن است شامل زنان فارس باشد، اما شامل بیشتر زنان کورد نشود. بنابراین، جنس، زبان و مذهب همگی با یکدیگر همکاری می کنند تا حقوق زنان را از بین بردە و به حاشیه برانند. این مسائل همچنین وقتی اتفاق می افتند که به قوانین و مقررات مربوط به انجمنها و سازمانهای زنان میرسند. از یک سو، به دلیل بروکراسی و موانع دیگر، تشکیل سازمانهای غیر انتفاعی در ایران دشوار است. از سوی دیگر، اگر سازمان در مورد مسائل زنان کار کند، وضعیت بدتر میشود. اگر سازمان دارای یک رنگ قومی باشد، ایجاد آن به مراتب دشوارتر می شود. دولت ایران کنترل بیش از حد سازمانهای غیردولتی را بر عهده دارد، تلاش می کند تا از آنها استفاده کند و اگر با هر گونه مقاومت مواجه شود، صدای آنها را خاموش می کند. در دوران خاتمی، سالهای١٩٩٧-٢٠٠٥م.,/١٣٨٤-١٣٧٦ش برخی از سازمانهای غیردولتی شکوفا شدند که بعدا مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. آنهایی که می توانستند جان سالم بدر ببرند، باید از جهات مختلف مصالحه کنند.
در حالی که انقلاب سال ١٣٥٧.ش/ ١٩٧٩م. سرکوب زنان را هدف قرار داد، اقدامات سرکوبگرانه آنها مقاومت جدی و اجتناب ناپذیر در زنان به وجود آورد. دولت ایران با سرکوب این ایده که هویت مردانه به معنی نگه داشتن اعضای مونث خانواده در چارچوب خانه است، سرکوب زنان را تضمین کرده است. با این حال، زنان کورد به عنوان بخشی از احزاب کورد و اعضای جامعه کوردستان، اجازه مبارزه به شکل پیشمرگه شدن را داشتند؛ زیرا نزد مردان کورد، وطن پرستی به پدرسالاری ارجحیت دارد. اما با وجود تعریفی که ازبحرانهای دیگراجتماعی وبه رسمیت شناختن آنان در کنار مساله ملی دارند و به تشویق زنان در رفع ستم جنسیتی می کوشند، اما همیشه مساله ملی وحل آن را مطالبەای درجه اول به حساب آوردەاند.
زنان کورد دردوران انقلاب وزمان حمله جمهوری اسلامی به کوردستان نقش تعیین کننده ای بازی کردند. تبلور فعالیت آنان را می توان در گروههایی مانند “شورای زنان سنندج، اتحادیه زنان مریوان (یه کیەتیی ژنانی مەریوان)، انجمن زنان مبارز سقز (کۆڕی ئافرەتانی تێکۆشەر)، انجمن زنان اشنویه (کۆڕی ئافره تانی شنۆ)، شورای زنان نقده، زنان مهاباد” و مشارکت فعال زنان در کمیتەهای زنان احزاب کورد و اساسنامەهای آنان مشاهده کرد. در برنامه و اساسنامه اتحادیه زنان دموکرات کوردستان، اتحادیه زنان دموکرات کوردستان ایران با هدف آشناسازی زنان کوردستان به حقوق و آزادیهایشان و برای دستیبابی به آن اهداف مبارزه می کند. هدف سیاسی این اتحادیه در جهت مشارکت و پشتیبانی از جنبش آزادیخواهی ملی کوردستان ایران برای حق تعیین سرنوشت و همچنین جنبش برابریخواهی زنان کورد که در اساسنامه حزب دموکرات کوردستان ایران مستند شده است. میباشد. از آنجایی که پیشینه تاریخی اتحادیه زنان دموکرات به دوران جمهوری کوردستان و تشکیل نخستین انجمن برمی گردد، پژوهشگران می توانند به منبع داده شده در پاورقی برای آشنایی با اساسنامه و مرامنامه این انجمن مراجعه کنند. سازمان زنان روژهەلات حزب کومەله اعلام کردەاند که اهداف آنها عبارتند از:
“1- دفاع از حقوق وخواستەهای زنان و جنبش آزادیخواهی آنان در جامعه کوردستان و نیز پشتیبانی از مبارزاتشان علیه ستم و تبعیض جنسی در حکومت جمهوری اسلامی ایران،
2- متشکل کردن زنان مبارز و مترقی کوردستان و در سطح بین المللی،
3- رشد و توسعه آگاهی زنان
4-مبارزە در حهت ریشەکن کردن آپارتاید حنسی در قوانین و فرهنگ و اقتصاد و سیاست و. . .
5-تلاش برای پایان بخشیدن به مشکلات زنان کورد کوردستان رۆژههڵات.
احزاب دیگری که سالها پس از انقلاب اسلامی ایران تآسیس شدند همچنین به جذب زنان در تشکیلات خود اهمیت زیادی دادند. حزب حیات آزاد کوردستان شاخه زنانی تحت نام نیروی دفاع زنان ایجاد کرد و یکی از دو رهبر آن زنی به نام زیلان وژین بود و در بحثهای خود از حقوق دموکراتیک زنان سخن می گویند. همچنین حزب آزادی کوردستان زنان پیشمرگه را آموزش نطامی می دهد.
فصل چهارم
نتایج و یافته ها
بر اساس نتایج بدست آمده از ادبیات موجود و تحقیقات نویسنده از بررسی وضعیت زنان کورد در کوردستان ایران، زنان کورد همواره بخش قابل توجهی از مقاومت و جنبش به چالش کشیدن سیستم حاکم بودەاند. جمعیت زنان در احزاب سیاسی و سازمانها و انجمنهای غیرسیاسی و غیردولتی حکایت از روند رو به رشد مشارکت دارند. این که انگیزه آنان چه برای مبارزه با پدرسالاری وچه برای مبارزه با سرکوب سیاسی بوده باشد، آنان را به این سطح از آگاهی کشانده است که مشارکت در فعالیتهای سیاسی، آنها را توانمندتر می کند. به عبارتی دیگر، روند توسعه و توانمندسازی خویش را در مشارکت سیاسی و مدنی یافته اند.
کارول پرون هوبر نویسنده کتاب ” آرزو و مرگ رحمان کُرد : رویای کوردستان”، در کتابش اشاره می کند که “برابری بین مردان و زنان یکی دیگر از اصول قاسملو بود. این اصل برای وی تنها یک مسئله تئوریک و نظری نبود بلکه بر روی برابری حقوق زنان در عمل، در جامعه کورد، پافشاری می کرد. برای او، یک جامعه فقط زمانی می تواند مدرن باشد، که زنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و در جنبش ملی گرایانه شرکت می کنند. احترام او به حقوق زنان، او را یکی از حامیان حمایت از حقوق زنان کرد.”
وجود و فعالیتهای احزاب سیاسی سکولار در ابتدا و کنشگران، مبارزان و فعالان زن، این امکان رابرای زنان کورد فراهم می آورد تا از آزادیهایی برخوردارشوند که اگرحتی بخشی ازیک حزب سیاسی نیستند، ازآن استفاده کنند. خانوادەهایی که به اعضای زن اجازه نمیدهند به تنهایی سفرکنند و یا با یک غریبه همراه شوند، اجازه میدهند تا آنها امکان ورود به یک گروه و انجمن سیاسی و اجتماعی که شامل برخورد با مردان وحتی مسافرت می شود را بیابند. قابل توجه است که هرگز قتل ناموسی یک زن به خاطر پیوستن وی به یک حزب گزارش نشدە است. بالعکس همیشه مورد افتخارات خانوادەها دختران پیشمرگەشان بودەاند. به همین ترتیب -مانند زینب جلالیان، – بعضی از زنان معتقدند که پیوستن به یک حزب سیاسی یک پناهگاه امن است که آزادی بی قید و شرط آنان را تضمین می کند.
از مجموع مطالعات و شناخت وضعیت زنان کورد و مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان مراحل زیر بدست آمدند.
مراحل فعالیتها و مبارزات
در این قسمت برای درک آسانتر و بیشتر از مراحل و موج فعالیتهای زنان کورد در ایران، نویسنده مراحل فعالیتها، مبارزات و کنشگریهای زنان را به چهار مرحله زیر طی سالهای(١٣٥٧.ش/ ١٩٧٩م. تا کنون تقسیم کرده است.
اولین موج جنبش زنان کورد پس ازانقلاب ١٩٧٩تا١٩٨٩ م./١٣٥٧ تا ١٣٦٧ش
دوران اپیدمی سیاست گرایی، صعود و مشارکت همه گیر سیاسی تا سرکوب سیاسی،
زنان در کوردستان به سرعت سوی انقلاب کشیده شدند. آنان امیدوار بودند که انقلاب به “عدالت” وعده داده شده عمل کند، زنان کورد و میلیونها زن دیگر در ایران به خیابانها می آمدند. کسانی که بخشی از تظاهرات در مریوان بودند، می دانند که اولین خطوط این معترضین، زنان بودند. بسیاری از این زنان انقلابی قربانی شدند: آنها دستگیر و اعدام شدند. محقق این دوره را اولین موج جنبش زنان کورد پس از انقلاب در ایران در نظر می گیرد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران نه تنها آزادی زنان را فراهم نکرد بلکه زنان را از حقوق پیش از انقلاب نیز محروم کرد. بسیاری از آنها به نیروهای نظامی فرستاده شدند، بقیه مجبور به تبعید و خودتبعیدی شدند، بعضی از آنها به گروههای سیاسی پیوستند و کشور را ترک کردند، بعضیها بازداشت شدند، سن متوسط زندانیها، در این زمان کمتراز 18 سال بود.
یکی ازویژگیهای مهم نخستین موج این بود که الزامات فمینیستی بین اهداف ملی گم شد. با اینحال، این حرکت اول، راه رابرای جنبشهای فمینیستی بعدی تسریع کرد.
“زمانی که احزاب متفاوتی در کوردستان شکل گرفتند، بیشتر خواسته ها و مطالباتشان سیاسی بود و زنانی هم که با آنها همراه بودند در همان چهار چوب به فعالیت می پرداختند. این زنها خواستەهای خاص زنان را نداشتند. در پارەای موارد فقط اشارەهایی داشتند اما مانند نهاد یا سازمانی که صرفا بر روی مسائل زنان کار کنند، نبود. مطالبات زنان نیز در چهارچوب همان ایدئولوژی حزبی بود که به آن باورداشتند. گروههای چپ که عمدتا باوری به مبارزات زنان نداشتند. آنان همەی مشکلات جامعه را ازهمان دوربین طبقاتی می نگریستند.
قابل توجه است که اولین جنبش زنان کورد در سال ١٩٤٦م./١٣٢٥ش. و در دوره جمهوری کوردستان بود. اگرچه شکاف بزرگی بین این دو جنبش وجود دارد، اما میتوان شباهتهای این دو را یافت و دید. بدون شک خصایص ملی هر دو جنبش، قویتر از جنبش فمینیستی بودند. با این وجود، هر دو آنها ثابت کردند که زنان قدرتمند و متعهد میتوانند نقش مهمی در جنبشهای اجتماعی داشته باشند.
شاخص مهم این دوره مسئله اعدام زنان است. از این رو بایست به آن پرداخته شود.
اعدام زنان کورد
زنان کورد در جریان انقلاب به شدت هزینه دادند و تعداد زیادی به جوخەهای اعدام سپرده شدند. اعدام آنان تا سال ٢٠١٠م. ١٣٨٩ش به طور عمومی اعلام نشده بود تا زمانی که یک گروه از زنان کورد در سوئد در جریان یک سمیناربه مناسبت ۳۰ سال بعداز اعدامشان که تحت عنوان “لالەها” برگزار شد، اعلام کردند که اعدام همگی این فعالان بدون دادگاه و به شکلی دستەجمعی صورت گرفته و بیشتر آنان کم سن و سال و زیر ١٨ سال بودەاند. بین سالهای ١٩٧٩تا١٩٨٨ م./١٣٥٧ تا ١٣٦٧ش بیش از ٦٠ زن توسط جمهوری اسلامی ایران کشته شدند و این تعداد جدای از کسانی است که در هنگام مبارزه با دولت کشته شدند. اسامی داده شده در پاورقی تنها نامهایی است که محقق توانست به آنان دسترسی پیدا کند و گمان میرود تعداد بیشتری در این دوره قربانی سیاستهای کشتار جمعی دگراندیشان شده باشند.
سال ٢٠١٠ “شیرین علم هولی”، به همراه چهار زندانی سیاسی دیگر به جوخه اعدام سپرده شد. اعدام این زن و دوستانش باعث ایجاد آشفتگی در کوردستان و بسیاری از شهرهای دیگر ایران شد. رسانەها ادعا کردند که از سال ١٩٨٦م/ ۱۳٦٥ ش یرین اولین زن بود که اعدام شدە است اما این خبر دقیق نیست. حکم اعدام برای شیرین علم هولی، زندانی سیاسی کورد، توسط خبرگزاری حقوق بشر کوردستان اعلام شد. در گزارش آنان اعلام شدە بود حکم اعدام شیرین علم هولی، زندانی سیاسی کورد در زندان اوین تهران، به اتهام “محاربه” یا جنگ علیه خدا صادر شده است. حکم دادگاه انقلاب در نتیجه همکاری علم هولی با یک گروه مخالف در کوردستان بود. یک هفته قبل از اجرای حکم، شیرین از این حکم مطلع شده بود. شیرین علم هولی ٢٨ ساله و در ماكو، در استان آذربایجان غربی ایران متولد شدە بود. او در ماه ژوئن ٢٠٠٨م/١٣٨٧ش. دستگیر شد و به زندان اوین منتقل و آنجا مورد شکنجه قرار گرفت. پیشتر، گفتە میشد که او به حبس ابد محکوم شده بود، اما وکیلش حکم اعدام را در تاریخ نهم ماه می تایید کرد.
موج دوم جنبش زنان کورد، -٢٠٠٥ -١٩٨٩م. / ۱۳۶۸ -١٣٨٤ش.
دوران تغییرات لاک پشت وار
پژوهشگر معتقد است که موج دوم جنبش زنان کورد پروسه ای مملو از تغییرات لاک پشت وار است. این موج مابین سالهای٢٠٠٥ -١٩٨٩م. / ۱۳۶۸ -١٣٨٤ش است که شامل دو دوره :از آغاز دوران ریاست جمهوری دوران اکبر هاشمی رفسنجانی(درخلال سالهای ١٩٩٧-١٩٨٩م/ ۱۳۷۶ -۱۳۶۸ش) و دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی (در خلال سالهای١٩٩٧-٢٠٠٥م.,/١٣٨٤-١٣٧٦ش) این دوره با پایان دوران ریاست جمهوری خاتمی به اتمام می رسد.
جنبش این دوران بیشتررویکرد فمینیستی داشت و راه را برای مبارزاتی مانند «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» فراهم کرد. کنشگرانی مانند زینب بایزیدی و روناک صفار زاده و هانا عبدی از سازمان آذرمهرمحصول این دوران هستند. در اولین دوره ریاست جمهوری خاتمی، کنفرانسها، سخنرانیها و جشنوارەهای متعدد مربوط به حقوق زنان برگزار شد. در این دوره، بر خلاف دیگر سالهای پس از انقلاب، زنان کورد فعالتر شدند و گفتگو با زنان کورد در کشورهای دیگر آغاز شد. انجمنها و سازمانها، فعالیتهای خود را آغاز کردند تا زنان را با حقوق خود آشنا کنند و آنها را تبلیغ کنند. در مرحله دوم این دوران “از سال١٣٨٠ش/٢٠٠١م.، برگزاری مراسم 8 مارس به صورت جدی تر، برنامه ریزی شده و در وسعت بزرگتر و فراگیر ادامه یافت”. انجمهنا و گروههایی مشغول به کار برای زنان شدند. به طور نمونە انجمن زنان آذرمهر کوردستان فعالیتهای خود را در سال ١٣٧٧ش./١٩٩٨م. اغاز کرد و اهداف آنها شامل آموزش زنان در مورد بهداشت، فرهنگ، زبان کوردی و تاریخ بود. این گروه همچنین باشگاەهای کتاب را تاسیس کرد، کتابخانەها را در روستاها تاسیس کرد و بسیاری از کتابها و فیلمهای فمینیستی را تهیه کرد. آنها همچنین با مسائل مشترک ایران مانند چندهمسری، قتل عام، نگهداری از کودکان و دیگر قوانین ضد زن جنگیدند.
علیرغم فشارهای مختلف توسط جمهوری اسلامی ایران ،این انجمن فعالیتهای خود را تا سال١٣٨٧ش./٢٠٠٨م. ادامه داد. در نهایت بسیاری از اعضا دستگیر شدند و تازمانی که در ایران فعال بودند مجبور به فعالیتهای زیرزمینی و تحمل فشارهای سیاسی و مالی زیادی شدند . همچنین انجمن زنان مریوان نیز به گزارش کار خشونت علیه زنان، خودکشیهای زنان، قتلهای ناموسی، ازدواجهای اجباری، کودکان کار و غیرە پرداخت. این گروه مستقل توانست آگاهی را از طریق برگزاری کارگاهها، پانلهای بحث، ایجاد کتابخانەها و دیگر موارد از این دسته فعالیتها بالا ببرد.
در این دوره، تغییرات در حقوق زنان کورد، لاک پشت واراست. همانطور که توسط شهرزاد مجاب توضیح داده شده است، “پس از شکل گیری حزب زنان، ” جنبش فمینیستی در کوردستان هنوز از جنبش ملی گرایانه عقب مانده است “. دلایل متعددی برای این کندی در جنبش زنان وجود دارد که عبارتند از: ظلم و ستم بی رحمانه ملی؛ حتی ممانعت کنندەتر این است که رهبران ناسیونالیست بر مبارزه ملی تأکید دارند؛ آنها به وضوح به مبارزات ملی بهایی بیشتر از مبارزات جنسیتی و طبقاتی می دهند. بسیاری از احزاب ناسیونالیست، مباحث طبقه و سلطه جنسیتی را به حاشیه رانده و این مسائل را به آینده ارجاع میدهند”
موج سوم جنبش زنان کورد ٢٠١٢-٢٠٠٥م./ ١٣٨٤-١٣٧٦ش.
پروسه تقاطع ملی گرایی و آگاهی جنسیتی -قبل از جنبش سبز ایران
این دوره ای است که ناسیونالیسم و آگاهی جنسیتی همدیگر را قطع می کنند و وضعیتی میان برشی (اینترسکشن) پدید می آید. موج سوم در سال ٢٠٠٥م./ ١٣٨٦ش آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد. زنان به خیابانها رفتند، در روزنامەها و وبلاگها و دیگر رسانەهای اجتماعی نوشتند که بە این حرکت ادامه میدهند. آنها کیفیتهای رهبری و علاقه و تواناییهای خود را در درگیر شدن در رابطه با سیاست ثابت کردەاند. این موج به شدت تحت تأثیر استقلال کوردها در عراق، تکنولوژی، ارتباط با فعالان کوردی خارج از کشور و همچنین زنان در سایر نقاط ایران است.
کنفرانسهای منطقه بر مسائل داخل ایران اثرگذاشت. به طور نمونه در سال ٢٠٠٧م./١٣٨٦ش.، اولین کنفرانس بین المللی صلح و عدالت برای زنان در اربیل عراق، از مقامات در سلیمانیه و کل منطقه تحت سرزمین KRG بازدید کرد. این کنفرانس توسط وزارت امور زنان مستقل کوردستان تأمین و توسط کنگره ملی کوردی در آمریکا و در روزهای زنان تأسیس شد. سازماندهندگان هدفمند و متناسب، از میان زنان کورد از چهار کشور که کردها اقامت دارند (ایران، عراق، ترکیه و سوریه) انتخاب شدند. این کنفرانس همچنین اثرگذار و فکری جذاب بود. زنان کورد در ایران از خطرات بالقوه ای که ممکن است در زمانی که آنها به ایران می آیند آگاه باشند. این زنان غیر حزبی و تنها بە دنبال حقوق زنان بودند بدون اینکه بخشی از یک حزب سیاسی باشند. تبادلات مسائل فرهنگی واجتماعی از جمله برگزاری جشنهای سال نو، پوشیدن فراگیر لباس کوردی، مشارکت زنان در رویدادهای اجتماعی و سیاسی و پخش این حوادث در تلویزیون. سفر به یک منطقه مستقل کوردی و همکاری با دیگر زنان خاورمیانه در مورد حقوق زنان، همه رویدادهایی بودند که کمک زیادی به مشارکت زنان کردند و بعضا راههای موثرتری برای شیوه مبارزه بدون خشونت علیه سیاستهای زن ستیز سیستم سیاسی حاکم در ایران بودند.
در این برهه زمانی زنان جوان زیادی به سازمان نوبنیاد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) پیوستند. این حزب در سال-٢٠٠٤م./ ١٣٨٥ش تاسیس شد و به گفته واشنتگتن پست “نیمی از اعضای آن زنانی هستند که در سنین نوجوانی به سر می برند”. گرامی وود خبرنگار، درگزارش خود در سلات مگزین اشاره دارد که “زنان کورد جنگنده، زنان فمینست رادیکال هستند.” در جریان این موج، زندانیان، در زندانهای سنندج، مهاباد، سقز و دیگر شهرهای ایران مورد مجازاتهای شکنجه و تهدیدهای مرگ قرار گرفتند. بسیاری از فعالان زن کورد بدون روند قانونی و حضور وکلایشان و بدون اصلاع قبلی دستگیر متهم به کار در برابر ارزشهای انقلاب و امنیت ملی شدەاند و عواقب ناعادلانه ای را متحمل شدەاند.
بسیاری از فعالان زن در کوردستان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته اند فاطمه خندانی، طوبی رضاپور و بسیاری از مادران دیگر، پس از اینکه در دادگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، در بیمارستان بستری شدەاند. جرم آنها دفاع از حقوق زنان، مسائل کوردی یا آموزش زبان کودکان کورد زبان بود. بعضی از آنها دانشجو هستند. دیگران مادران دانشجویان فعال، فعالان فرهنگی و حقوق مدنی، روزنامەنگاران و اعضای سازمانهای حقوق زنان هستند که در کمپین شناخته شده با نام «یک میلیون امضا خواستار تغییر قوانین تبعیض آمیز» برای حقوق زنان در ایران فعال بودند. با این حال، کمپین و رهبران جنبش سبز به آنها توجهی نکردند تا خود را با مسئله کورد مخلوط کنند. به ویژه مواردی مانند شیرین علم هولی و زینب جلالیان توسط فعالان زن ایرانی نادیده گرفته شدند. “متاسفانه، اقدامات فوری برای تغییر شرایط زینب جلالیان انجام نشده است؛ نه توسط رهبران به اصطلاح جنبش اخیر در ایران و نه از سوی سازمانهای حقوق بشر ایران. بنابراین، زینب جلالیان و کسانی همچون او باچنین کابوس دهشتناکی روبرو هستند، بدترین کابوس برای هر زندانی سیاسی “
موج چهارم جنبش زنان کورد: پس از جنبش سبز 2013- تا کنون،
کاتالپسی سیاسی
در این دوره، گمگشتگی و سردرگمی در مورد اولویت بندی مسائل جنسیتی یا ملی مطرح شد. در این موج، زنان کورد متوجه شدند که باید توجه بیشتری به مسئله جنسیتی و حقوق برابر داشته باشند. علاوه بر این، آنها نمیتوانند بدون حمایت از مردمی که برابری جنسیتی و دیگر فعالان در تبار روابط را باور دارند، حرکت نکنند. مردان سیاسی و فکری از جنبش زنان حمایت کردەاند، اما حمایت آنها در جنبشهای سوم افزایش یافتە است. شهین محمدی در یکی از مصاحباتش می گوید: “تااندازەای که من آگاهی دارم دیدگاه مردان روشنفکر و دلسوز خیلی مثبت است. تا حد زیادی همراهی و همصدایی خود را با زنان نشان دادەاند. ممکن است دیدگاه خاص خود را هم نسبت به مبارزات زنان داشته باشند که هم سطح و همفکر با خود زنان فعال در جنبش نباشد که به نظر من این هم یک مسئله طبیعی و خوب است، اما عموما مردان روشنفکر کورد مشوق زنان بودەاند.”
آگاهی مردان و پایداری زنان دررسیدن به خواستەهایشان، بیشتر و بیشتر مردان را به حمایت از جنبش زنان تشویق کردە است. بسیاری از مردان مقالاتی را منتشر کردەاند و سخنرانی هایی برای اثبات باور خود به برابری مردان و زنان ارائه کردەاند. در کنفرانس زنان سال سال ٢٠١٠م. ١٣٨٩ش.، بسیاری از مردان کورد شرکت کردند، سخنرانی کردند و کمک و همکاری خود را اعلام کردند. پایه این نوع حمایتها در احزاب کورد وجود داشت و در داخل ایران شاخه کوردی از کمپین یک میلیون امضا -که توسط کاوه کرمانشاهی رهبری می شد، – نمونه ای است که او مبارزات برای برابری با زنان را شروع کرد و با راه اندازی شاخه کوردی کمپین، مقولە حمایت حقوق زنان کورد را دامن زده بود ادامه یافت. برخی از مردان به مطالعات جنسیت و زنان پرداختند تا بر دانش خود بیفزایند. تا بدین ترتیب نیمی دیگر از جمعیت پیشرفت کنند تا بدینوسیله حل و فصل مسائل ملی و جنسیتی آسانتر شود، شناخت حقوق زنان در این دوره بسیار مهم است.
آنها حتی در مبارزه خود، در سال ٢٠١٣م. ١٣٩٢ش.، با احترام و توجه بین المللی روبرو شدند. بیش از ١٥٠ مرد کورد کمپینی را آغاز کردند. به گزارش تریس ریت اسمیت “مردان کورد از شهرستان مریوان در استان کوردستان یک کمپین مبارزه ای را برای اصلاح مفاهیم قدیمی مردانه و زنانه راه اندازی کردەاند.” ” آنها عکسهای خود را در لباس زنان برای مبارزه علیه ماهیت جنسیت یک حکم دادگاه که با پوشیدن لباسهای زنانه، منجر به تحقیر عمومی یک مرد شد . صفحه فیس بوک آنها در طول همان ماه بیش از ١٧٠٠٠مورد، لایک و دنبال کننده کسب کرد.
در سال ٢٠١٩م/١٣٩٨ش، در زمان انجام این تحقیق، آزار و دستگیری هنوز تحت نامهای مختلف ادامه دارد. “از ٤٦ زن دستگیر شده، ٢٢ مورد مربوط به فعالیتهای سیاسی، ١٥ مورد مربوط به فعالیتهای مدنی، ٧ مورد مربوط به فعالیتهای مذهبی و دو نفر فقط به عنوان دامدارانی بودند که در مرزهای منطقه کوردستان زندگی می کردند. طبق گفته سازمان حقوق بشرهنگاو “در سال ٢٠١٨م./١٣٩٧ش. حداقل ١٨٣ پرونده نقض حقوق زنان در کوردستان ایران رخ داده است. این موارد نقض حقوق زنان از جمله سه مورد محکوم شدن است، دستگیری ٤٦زن کورد، صدور حکم قاضی برای ١٠ نفر در قوه قضاییه ایران، قتل ٢٧ زن کورد، ٨٦ مورد خودکشی، دو مورد مرگ مشکوک از دانشجویان دختر و ٨ زن مجروح شده و به دلیل انفجارهای مین کشته شدەاند. به گزارش خبرگزاری باس در ٢٠١٧م./١٣٩٦ش. ٢٣ زندانی سیاسی كورد ایرانی در زندانهای ایران بسر می برند كه دو نفر از آنها به حبس ابد محکوم شدەاند.
به نظر می رسد زنان در مورد خواستەهای خود برای گرفتن حق برابری واضح تر هستند و اجازه نمی دهند که این اهداف در میان جنبشهای ملی گرایانه گم شود. تحصیلات و تجربیات به زنان آموخته که داشتن کوردستان مستقل، لزوما وضعیت زنان را بهبود نمی بخشد، اما احترام به حقوق زنان می تواند به اهداف جنبش کوردستان برای حق تعیین سرنوشت و جنبش ناسیونالیستی کمک کند. در سالهای اخیر فعالیتهای محیط زیست افزایش یافته است و نسل جدید بیشتر به فعالیتهای زیست محیطی علاقەمند است. در بعضی از موارد، زنان برای فعالیتهای خود دستگیر شدەاند. به عنوان مثال در سپتامبر ٢٠١٨م./شهریور ١٣٩٧ش.، مهندس نگیسسا شهبازی، مخالف دولت و فعال محیط زیست دستگیر شد، زنان بیشتری در مورد پیوند میان دو جنبش گفتگو می کنند. در شهرهای مختلف با برنامەهای فرهنگی هنری یا برگزاری روز زن، یا کارهای گروهی ورزشی به دنبال آزادی و برابری می گردند.
ادبیات و کنشگری زنان کورد در دیاسپورا و دیسکورس تقاطع جنسیت و ملیت
زنان کورد در تبعید یا تبعید خودخواسته نیز بخش بزرگی از جنبش زنان یا فعالیتهای جنبش زنان کورد را تشکیل می دهند و غالبا نقش این دسته از زنان نادیده گرفته می شود. صدای آنها صدای زندانیان و پناهندگان است که باید به رسمیت شناخته شوند. نویسندگان و محققان، هنرمندان، فعالان سیاسی و روزنامه نگاران همچنان به مردان یادآوری می کنند که به نابود کردن نقشها و اثر زنان در روند حقوق زنان و جنبش کوردستان نپردازند. آنها اغلب از رسانەهای اجتماعی و بسیاری سیستم عامل دیگر به صدای کسانی که صدایشان در داخل کشور بریده شده است تبدیل شدەاند. رسانەهای اجتماعی مانند فیس بووک و تویتر نیز کمک دهنده بزرگی شدند. انجمها و سازمانهای غیر دولتی زنان کورد احداث شدە و به برگزاری کنفرانس پرداختەاند ازجمله مرکز زنان کوردستان ایران – (ناوەندی ژنانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان). عده ای از آنان گروهی فیسبوکی را تشکیل دادند و کنفرانسهای مربوط به زنان کورد اعدامی را برگزار کردند. عده ای به رساندن صدا و وضعیت زندانیان پرداختند. از صدها تظاهرات به عنوان وسیله ای برای نجات زندانیان استفاده کردند و در مواردی به دیدار گزارشگران حقوق بشر رفتند. از آن جمله با گزارشگر مخصوص حقوق بشر سازمان ملل متحد دیدار کرده و نگرانی خود را نسبت به اعدام قریب الوقوع یک زندانی سیاسی کورد بیان نمودند. در کمیته حقوق زنان کورد در، کنگره ملی کورد، آمریکای شمالی موضوع زنان زندانی به اطلاعیەهای مطبوعاتی کشیده شد، مراسماتی به یاد آنان تهیه و تدارک دیده شد، مسئله تجاوز به عنف در مورد زنان در کوردستان مورد بررسی قرار گرفت، چندین مقالۀ مطبوعاتی را منتشر کردند، برخی از آنها در کمپین آموزشی مانندآموزش زیز آتش شرکت کردند. برای گفتن داستان زنان کوردی در زندان، بعضی از زنان کورد در کمیسیون زنان سازمان ملل متحد برای اولین بار در تاریخ، بعضی با کارهای هنری و چاپ و نشر کتاب به این امر یاری رساندند. برای مطالعات آینده نگارنده و پژوهشگران فمنیست، این مبحث بسیار غنی و جذاب است .
فصل پنجم
نتیجه گیری و مباحثه
زنان کورد در ایران از قوانین ملی و مسائل فرهنگی در داخل جامعه خود رنج می برند. این به عنوان یک نابرابری دوگانه برای زنان کورد است. یک زن ایرانی باید با قانون تبعیض جنسیتی مقابله کند. قوانین اسلامی ایران، زنان را شهروند درجه دو در نظر میگیرند. زندانیان سیاسی بی شماری، از جمله زندانیان عقیدتی، همچنان تحت مجازاتهایی که توسط دادگاەهای ناعادلانه تحمیل شده بودند، هستند و یک لایه دیگر را به این موضوع اضافه می کنند، یک فعال زن ایران باید با تبعیض جنسیتی و سرکوب آزادی بیان کنار بیاید و همچنین مورد بی مهری سیستم حاکم و غیر حاکم قرار گیرند.
زنان در موقعیتهای اجتماعی -اقتصادی پایین و یا زنان از اقلیتهای مذهبی و دینی بیش از اندازه از چنین تبعیضهای قانونی رنج می برند. با وجود این همه مشکلاتی که سر راه زنان بوده است، زنان کورد در ایران، خود را زیر سایە باقی نگذاشتند. ایجاد گروەهای کاری، رشد روحیه ساختن منطقه ای خودمختار، در موج اول، افزایش مبارزات زنان و فعالیتهای متقابل فعال در جریان دوم، گفتگوهای آزاد با زنان خارج از کوردستان ایران درموج سوم و توجه زنان در دیاسپورا در موج چهارم، برخی از ویژگیهای جنبش زنان کورد در ایران هستند. جنبش جنسیتی باعث فروپاشی حصارهای مردانه و توتالیتاریسم مرد و تابوهای سنتی و فروریزی حصارهایی که در هر دو طرف زنان قرار داشتند و زنان را ناعادلانه در کنار حصارهای سنتی و مذهبی قرار دادە بودند، شدەاند.
موج بعدی چیست؟ آیاروحیه ساختن دولت ملت جدیدی به نام کوردستان در کنارجنسیت و گره خوردن آنان به زنان توان بیشتری می بخشد؟ آیا زنان ” بی وطن” نسل نو، نیازی به پیوند با مادران مبارز خود می بینند یا به درماندگی آموخته شده قناعت میکنند؟ به نظرمیرسد تاریخ وزمان بهترین پاسخگوباشند. تاریخ جمهوری کوردستان و سالهای آخر رژیم شاه، فضای انقلاب و تغییرات در منطقه در دهەهای اخیر، زمینه را برای نادیده گرفتن زنان انقلابی کورد مهیا کرد. مشارکت زنان در روزهای تاریخی علیه فرمان حجاب اجباری در١٧ اسفند ١٣٥٧ش/٨مارچ ١٩٧٩م. راهپیمایی تاریخی مریوان از شهرهای بزرگ کوردستان، ایجاد مراکز زنان، گروەهای آموزشی زنان و کارگاەهای آموزشی برای کمک و بهبود زخمیها، و ماندن در اولین خطوط تظاهرات علیه بی عدالتی، نسلی را ایجاد کرد که دیگر نمی تواند در جنبش تاریخ کورد حذف شود. بررسی این روند درازمدت ضروت بهم گره خوردگی باورها و پایگاههای اجتماعی از جمله جنسیت و ملیت و الزاما دو نسل چهل ساله (١٣٥٧ه.ش/ ١٩٧٩م.تا ٢٠١٩م/١٣٩٨ش را نشان میدهد. این تغییرات ممکن است سختی موج بعدی جنبش، کە باید اقدام برای تعیین نیاز به تغییرات اساسی وحل مسئله بی کشوری زنان کورد باشد، را تسهیل کند. موجی که عدم گرایش به سمت نیاز به تغییرات اجتماعی و سیاسی را کاهش میدهد. و در صورتی که پژوهشگران و رهبران جنبش زنان به درکی جامع از دیدگاه اینترسکشنالیتی برسند، راههای پیوند خوردن جنبش ملی و جنبش برابری خواهانه زنان رابیابند. آکادمیسینها، کنشگران جنسیت و زنان، گاها در اهمیت این تئوری از این هم فراتر می روند، جامعەشناسانی همچون دکتر “نیره توحیدی” معتقدند که یکی از راهای ممانعت از “کشیده شدن حرکات اجتماعی به طرف خشونت، تعصب کور و درکهای تکساحتی و ذاتپندارانه” این است که کنشگران آگاه “با دخالت فمینیستی و استراتژیک در گفتمانها و جنبشهای هویتطلبانه ملیگرا و قومگرا، دیدگاه میانبرشی و چندوجهی {اینترسکشنالیتی} را ترویج بخشند”. آدری لورد تاکید می کند “شما مجبور نیستید من(مانند من) باشید تا ما بتوانیم با یکدیگر کنار بیاییم. من مجبور نیستم شما باشم تا تشخیص دهم که جنگهای ما مشابه هستند. آنچه ما باید انجام دهیم متعهد شدن به آیندەای است که می تواند هر یک از طرفین را با توجه به نقاط قوت هویت فردی خود، به سمت آن آینده بکشاند و به منظورانجام این کار، ما باید همزمان تفاوتهای همدیگر و شباهتهایمان را بپذیریم.
سوالهای بسیاری هنوز پابرجاست. سوال این است که آیا زنان در جنبش کوردستان تا چه حد حضور داشتەاند و آیا از این حضور آسیب دیدەاند یا به شکلی مثبت تحت تاثیر قرار گرفتەاند.
علیرغم این واقعیت که زنان کورد در مواجهه با مشارکت سیاسی و فعالیتهای خود با موانع زیادی روبرو بودەاند، تحقیق حاضر نشان می دهد که مشارکت آنها در مبارزات و جنبشهای کوردستان نتیجه مثبتی برای رشد و توسعه و بالا رفتن درک آنان از ضرورت تلاقی میان جنسیت فمینیسم و ملیت گشته است. این پژوهش تا حدی تاثیر و تاثر هر دو جنبش و در هم تنیدگی آنان را نشان داد.
در تجزیه و تحلیل عمیق، می توان دریافت که علیرغم عواقب، تلفات و آسیبهای سلاح در زندگی زنان، نقض بین سنت و نظام پدرسالارانه و آزادی انتخاب برای زنان کورد انجام شده است. اولا، ایشان بر توانایی و برابری زنان با افراد متشخص خود در جنبش ملی اصرار کردەاند، که باعث ایجاد احساس توانایی و اعتماد به نفس شدە، و زمینه ساز تقسیم بندی زنان شدە است.
ایدەهای سکولار سازمانی و ماهیت جنبش ملی کورد به عنوان یک جنبش سکولار به این روند کمک کرد. تاثیر جنبشهای آزادسازی کوردستان بر آگاهی زنان نمی تواند انکار شود. و به همین ترتیب، تاثیری که زنان خردمند که به طور خستگی ناپذیر مبارزه کرده اند و زندگیشان را از دست داده اند، نمی تواند نادیده گرفته شوند. به طوری که این روند خوراکی برای حمایت از جنبش کورد در سراسر جهان فراهم کرده است. تحصیلات و مشارکت فعال در سیاست و اقتصاد برای تغییر وضعیت زنان در کوردستان، طول می کشد.
سخت است که باور کنیم که وضعیت زنان کورددرایران به زودی تغییرخواهد کرد، زمانی که مردان و زنان در برابرقانون مساوی نیستند، زمانی که فرصت برای کل جمعیت کورد ناامید کننده است و حقوق بنیادی آنها نقض شده است. هنگامی که مبارزه برای حل سوالات ومسئله پیچیده جنسیتی که به طورکامل ساخته دست انسانهاست سخت است. همانطورکه سیمون دوبووار، ١٩٤٩م./ ١٣٢٨ش. اظهارداشت: “تمام تاریخ زنان ساخته دست انسانها است. همانطور کە در آمریکا هیچ مشکلی سیاهپوستی وجود ندارد، بلکە مشکل سفیدهاست؛ درست همانطور کە ضد یهودیت یک مشکل یهودی نیست، این مسئلە هم همابگونە است؛ بنابراین مشکل زن همیشە یک مشکل مردانە بودە است. ” مشکل و مساله زن کورد به خودی خود وجود ندارد اگر مسئله فارس، مرد، اکثریت و مذهب نبود.
اگر تمام موارد فوق امکان پذیر باشد پیشرفت جنس دوم میسر است و می تواند صورت گیرد و شکاف بزرگی از عدم وجود انجمن و مجمع نمی تواند موضوع و مقوله مهمی باشد. اگر نهادهای غیردولتی تشویق شوند که تامین کنندە منابع مالی برای تبدیل به یک ابزار برای آموزش زنان و تأثیرگذاری بر دولت شوند.
در نهایت می توان نتیجه گرفت از آنجا که این تحقیق با استفاده از “روش پژوهشی انتخابی تحلیلی – توصیفی (تحقیق اکتشافی)” قصد نداشت پاسخهای نهایی و قطعی را به سوالات تحقیق ارائه کند، صرفا به بررسی همه جانبه و عمیق موضوع تحقیق با سطوح مختلف ” پرداخت. قطعا محققان و در واقع نویسنده از این پژوهش از تجزیه و تحلیل و بحث در مورد این تحقیق برای تحقیقات آینده استفاده می کنند. قابل توجه اینکه “تحقیق اکتشافی تحقیق اولیه است، که اساس تحقیق قطعی تر است.”
این تحقیق به تجربیات و وضعیت زنان کورد در ایران اشاره می کند و به کل جامعه کورد در منطقه جغرافیایی ایران تعمیم داده نمی شود. لازم به ذکر است که این مطالعه تنها بر اساس روشهای توصیفی انجام شده و از آنجایی که تحقیقات بیشتری لازم است تا مشخصەهای بیشتری در مورد این جمعیت متنوع را پیش از نتیجه گیریهای عمومی به دست آوریم. هدف اصلی این مطالعه بررسی چالشها و مبارزات جامعه مورد مطالعه است تا پاسخ به تمام سوالات تحقیق.
به طور کلی، این پژوهش پژوهشی اکتشافی، تجربیات زنان کرد در ایران را مورد بررسی و توصیف قرار داد و “به سادگی سوالات تحقیق را بررسی کرد و زمینه را برای تحقیقات بیشتر باز گذاشته است.”
این تحقیق به حضور زنان کورد در مراحل مختلف مشارکت آنان در امور سیاسی و غیرسیاسی با رویکردی جامع پرداخت، بحث و تحقیق بعدی بایست به علل حضور و عدم حضور آنان حل تعارض و یافتن راهکارهای برون رفت از بحران تعارض و پسا تعارض از دیدگاه خود زنان کورد با رویکردی آنالتیک بپردازد. محقق این بخش از کتاب برای یافتن راهکارها به جمع آوری دادەها از متدولوژی پیمایشی و روش میدانی بهرە خواهد گرفت و از محققین علاقمند برای این کار تحقیقی دعوت به همکاری دارد.
صلاحیت پژوهشگر
نویسنده این کار تحقیقی، یک فمینیست سکالرکورد، فارغ التحصیل دکترا در زمینه مطالعات رهبری و سیاستگذاری آموزشی ازدانشگاه ایالتی کالیفرنیا است. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته حقوق بین الملل است جایی که او بر «پیشرفت حقوق زنان و نقش سازمان ملل متحد» تمرکز داشت. دکتر فلاح نویسنده دهها مقاله پژوهشی وفرهنگی بوده و مصاحبه هايی در همين خصوص در رساناهای مختلف فارسی ،کوردی و انگلیسی داشته و مقالات وی در ژورنالهای آمریکایی به چاپ رسیده است. یکی از آخرین آثار وی چاپ کتاب درسی دانشگاهی به زبان انگلیسی تحت عنوان “چالش های یادگیری دانش آموزان توانخواه با نیازهای ویژه/ استثنایی متعلق به فرهنگ و زبانی متنوع و متفاوت” (٢٠٢٠م./١٣٩٩ش.) می باشد. او به طور گسترده ای با زنان کورد در همه کشورها در ارتباط است و ریاست چندین کنفرانس بین المللی زنان را درکشورهای مختلف برعهده داشته است، مانند اولین کنفرانس بین المللی زنان کورد برای صلح و برابری، کنفرانس زنان و فرهنگ زندگی، نه مرگ و… دکتر فلاح یکی از اعضای بنیانگذاری کمیته ملی زنان سازمان ملل و در حال حاضر سفیر حسن نیت زنان سازمان ملل -انجمن آمریکا شاخه لوس آنجلس است. ثریا در احداث چندین سازمان غیر انتفاعی برای حقوق زنان و حقوق بشر دست داشته است از جمله دبیرسازمان غیر انتفاعی زنان جهانی برای زندگی با مجوز رسمی کالیفرنیا در زمینه پیشرفت حقوق زنان. آشنایی وی به چند زبان و چارچوبهای تاریخی و نظری تقاطع جنسیت، ملت، طبقه، کمک زیادی در گردآوری دادەهای تحقیقاتش می کند. برای آشنایی بیشتر به بلاگ رسمی وی مراجعه شود.
نگارنده این تآلیف را به زنان کورد ، آنان که نقطه میان برش و گره گشای مبارزات جنسیت و ملیت اند تقدیم می کند
.
فهرست منابع/بیبیلیوگرافی
“Angels of Iran Documentary Series: “For Kurdistan: The Soraya Fallah Story”. ” U. S. Baha’i Office of Public Affairs. Last modified April 2012. http://publicaffairs. bahai. us/new-video-released-in-angels-of-iran-documentary-series-for-kurdistan-the-soraya-fallah-story/.
Beauvoir, Simone de, 1908-1986. The Second Sex. London :Jonathan Cape, 2009. Smith, E. J. , & Harper, S. R. (n. d. ). Center for the Study of Race & Equity in Education. Retrieved from http://www. gse. upenn. edu/equity/SouthernStates
“BBC NEWSMiddleEastIraq’s Other Kurdish Rebel Group. ” Last modified December 19, 2007. http://news. bbc. co. uk/2/hi/middle_east/7148405. stm.
Brown, Reva B. Doing Your Dissertation in Business and Management: The Reality of Researching and Writing. Thousand Oaks, CA: SAGE, 2006.
Bengio, Ofra. “Game Changers: Kurdish Women in Peace and War. ” Last modified 2016. https://dabdulkader. files. wordpress. com/2017/07/out. pdf.
“Country Policy and Information Note Iran: Honour crimes against women. ” Home Office. Last modified2017. https://assets. publishing. service. gov. uk/government/uploads/system/uploads/attachment_data/file/653537/CPIN_-_Iran_-_Honour_crimes_October_2017_ex. pdf.
Cagaptay, Soner, and Zeynep Eroglu. “The PKK, PJAK, and Iran:. ” The Washington Institute for Near East Policy – The Washington Institute for Near East Policy. Last modified June 2007.
“Democratic Association of Women in Iranian Kurdistan. ” Facebook – Log In or Sign Up. https://www. facebook. com/Democratic-Association-of-Women-in-Iranian-Kurdistan-1082456138484071/.
Dudley, Rachel A. “Confronting the concept of intersectionality: The legacy of Audre Lorde and contemporary feminist organizations. ” McNair Scholars Journal 10, no. 1 (2006): 5.
.
Eslami]. Azadi-ye Andishe (A Persian Journal in Social Sciences and the Humanities), Vol. 1, Khordad/June, 165-234.
Fallah, s. “Kurdish Women Challenges and Struggles at the time of Conflict and Post-Conflict, An Exploratory Research Study on Status of Kurdish Women in Iran. ” In wien: LIT Verlag, 2020.
Fallah, Soraya. “Voices Being Buried Alive. ” The Iranian. Last modified January 25, 2011. https://iranian. com/2011/01/14/voices-being-buried-alive/.
Fallah, Soraya. “A Letter to Ahmed Shaheed Regarding Zainab Jalalian by Soraya Fallah. ” Kurdish Women Haven. Last modified 2013. https://kurdishwomanhaven. blogspot. com/2013/07/a-letter-from-soraya-fallah-to-ahmad. html.
Fatehi, Tara. “The Visibility and Invisibility of Kurdish Women in Iran. ” Medya Magazine. Last modified April 12, 2014. https://medyamagazine. com/visibility-invisibility-kurdish-women-iran/.
Girls Not Brides. “Iran – Child Marriage Around The World. Girls Not Brides. ” Girls Not Brides. Last modified 2018. https://www. girlsnotbrides. org/child-marriage/iran. .
Hassan, Sayeh. “Kurdish Herald – The Independent Gateway to Kurdish News and Analyses. ” Kurdish Herald – The Independent Gateway to Kurdish News and Analyses. Last modified 2009. http://www. kurdishherald. com/issue/002/article05. php.
Holvino, Evangelina. “Intersections: The simultaneity of race, gender and class in organization studies. ” Gender, Work & Organization 17, no. 3 (2010): 248-277
.
Homa ,Ava “Echoes from the Other Land. ” Home. https://www. avahoma. com/echoes-from-the-other-land. Html
hooks, bell (2014) [1984]. Feminist Theory: from margin to center (3rd ed. ). New York: Routledge. ISBN 9781138821668.
Hooks, Bell. Feminist Theory: From Margin to Center. London, England: Pluto Press, 2000.
Home Office. “Country Policy and Information Note Iran: Honour crimes against women. ” 1 (2017), 9.
Holvino, Evangelina. “Intersections: The simultaneity of race, gender and class in organization studies. ” Gender, Work & Organization 17, no. 3 (2010): 248-277.
Hosseini, S. B. (2019). Women in conflict and post-conflict situations: An anthology of cases from Iraq, Iran, Syria and other countries. LIT Verlag Münster.
“Iran Discrimination. . human rights abuses against Kurdish minority” Home | Amnesty International. Last modified 2008. https://www. amnesty. org/en/documents/MDE13/088/2008/en/
Iran Chamber Society: Iranian Calendar Converter. (2018). Retrieved from http://www. iranchamber. com/calendar/converter/iranian_calendar_converter. php
“Iran Bans Publication of Kurdish-language Instruction Book. ” Rudaw. Last modified June 2017. http://www. rudaw. net/english/middleeast/iran/03062017.
“IRAN: One Million Signatures Demanding Changes to Discriminatory Laws. ” PeaceWomen. Last modified December 7, 2015. https://www. peacewomen. org/content/iran-one-million-signatures-demanding-changes-discriminatory-laws.
“Iran Minorities 2: Ethnic Diversity | The Iran Primer. ” Front Page | The Iran Primer. Accessed January 13, 2019. https://iranprimer. usip. org/blog/2013/sep/03/iran-minorities-2-ethnic-diversity.
“Iranian Kurdistan. ” Wikipedia, the Free Encyclopedia. Last modified January 13, 2019. https://en. wikipedia. org/wiki/Iranian_Kurdistan.
“Ijtihad. ” Wikipedia, the Free Encyclopedia. Accessed January 17, 2019. https://en. wikipedia. org/wiki/Ijtihad.
Iranian Kurdistan. In Wikipedia, the free encyclopedia. Retrieved December 4, 2018, from https://en. wikipedia. org/wiki/Iranian_Kurdistan(2018, November 21).
“Iran Population Female Percent Of Total. ” TRADING ECONOMICS | 20 Million INDICATORS FROM 196 COUNTRIES. https://tradingeconomics. com/iran/population-female-percent-of-total-wb-data. html.
Jobaida, Soemi. “My Feminism Will Be Intersectional. ? Gender Theory ? Medium. ” Medium. Last modified May 20, 2017. https://medium. com/gender-theory/my-feminism-will-be-intersectional-504e9a50e8a6.
“Kaveh Kermanshahi, Iranian Activist. ” Human Rights Watch. Last modified April 17, 2015. https://www. hrw. org/news/2012/12/13/kaveh-kermanshahi-iranian-activist.
“Kurdish Female Political Prisoners Held in Iranian Prisons. ” BasNews. Last modified 2017. http://www. basnews. com/index. php/en/news/middle-east/335054.
Kassem, Nadeen E. “International Conference on Kurdish Women for Peace and Equality, Erbil, Southern Kurdistan. ” 2007. https://www. jstor. org/stable/10. 2979/MEW. 2007. 3. 3. 105?seq=1#page_scan_tab_contents.
Khezeryan, Zakarya. “Ghassemlou the Feminist?” The Kurdistan Tribune. Last modified July 12, 2014. https://kurdistantribune. com/ghassemlou-feminist/.
Khezri, Haidar. “The complex of gender politics of Kurdistan. ” Pacific Standard. Last modified March 2018.
NAVENDA PENa KURD – MalperaFermîYaPENa KURD. Accessed , 2008. http://www. pen-kurd. org/englizi/soraya/kurdish_women_c_pr08. pdf.
KNCNA. “Calls for the Freedom of Kurdish Women Activists in Iran. ” NAVENDA PENa KURD – Malpera Fermî Ya PENa KURD. Last modified January 2008. http://www. pen-kurd. org/englizi/soraya/kurdish_women_c_pr08. pdf.
Lorde, Audre. Sister outsider: Essays and speeches. Crossing Press, 2012
Maisel, Sebastian. The Kurds: An Encyclopedia of Life, Culture, and Society. Santa Barbara: ABC-CLIO, 2018.
Manuello, Tessa. “Getting to Know the Kurds of Khorasan. ” Rudaw. Last modified 2013. http://www. rudaw. net/english/middleeast/iran/08092013.
McDonald, Susan. “Kurdish women and self-determination: A feminist approach to international law. ” Mojab, S. Women of a non-state nation: The Kurds, Mazda Publications, Irvine California (2001): 135-152.
http://sites. utoronto. ca/wwdl/publications/english/mojab_03. pdf
Mojab, Shahrzad. “Women and Nationalism in the Kurdish Republic of 19461. ” Last modified 2001. http://fcis. oise. utoronto. ca/~mojabweb/publications/0001E478-80000012/0695C75E-001257DC. -1/mojab_03. pdf.
.
Mojab, Shahrzad. Women of a Non-state Nation: The Kurds. Mazda Pub, 2001.
Mojab, Shahrzad. “Women and Nationalism in the Kurdish Republic of 1946. ” Women of a Non-State Nation: The Kurds(2001): 71.
Moradian, Michael A. “Domestic Violence Against Single and Married Women in Iranian Society. ” Academia. edu – Share Research. Last modified 2009. http://www. academia. edu/2435646/Domestic_Violence_against_Single_and_Married_Women_in_Iranian_Society.
Moradian, Azad. “Shirin Alam Hooli. ” VOK Radio,This Page Is Dedicated To The Kurdish Woman Activist. Accessed December 20, 2018. http://www. vokradio. com/content/view/1122/46/.
M. , V. “What Happened?” The Economist. Last modified 21, 2012. https://www. economist. com/newsbook/2012/06/21/what-happened. ,& researcher’s personal experience
Napikoski, L. (2010, June 9). What Is a Patriarchal Society and How Does It Relate to Feminism? Retrieved from https://www. thoughtco. com/patriarchal-society-feminism-definition-3528978
Nicholas, Andrea B. “Linguicide.” Briarpatch Magazine. Last modified March 1, 2011. https://briarpatchmagazine.com/articles/view/linguicide.
Price,,Massoume. “Iran Chamber Society: Iranian Society: Patriarchy and Parental Control in Iran. ” Iran Chamber Society. Last modified 2006. http://www. iranchamber. com/society/articles/patriarchy_parental_control. php.
Pratap, Abhijeet. “Research Design and Its Types: Exploratory, Descriptive and Causal. ” Cheshnotes. Last modified October 8, 2018. https://www. cheshnotes. com/2018/07/research-design-and-its-types-exploratory-descriptive-and-causal/
.
Prunhuber, Carol. Dreaming Kurdistan: The Life and Death of Kurdish Leader Abdul Rahman Ghassemlou. Bern: Peter Lang, International Academic Publishers, 2019.
. Radio, Vok. “VOK Radio NewsCast March 6th 2008. ” YouTube. May 5, 2012. https://www. youtube. com/watch?v=gltZlHdS9uc.
Refworld | The Leader in Refugee Decision Support. Accessed January 13, 2019. https://www. refworld. org/pdfid/58bd7e2b4. pdf.
Reid-Smith, Tris. Last modified 2013. http://”Men in Iran Don Women’s Clothes to Protest Cross-dress Punishment. ” Gay Star News. Last modified April 23, 2013. https://www. gaystarnews. com/article/men-iran-don-women%E2%80%99s-clothes-protest-cross-dress-punishment230413/#gs. D1OPA=U.
Salehi, F. (2012). لاله کان. Retrieved from https://www. facebook. com/groups/130277880333402/
Saunders, Mark N. , Philip Lewis, and Adrian Thornhill. Research Methods for Business Students. New York, NY: Pearson Higher Ed, 2012.
Sheykholislami, Jaffer. “Kurdish in Iran: A case of restricted and controlled tolerance. ” International Journal of the Sociology of Language 2012, no. 217 (2012). doi:10. 1515/ijsl-2012-0048.
Singh, Kultar. Quantitative social research methods. Sage, 2007.
“Statistics. ” UNICEF | Children?s Rights & Emergency Relief Organization. Last modified December 27, 2013. https://www. unicef. org/infobycountry/iran_statistics. html.
Tavanaتوانا |. Last modified 2011. https://tavaana. org/sites/default/files/Surviving-Rape-in-Iran-Persian. pdf. Farsi
The Association for Human Rights in Kurdistan of Iran-Geneva (KMMK-G) » (2017, September 5). Retrieved from http://www. kmmk-ge. org/2017/09/
“THE CIVIL CODE OF THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN. ” Wayback Machine. Accessed January 16, 2019. https://web. archive. org/web/20170311161504/www. alaviandassociates. com/documents/civilcode. pdf.
The PKK, PJAK, and Iran:Implications for U. S. -Turkish Relations
The Washington Times http://www. washingtontimes. com. “Tehran Faces Growing Kurdish Opposition. ” The Washington Times. Last modified April 3, 2006. https://www. washingtontimes. com/news/2006/apr/3/20060403-125601-8453r/.
Tohidi, Nayereh. (2015/1394). Women’s Studies in Iran’s Universities: A Display of the Paradox of Islamic Republic [ReshtehMotaleat-e Zanandar Iran: Nemoodidigaraz Paradox-e Jomhuri-ye Eslami]. Azadi-ye Andishe (A Persian Journal in Social Sciences and the Humanities), Vol. 1, Khordad/June, 165-234.
Veal, A. J. Research Methods for Leisure and Tourism. Harlow, United Kingdom: Pearson UK, 2017.
“World Day 2018: Death Penalty; the Kurds in Iran Are the Main Victims of Execution According to the United Nations. ” ,2011. https://united4iran. org/world-day-2018-death-penalty-the-kurds-in-iran-are-the-main-victims-of-execution-according-to-the-united-nations.
Singh, K. (2007) “Quantitative Social Research Methods” SAGE Publications, p. 64
Tohidi, Nayereh. (2015/1394). Women’s Studies in Iran’s Universities: A Display of the Paradox of Islamic Republic [ReshtehMotaleat-e Zanandar Iran: Nemoodidigaraz Paradox-e Jomhuri-ye Eslami]. Azadi-ye Andishe (A Persian Journal in Social Sciences and the Humanities), Vol. 1, Khordad/June, 165-234.
United Nations High Commissioner for Refugees. “The Hidden Side of Iran: Discrimination Against Ethnic and Religious Minorities. ” Refworld. Last modified October 2010. http://www. refworld. org/docid/4cc034f42. html.
Wikipedia contributors, “Iranian Kurdistan,” Wikipedia, The Free Encyclopedia, https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Iranian_Kurdistan&oldid=991885546
Wood, Graeme. “Meet the Kurdish Guerrillas Who Want to Topple the Tehran Regime. ” Slate Magazine. Last modified June 2006. https://slate. com/news-and-politics/2006/06/meet-the-kurdish-guerrillas-who-want-to-topple-the-tehran-regime. html.
“Zeinab Jalalian Case. ” Redress. Last modified 2015. https://redress. org/casework/zeinab-jalalian-case/.
منابع و مآخذ فارسی
آموزش نظامی به “حزب آزادی کوردستان” ایران برای مبارزه علیه داعش, 10/9/2016, www. dw. com
Kurdistan Freedom party, پارتی ئازادی کوردستان Wikipedia,
همپوشانی نژاد، جنسیت وطبقه درمطالعات سازمانی- قسمت اول. ” بیدارزنیLast modified January 3, 2015. https://bidarzani. com/20417.
” being woman is not a tool of humiliation and punishment زن بودن ابزارتحقیروتنبیه هیچکس نیست. ” Facebook – Log In or Sign Up. Accessed January 16, 2019. https://www. facebook. com/KurdMenForEquality.
(Center for Strategic Stats and Information. “What proportion of women make up the country’s labor supply,2018)
? 2018″ مرکزآمارواطلاعات راهبردی. “زنان چه سهمی ازعرضه نیروی كاركشورراتشكیل میدهند؟. “.
“Kurdish Women Study Center – ناوەندی پرسی ژنانی رۆژهەڵاتی کوردستان” Facebook – Log In or Sign Up. Accessed Jan, 2019. https://www. facebook. com/Kurdish-Women-Study-Center-
Free Malak Ghorbani from Stoning رهایی ملک قربانی ازسنگسار-. ” KurdistanNet. Last modified 2008. http://kurdistannet. blogspot. com/2008/08/blog-post_02. html.
گلرخ قبادی کتاب شقایق بر قبادی, قبادی. شقایق ها بر سنگلاخ، زندگی و زمانه یک زن کرد, 1st ed. سوئد2015. .
“(Iran- End capital punishment in form of stoning)ایران–به اعدام باسنگسارخاتمه دهید” Home | Amnesty International. Last modified 2007. https://www. amnesty. org/download/Documents/56000/mde130012008fa. pdf.
Iran Human Rights documentation center (2012), (Exaction of Kurds by IRI,1358) خاطرات تسخیر
کننده: اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸
Kar, Mehrangiz مهرانگیز کار. “رفع تبعیض از زنان: مقایسه کنوانسیون رفع تبعیض از زنان با قوانین داخلی ایران. ” (2020)
Kermanshahi, Kaveh. “رابطهی جنبش زنان و جنبشهای ملیتهای غیرفارس در ایران. ” ئاسۆی رۆژهەڵات. Last modified July 2014. http://asoyroj. com/farsi//detail. aspx?=hewal&jmara=6657&Jor=7.
Kurdistannet. رهایی ملک قربانی از سنگسار. Retrieved from http://kurdistannet. blogspot. com/2008/08/blog-post_02. html(2008).
LEMKIN R. , 1944 Axis Rule in Occupied Europe, Washington: Carnegie Endowment for International Peace available from [->http://www. preventgenocide. org]
“Literacy rate-in-Iranمیزان
-باسوادی-در-ایران-به-زبان-آمار. ” Statistical Center of Iran, 2017.
Marivan women association, about us “درباره ما. ” انجمن فرهنگی زنان مریوان. Last modified May 18, 2010. http://zananm. wordpress. com/about.
محمدخانی غیاثوند, سوسن. “نقش زنان در جنبشهای کوردی و تاثیر این جنبش ها بر زندگی زنان-بخش دوم. ” Akhbare-rooz (iranian Political Bulletin). Last modified July 2010. http://www. akhbar-rooz. com/article. jsp?essayId=30767
محمدخانی غیاثوند, سوسن. “نقش زنان در جنبشهای کوردی و تاثیر این جنبش ها بر زندگی زنان. ” Akhbare-rooz (iranian Political Bulletin). Last modified July 2010. http://www. akhbar-rooz. com/article. jsp?essayId=30767
برگزاری چندین مراسم به مناسبت روزجهانی زن دربانه” Payam political news website. Last modified March 8, 2018. http://www. payaam. org/iran/2018/3/page82. html.
Ravanshad, Elaheh. “«به دختران اعدامی تجاوزمیشدکه به بهشت نروند
». ” Radio Farda. Last modified August 30, 2011. https://www. radiofarda. com/a/F7_Soudabeh_Ardavan_IV_on_Torture_in_Iran_Prisons/1800927. html. Farsi
“تجاوز خانوادگی، ناپیدا اما واقعی! مصاحبه با سیمین چایچی. ” SoArt. Last modified May 18, 2018. https://soartclub. org/family-rape-invisible-but-real/.
حسینی, غلامعلیGholamaliHossaini. “)جنبش معلمان ((second part بخش دوم Teacher’s movement). ” PEZHVAK-E-IRAN . . . پژواکایران. Accessed January 14, 2019. http://pezhvakeiran. com/maghaleh-69117. html
“Transfer of NegisaShahbazi to Ilam Central Prison. ” Hengaw organization of human rights ڕێکخراوی مافی مرۆڤیی هەنگاو. Last modified 2018. https://hengaw. net/en/news/transfer-of-negisa-shahbazi-to-ilam-central-prison.
Tohid, Nayereh “National Territories and Sexual Borders. ” Zannegar, Journal of Women’s Researchers and Activists of women studies, no. 22 (June 2014), 5-11. توحیدی, نیره. “قلمروهای ملی و مرزهای جنسی. ” زن نگار، نشریه پژوهشگران و کنشگران مطالعات زنان, no. 22 (June 2014), 5-11. http://zannegaar. net/sites/default/files/Issue22. pdf.
Tohidi, Nayereh. ایرانآکادمیا | سایتایرانآکادمیاLast modified July 2017. https://agora. iranacademia. com/wp-content/uploads/2017/07/tohidi. pdf.
Zanan Marwan”مسئله دوچرخه سواری بانوان در مریوان و دیدگاه انجمن و مسئولین. ” Last modified September 8, 2016. https://zananm. wordpress. com/2016/08/01.


